جبهه رزمندگان ایران آزاد
الذهاب إلى القناة على Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
304
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
سخنان وتحلیل جالب امید فراغت روزنامه نگار و تحلیلگر سیاسی از قیام دی ماه وسرانجام ظالمین و قاتلین مردم !
امید فراغت پنجشنبه ها یادی میکرد از زندانیان سیاسی
حالا او خودش چند هفته است که در زندان است!
به امید آزادی همه زندانیان سیاسی
@isargaran_pahlavi
Repost from امیر موحد
پست دفتر مطبوعاتی اعلیحضرت شاهنشاه رضا شاه دوم پهلوی سوم
«ایجاد ناامیدی، ماموریت اصلی ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی»
پیامی برای شما در روزهایی که ماشین پروپاگاندای جمهوری اسلامی با صرف میلیاردها دلار سرمایه ملت ایران، یک ماموریت مشخص دارد، ایجاد ناامیدی.
#این_آخرین_نبرده_پهلوی_بر_میگرده
#پارتیزانهای_ایرانی_آماده_باشید
#پاینده_ایران_شاهنشاهی_جاویدشاه
جاوید شاه
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
#ایران_را_پس_میگیریم
👉 @AM_Movahed
Repost from صادق بیگدلی - Sadeq Bigdeli
بند ۵: به محض امضای این تفاهمنامه (MOU)، جمهوری اسلامی ایران تمام تلاش خود را به کار خواهد بست تا تمهیدات لازم را برای عبور ایمن و بدون هزینه کشتیهای تجاری به مدت ۶۰ روز، صرفاً از خلیج فارس به دریای عمان و بالعکس فراهم آورد. تردد کشتیهای تجاری بلافاصله آغاز خواهد شد و با توجه به نیاز به رفع موانع تاکتیکی و نظامی و مینروبی توسط جمهوری اسلامی ایران، ظرف ۳۰ روز برقرار خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران به منظور تعریف مدیریت آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، با سلطنت عمان گفتگو خواهد کرد؛ این گفتگوها در رایزنی با سایر کشورهای ساحلی خلیج فارس و در راستای قوانین بینالمللی لازمالاجرا و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی تنگه هرمز انجام خواهد شد.
آمریکا شبکه بینالمللی انتقال صدها میلیون دلار برای جمهوری اسلامی را هدف تحریم قرار داد
وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه اعلام کرد دفتر کنترل داراییهای خارجی این وزارتخانه چند شبکه فعال در کشورهای مختلف را بهدلیل کمک به «بانکداری سایه» جمهوری اسلامی برای انتقال صدها میلیون دلار هدف تحریم قرار داده است.
وزارت خزانهداری میگوید این شبکهها از شرکتهای پوششی،صرافیها و حسابهای واسطه در امارات متحده عربی،هنگکنگ،سنگاپور و دیگر کشورها برای انتقال درآمدهای ارزی جمهوری اسلامی،از جمله درآمد حاصل از فروش نفت،استفاده میکردند.
بر اساس این بیانیه،بانک شهر و شرکتهای وابسته به آن از جمله بازیگران اصلی این شبکه بودهاند و یکی از صرافیهای مستقر در امارات تنها در سال ۲۰۲۶ صدها میلیون دلار تراکنش در چند ارز مختلف انجام داده است.
اسکات بسنت،وزیر خزانهداری آمریکا،گفت شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی زیر فشار کارزار «خشم اقتصادی» در حال تضعیف است و حکومت راههای کمتری برای جابهجایی پول در اختیار دارد.
وزارت خزانهداری همچنین اعلام کرد جمهوری اسلامی در حالی با کمبود ارز خارجی روبهروست که فساد و سوءمدیریت در شبکه مالی مخفی خود نیز زیانهای قابل توجهی به آن وارد کرده است. این هشتمین اقدام آمریکا در سال جاری علیه شبکه بانکداری سایه جمهوری اسلامی است.
#تحریم #بانک
@DEJradio
@isargaran_pahlavi
Repost from Iran International ایران اینترنشنال
گروه مقاومت اسلامی عراق حمله برنامهریزیشده به عربستان را به درخواست هادی العامری و شماری از رهبران سیاسی به تعویق انداخت. همزمان، نخستوزیر عراق با رییس سازمان اطلاعات عربستان درباره تحولات امنیتی منطقه گفتوگو کرد.
@iranintltv
✅ آقای پزشکیان به جای عدد بپرسید چه کسی فرمان کشتار دی ماه را داده است
✍مهدی محمودیان
رئیسجمهور، کسانی را که شمار قربانیان قتلعام ۱۸ و ۱۹ دیماه را سی یا چهل هزار نفر اعلام کردهاند، «خائن» و «وطنفروش» خوانده است.!
بسیار خوب؛ فرض کنیم روایت آنان نادرست و آمار مورد ادعای شما درست است. اگر به رابطه آسمانیتان با رهبر شهیدتان و آقای خامنهای دوم آسیبی وارد نمیشود، لطفاً توضیح دهید آن چند هزار نفری را که خودتان نیز کشتهشدنشان را انکار نمیکنید، چه کسانی به خاک و خون کشیدند و عاملان این جنایت را باید چه نامید؟
مگر وطن فقط نام یک حکومت، یک رهبر یا یک دستگاه سرکوب است؟ مگر آن هزاران انسانی که در خیابانها کشته شدند، مردم همین سرزمین نبودند؟ آیا اعتراض به کشتار مردم خیانت به وطن است، اما فرماندادن، زمینهسازی، توجیهکردن و پنهانکردن آن کشتار، وطندوستی محسوب میشود؟
اختلاف بر سر عدد، اصل جنایت را از میان نمیبرد. حتی اگر آمار رسمی خود شما را بپذیریم، باز هم با کشتهشدن هزاران شهروند روبهرو هستیم؛ انسانهایی که نام، خانواده، زندگی و حق حیات داشتند. نمیتوان با مناقشه بر سر شمار قربانیان، مسئولیت قتل آنان را پاک کرد.
بهجای خائن و وطنفروش خواندن کسانی که از قربانیان سخن میگویند، پاسخ دهید: آن هزاران نفر را چه کسانی کشتند؟ چه کسی فرمان داد؟ چه کسانی شلیک کردند؟ چه کسانی حقیقت را پنهان کردند؟ و چه کسانی امروز نیز بهجای پاسخگویی، طلبکارانه به خانواده قربانیان و معترضان اهانت میکنند؟
اگر سخنگفتن از خون مردم خیانت است، کشتن مردم را چه باید نامید؟
@isargaran_pahlavi
متن ارسالی از دوست همراه کانال :
اخیرا بریدههای از سخنان شخصی به نام خرازی که پیروان کمعقلتر از خودش او را آیت الله مینامند و در واقع آلتالله است، در شبکههای اجتماعی مبادله میشود.
کاش هممیهنان گرامی بدانند که این هم تحفهای است از اتاق فکر حکومت اسلامی و فرقه تبهکار، که با کارگردانی اصلاحطلبان اجرا میشود.
اصلاحطلبان که غارتگر و فاسدند، با اصولگرایان که جانی و مفسدند، در یک چیز مشترکند: تلاش برای بقای حاکمیت جمهوری جهل و جنون اسلامی. آنها هر کاری میکنند و هر حرفی میزنند و هرچیزی را لو میدهند و هر عملی را که نشان میدهند، فقط برای یک هدف است: جمهوری اسلامی بماند.
یکی از ترفندهای نخنما و فرسوده ایشان برای تضمین بقای حکومت جهل و غارت، آن است که دوقطبی کاذب بسازند، مثلا میان اسلام داعشی و اسلام رحمانی، میان جامعه اسلامی و جامعه مدنی، میان خشونت بیپروا و آزادی کنترلشده.
الان این خرازی دارد همان نقشی را بازی میکند که مصباح یزدی در اواخر دهه هفتاد و اوائل دهه هشتاد بازی میکرد. نمایش تتوریزه کردن خشونت عریان، برای اینکه مردم را به این نتیجه برساند که خاتمی آدم خوب و ملایمی است و باید به سوی او رفت.
راندن مردم بهسوی اصلاحطلبان حاکم و غارتگر، خواسته اتاق فکرهای پلیدی است که اینطور نمایشها را مینویسند و اجرا میکنند. مردم از خرازی بترسند و زیر بیرق اصلاحطلبان و طیف جدید قدرت، یعنی پزشکیانها و محمدسامتینگها بروند.
راه مقابله با این نقشه و نمایش شوم ایرانویرانکن، افشای آن است. مردم باید بدانند که هیچ فرقی نیست میان پزشکیان و خرازی. هر دو از یک آخور میخورند و هر دو تنها هدفشان بقای این آخور است، و هر دو برای بقای این آخور ابزارهای امنیتی و غارتگرانه را تا جایی که بتوانند، بدون هیچ رحم و مروتی بهکار میگیرند.
مردم باید آگاه باشند که بقای این نظام فرقه تبهکار، مساوی است با نابودی ایران. و البته آگاه هستند، اما عملیات پروپاگاندا و فاسد کردن ذهن و زبان عمومی و کارهای رسانهای، گاهی ما را از هدف دور میکند. همانطور که تنها هدف فرقه تبهکار حاکم، از خرازی تا پزشکیان، بقای این حکومت است، هدف ما هم فقط باید براندازی و نابودسازی این حکومت باشد. ما این کار را به زنده نگهداشتن امید و آگاهی در جان و دلمان، و با گوش سپردن به فرمان شاهنشاه ایران، رضاشاه دوم انجام خواهیم داد، و نقشههای شوم تبهکاران را نقش بر آب خواهیم کرد.
@AM_Movahed
@isargaran_pahlavi
Repost from مهدی نصیری
باشد قبول شما پنکه نداشتید ابگوشت که داشتید ؟ میشه بگین یه زودپز آبگوشت با کل حبوبات و گوشت و مخلفات دیگش که رو چراغ قل میزد چند در میومد ؟ باشه شما پنکه نداشتید ولی بالاخره یه جایی داشتید سرتونو بزارین رو بالش میشه بگین قیمت و اجاره اون خونه چند بود ؟ باشه شما پنکه نداشتین اما با یه وسیله ای میرفتین اینور اونور میشه بگین قیمت پیکان صفرش چند بود ؟ باشد قبول پنکه نداشتین میشه بگین با حقوق یه ماه چند گرم طلا میتونستین بخرین ؟ آقا مسعود اگه از بچگی گفتنه چرا از داشته ها نمیگی و از نداشته ها میگی ؟ مثلا چرا از درصد تورم نمیگی چرا از رشد اقتصادی نمیگی چرا از رقابت بدون سهمیه نمیگی چرا از مسجدای پر مسلمون نمیگی چرا از...جای شما بودیم
از بچگیمون نمیگفتیم چون بچگیمون از بزرگیمون بزرگتره ...
علی قاینی
@iraneazadvaabad
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
«شریعتی و دوزخ پاریس»
شریعتی میهنی فکریـنظری برای خیل عظیمی از جوانان تحصیلکردۀ ایرانی ساخت؛ جوانانی که تا پیش از اومدن شریعتی بین جبهههای مختلف آواره بودند. از یه طرف اسلام سنتی جذبشون نمیکرد، اما هنوز مسلمون بودند؛ از طرف دیگه مارکسیسم رو دوست داشتند، اما دینستیزی و ماتریالیسمش رو نمیپسندیدند.
در اینجا به یک شعبدهبازی نظری نیاز بود؛ به واعظ سخنوری نیاز بود که بتونه چیزهای جمعنشدنی رو با هم جمع کنه؛ جامهای از عقل به تن عقلستیزی کنه و روحی صوفیانه در تنۀ خشکِ علم بدمه؛ سیاست رو با دیانت مخلوط کنه و طریقت رو به مشی سیاسی بدل کنه. اما مگه میشه اینهمه اضداد رو با هم جمع کرد؟ بله میشه؛ با ملاط آرایههای ادبی و با موسیقی سحرکنندۀ کلام در خطابههای آتشین ــ و بعد هم تکثیرِ هزار هزارِ این شعبدهبازی کلامی روی نوارهای کاست، به دست لشکر سحرشدگان.
در این مطلب میخوام از مواجهۀ عینی و واقعی شریعتی با دنیای مدرن بگم. شریعتی هم مثل خیل بزرگی از همنسلانش طعم زندگی در اروپا رو به آسانی چشید ــ او هم فرزند زمانهای بود که جوانان ایرانی به آسانی به همهنقاط دنیا دسترسی داشتند؛ ارزش پول ملی هم پشتیبانی خوبی برای زندگی و تحصیل راحت فراهم میکرد.
البته شریعتی در ۲۶ سالگی با بورس دولتی برای تحصیل دکتری عازم پاریس شد. دقیقاً «مواجهۀ شریعتی با محیط عینی غرب» خودش یک دادۀ مهم برای فهم اندیشه و سرشت شریعتیه.
هر کسی ممکنه در غربت دچار ملال، افسردگی و بیزاری از محیط ناآشنای اطرافش بشه، اما بیزاری شریعتی از محیط پاریس نتیجۀ یک دلتنگی ساده نبود. اون بیزاری و بیگانگی عمیق و آشتیناپذیر شریعتی نسبت به پاریس نمیتونست دلتنگی صِرف باشه. شاید اوج این بیگانگی رو در اینجا بشه دید که شریعتی در جایی میگه تنها نقطۀ مورد علاقهش در پاریس «گورستان مونپارناس» هست ــ یعنی تنها جای گرمِ پاریس سنگهای سرد گورستانه؟
گفتیم شریعتی در خرداد ۱۳۳۸ با بورس دولتی به پاریس رفت. در روزهای اول با کاظم رجوی، برادر مسعود رجوی، هماتاق بود. کاظم پونزده سال از مسعود بزرگتر بود و در فرانسه حقوق خوند و او هم در سالهای بعد در زمرۀ انقلابیها بود. پس از انقلاب هم در شورای مثلاً ملیِ برادر کوچکش فعال بود تا اینکه به قتل رسید.
برگردیم به شریعتیِ تازه از راه رسیده... در همون لحظۀ اول، پاریس حال شریعتی رو خراب کرد. میگفت: «آغاز ورود به اروپا، عظمت این هیولای پولادی که بر روی طلا و سکس خوابیده است و نامش تمدن جهانگیر غرب است... مرا به خود لرزاند.» او در نامهٔ دیگهای مینویسه: «اینجا فقط برای یک عده ولنگواز شهوتران و ولخرج جای خوبی است، و اِلا تنهایی و غربت چنان به آدم فشار میآورد که حد ندارد.» و به همسرش در نامهای میگه از محیطی که در آن هستم «بیزارم».
عجیبه که هیچ چیز در فرانسه شریعتی رو خرسند و خوشحال نمیکنه. میگه: «ای کاش اینجا نمیآمدم و معنای آزادی را نمیچشیدم و فقط میان کتابها میخواندم. در مشهد، همان ماندۀ سفرۀ سورچرانها ما را بس است تا همانها را به عنوان علم نوشخوار میکردیم.» در جای دیگه میگه: «اولین نکتهای که در اینجا به چشم میخورد، آغاز زوال اروپایی است که همه هستی ما را به غارت برد؛ به خصوص فرانسه...»
اما واقعاً چرا شریعتی فکر میکرد «اروپا همۀ هستی ما را به غارت برده است»؟ اروپا کدوم هستی ما رو به غارت برده بود؟ وقتی شریعتی به محیط اطرافش به چشم «غارتگرِ هستیِ خود» نگاه میکرد، چطور میتونست درکی غیرمغرضانه و آگاهیبخش از اون به دست بیاره و به سازوکارِ نهفته در پس اون تمدن و توسعه پی ببره؟ ــ و با این نفرت و بیزاری، تنها رهتوشهای که میتونست با خودش به ایران بیاره، تئوریزه کردن این نفرت و بیزاری از غرب بود که پایتخت فرهنگیش پاریس بود.
اما یه وجه مشمئزکنندۀ دیگهٔ پاریس برای شریعتی رابطۀ زن و مرد بود. شریعتی در وصف زنان پاریسی نکتهای میگه که میتونه کلیدی باشه:
«زنده باد ایران که زنها این همه قرب و منزلت دارند. بیا اینجا ببین، دختر ۱۸ ساله کمر به قدر گردن، ژوزفین پر از ژپن، نیش ابروها هر چه دلت بخواهد به طرف بالا، تقریباً یک وجب از جای اولیاش آنطرفتر، چی بگم، هوش از سر آدم میبرد، حالا مگر این بیچارهها توقعی دارند؟ نه. مادموازل! بله. شما خیلی خوشگلید! میخواهید بریم یک قهوه بخوریم؟ بله. تمام شد. دیگر شعر و معر و عشق و سوز و فراق و درد و کوفت و زهرمار در کار نیست...»در پاریس از اون حجابهای روانشناختیـفرهنگی که در سرزمین و فرهنگ مادریش زن و مرد رو از هم جدا میکرد و رابطۀ دو جنس رو به رازی پیچیده تبدیل میکرد، خبری نبود. و این عریانشدگیِ امیال برایش منزجرکننده بود ــ میل جنسی از پیرایهها و پردههای روانشناسیِ فرهنگی دراومده بود و همهچیز زیادی لخت و رک بود ــ در یک کلام؛ در اینجا جسمِ انسان دیگر رازآلود نبود؛ پس بد بود. علی با دلزدگی میگفت، زندگی در آنجا برایش عجیب ملالآور است، زیرا «کسی که رقص بلد نباشد، قیافۀ سکسی هم نداشته باشد، اینجا باید مثل من سماق بمکد.» شریعتی اول سرش رو به تنهایی، دوری از جامعۀ فرانسه و کتابخونۀ کتابهای شرقی (فارسی و عربی) گرم کرد. کتابهای فارسی و عربی که در ایران فراوان بود (بجز برخی کتب خطی کمیاب) و برای داشتن این کتابها نیازی به فرانسه رفتن نبود! مدتی در مدرسۀ آلیانس زبان فرانسه خوند که اون هم دیری نپایید و کلاس رو رها کرد و بدون اینکه فرانسه رو خوب یاد گرفته باشه «کتاب نیایش»، اثر الکسی کارل رو به زور فرهنگ لغت به فارسی ترجمه کرد. حقیقتاً علاقۀ وافر شریعتی برای کسی مثل الکسی کارِل شاید یکی از نقاط تاریکش باشه، چون هیتلری مخوف در نهاد کارِل نهفته بود و افکاری بسیار واپسگرا، ضدزن و نژادی داشت؛ در یک کلام اندیشههای ترسناکی داشت. اما شریعتی اصرار داشت هر طور شده کتابچۀ «نیایشِ» کارل رو به فارسیزبانان پیشکش کنه. (البته این کتابچه در ستایش نیایشه، و ربط مستقیمی به افکار اصلاح نژادی کارل نداره). در سالهای بعد شریعتی با محیط مأنوستر شد اما همچنان با فرهنگ میزبان بیگانه بود و خودش رو به چیزهایی سرگرم میکرد که ربطی به فرهنگ میزبان نداشت. جدای از آن نسخههای خطیِ فارسی و عربی، دلمشغولیهایی یافته بود، اما اینها بیشتر در ستیز با جامعۀ میزبان بود. با طرفداران نهضت آزادیبخش الجزایر آشنا شد و همکاری میکرد؛ در حد جا دادن و پوشش دادن بهشون. در مبارزات دانشجویان علیه شاه هم همکاری میکرد. حتی در راستای این فعالیتهای ضدامپریالیستی به زندان هم افتاد؛ وقتی در اعتراض خیابانی به کشته شدن پاتریس لومومبا بازداشت شد و مدتی به زندان افتاد ــ و چیزی نمونده بود از فرانسه اخراج بشه. شیفتگی شریعتی به فرانتس فانون و اثر معروفش، «دوزخیان روی زمین»، هم نشانه واضح دیگهای از غربستیزی شریعتیه. فانون پیامبر استعمارستیزی خشونتآمیز بود. در واقع، شریعتی دستورالعمل فانون رو اجرا کرد: فقط نفی فیزیکی استعمار کافی نیست، بلکه بدیلی بومی هم باید در نفی مطلق استعمار (که چیزی جز غرب نبود) ارائه میشد. شریعتی به هر چیزی دست برد، از اسلام تا مارکسیسم، تا این معجون نظری رو بسازه — ثمره کار او یوتوپیایی مبهم بود که فقط برای جایگزین کردن عقل با شور مناسب بود. کارخانه تولید جوانان مجاهد و خردگریز که آماده بودند توسعه نفرتانگیزِ لابد غربی و کاپیتالیستی رو قربانیِ معنویتِ خطبههای حسینیه ارشاد کنند. پینوشت: نقلقولهای شریعتی از امیرسعید الهی، «نامههایی از پاریس، پاریس در نامههای روشنفکران ایرانی»، نشر پارسه، ص ۱۵۳-۱۸۸. #شاهد_تاریخی @Garajetadayoni | گاراژ
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
فایل صوتی شریعتی و دوزخ پاریس با صدای جناب فرید یوسفی گرامی
#خوانش_پست
#شاهد_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
✅پیکر نیلوفر حدادی، دوبلور، که با اتهام «جاسوسی» بازداشت شده بود در خانهاش پیدا شد
کانال تلگرامی «خبرانهها»، متعلق به مهدی محمودیان، فعال مدنی، گزارش داد پیکر نیلوفر حدادی، مدیر دوبلاژ و دوبلور، پس از چند روز در خانهاش پیدا شد. بر اساس این گزارش، علت مرگ او «ایست قلبی» اعلام شده، اما نتیجه آزمایش سمشناسی پزشکی قانونی هنوز منتشر نشده و پرونده بررسی مرگ او همچنان مفتوح است.
نیلوفر حدادی اواخر فروردینماه پس از یورش ماموران پلیس امنیت به خانهاش بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد شد. در پرونده او اتهامهایی از جمله «جاسوسی» و «همکاری با دولتهای متخاصم» مطرح شده بود.
به گزارش خبرانهها، حدادی در ماههای پس از آزادی با فشار ناشی از پرونده قضایی و نگرانی درباره سرنوشت مادر مبتلا به آلزایمرش روبهرو بود. این گزارش همچنین میگوید پس از مرگ او، محل دفن پیکرش تغییر کرد و با برگزاری مراسم یادبود برای او نیز مخالفت شد.
@isargaran_pahlavi
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
.حیدر حیدر ، کشتن دختر ومادر !
حیدر حیدر ، کشتن پدر و پسر !
نوحه ای شنیدنی در شرح جنایات رژیم کودک کش و آدمخوار جمهوری داعشی اسلامی❤️
#علیه_فراموشی
#ایران_را_پس_میگیریم
@isargaran_pahlavi
#جیهه_رزمندگان_ایران_آزاد
🔴 ایشون کل عمرش، درگیر آزادی مردم بوده و زندگیشو در راه مردم فدا کرده!
جاویدنام محمد خانمحمدی، سرهنگ ۶۷ ساله بازنشسته ارتش، که در جنگ هشت ساله تا لحظه آخر جنگید و جانباز شد.
و اما ۱۹ دی ماه در سعادت آباد، با شلیک ۲ گلوله جنگی به قتل رسید.
خانوادهاش گفتن وقتی جنازهشو پیدا کردن، بهش وسایل درمانی متصل بوده و تیر خلاص بهش زدن...
جاوید شاه
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
#ایران_را_پس_میگیریم
@AM_Movahed
@isargaran_pahlavi
Repost from مهدی نصیری
+2
فرزند ایران و جان فدای میهن جاوید نام
رزیتا رخ زاده
رزیتا ، ۳۳ ساله که با کلی تلاش تبدیل شده بود به اولین مکانیک دخترِ مرسدس بنز در ایران، ۱۹ دی ماه در جریان اعتراضات توسط مزدوران سرکوبگر در راه وطن کشته شد.
نام و یادش تا ابد جاودان 🥀🖤
#جاویدنام
@iraneazadvaabad
کوروش احمدی( تحلیلگر):
در بحث جنگ علیه ایران، کنگره حتی اگر به طور کامل هم دست دموکراتها بیفتد، آنها نمیتوانند در حوزه سیاست خارجی ترامپ مداخله فوقالعادهای بکنند.
@isargaran_pahlavi
Repost from امیر موحد
خون ما هنوز روی زمین است
ما خون دادیم. خونِ بسیار. خونِ گرم و جوان.
هزاران نفر را مثل برگ پاییزی ریختند کف خیابان. بیمحاکمه. بیپاسخ. بیشرم. نامها هنوز در گوش شهر میپیچد. تصویرها پاک نشدهاند. زخمها هنوز بازند.
و حالا از ما میپرسند: میشود سکوت کرد؟ میشود تحمل کرد؟ میشود زندگی عادی داشت و خندید و درس خواند و کار کرد؟
نه. سکوت در برابر این خون، همدستی است. تحملِ بیپاسخگویی، عادیسازی جنایت است. زندگی عادی وقتی عدالت معلق است، کنارآمدن با ظلم است. خنده وقتی نام کشتگان را صدا نزدهایم، فراموشی سازمانیافته است.
این خشم، حافظهی زندهی ماست. حافظهای که میگوید اگر خون پاسخ نگیرد، دوباره ریخته میشود. ما انتقام میگیریم؛ نه از سر کینهی کور، از سر وظیفهی حافظه.
اما حافظه کافی نیست. دشمن اصلی هنوز ایستاده و از تفرقهی ما تغذیه میکند.
هر اتفاقی افتاد، پشت شاهزاده باشید. برگ برندهی شما شاهزاده است. هر حزب و گروه و جناح و دین و عقیدهای که هستید مهم نیست. فقط متحد زیر پرچم شیروخورشید بایستید.
اگر متفرق شوید و سر مسائل کوچک به جان هم بیفتید، جمهوری اسلامی خون همهی ما را خواهد ریخت. شک نکنید. اگر یک برانداز در جزئیات با شما اختلاف دارد، اشکال ندارد. کینه به دل نگیرید و از دشمن اصلی غافل نشوید.
تفرقه همان چاقویی است که رژیم با آن گلوی این ملت را میبرد.
خون ریختهشده فقط وقتی معنا پیدا میکند که تبدیل به نیرو شود؛ نیرویی که پراکنده نباشد، زیر یک پرچم جمع شود، و بداند دشمن اصلی کیست. حافظه بدون اتحاد، فقط زخم باز میماند. اتحاد بدون حافظه، به سازش و فراموشی ختم میشود.
ما خون دادیم. حالا باید این خون را به اراده تبدیل کنیم. ارادهای که پشت شاهزاده میایستد، تفرقه را نمیپذیرد، و دشمن اصلی را حتی یک لحظه از یاد نمیبرد.
پاینده ایران
جاوید شاه
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
👉 @AM_Movahed
از پابلو اسکوبار تا جمهوری اسلامی؛ تاریخ، امپراتوریهای ترس را یکجور به پایان میرساند !
✍مهدی نوذر
تاریخ یک ویژگی عجیب دارد؛ خودش را عیناً تکرار نمیکند، اما الگوهایش را بارها و بارها به رخ انسان میکشد.
پابلو اسکوبار روزگاری نماد قدرت بود. پول داشت، سلاح داشت، آدم داشت و آنقدر نفوذ کرده بود که خیلیها باور داشتند هیچکس توان زمین زدنش را ندارد. او تصور میکرد میتواند با خشونت، ارعاب و حذف مخالفان، برای خودش یک امپراتوری ابدی بسازد.
اما قدرتی که بر ترس و زر و زور بنا شود، یک بیماری لاعلاج دارد؛ هرچه بزرگتر میشود، ترس صاحبش هم بزرگتر میشود.
اسکوبار برای نابودی دشمنانش از هیچ جنایتی ابا نداشت. هرکس را مانع بقای خودش میدید، حذف میکرد. اما سرانجام خودش به جایی رسید که نه از آن ارتش خبری بود، نه از آن ابهت و نه از آن ثروت افسانهای. مردی که روزی همه از او میترسیدند، در آخرین روزهای زندگیاش خودش از همه میترسید.
به گمان من، جمهوری اسلامی نیز سالهاست در همین مسیر قدم میزند؛ ساختاری که بقای خود را بالاتر از هر اصل دیگری قرار داده و هر منتقد یا مخالفی را تهدیدی برای ادامه حیات خود میبیند. وقتی یک حکومت بیش از آنکه به رضایت مردم تکیه کند، به ابزارهای امنیتی و فضای هراس وابسته شود، در واقع اعتراف کرده که از درون احساس امنیت نمیکند.
تاریخ نشان داده است که قدرتهای متکی بر ترس، حتی اگر از بیرون سقوط نکنند از درون فرسوده میشوند. همان ترسی که برای دیگران ساختهاند، آرامآرام به جان خودشان میافتد و تصمیمهایشان را اسیر میکند.
به همین دلیل است که من سرنوشت جمهوری اسلامی را در سرنوشت پابلو اسکوبار میبینم؛ نه از آن جهت که یکی قاچاقچی بود و دیگری حکومت، بلکه از این جهت که هر دو بر این باور بودند که با زور، حذف و هراس میتوان برای همیشه ماند.
اما تاریخ هیچگاه با این منطق کنار نیامده است.
پایان قدرتهایی که خود را ابدی میپندارند، معمولاً نه با شکوه است و نه با اقتدار؛ پایانشان با انزوا، فرسودگی و فرو ریختن همان هیبتی رقم میخورد که سالها برای ساختنش هزینه کرده بودند.
تاریخ فقط یک سؤال میپرسد: وقتی همهچیز تمام شد، از آن همه قدرت چه باقی ماند؟
در مورد اسکوبار، پاسخ روشن است.
و درباره جمهوری اسلامی به زودی پاسخ آن را خواهیم یافت..
@politicscafe
@isargaran_pahlavi
فرازی کوتاه از سخنان مهم مهدی نصیری در گفتگو با بیژن عبدالکریمی ( چندسال قبل)
#یادآوری_تاریخی
#علیه_فراموشی
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
@isargaran_pahlavi
من هر بار که اندوهگین میشوم و هر بار که احساس خستگی و یأس میکنم، به این عکسِ محمدرضاشاه بزرگ مینگرم و به خود میگویم: تو حق نداری خسته باشی!
ما به آریامهر دِینی بزرگ داریم و تا ادای این دِین، حق نداریم از پا بنشینیم.
در آخرین نبرد، پهلوی به دست ملت ایران به وطن بازخواهد گشت؛ پیکر شاه را نیز به ایران بازخواهیم گرداند و چنان آیین تشییعی برای او برگزار خواهیم کرد که در تاریخ ایران جاودانه شود.
✅@behzadmehrani77
@isargaran_pahlavi
