نشانیِ سوّم
Открыть в Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Больше834
Подписчики
-824 часа
-467 дней
-15030 дней
Архив постов
832
واقعا تا به حال از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم. =))))))))))))))))))))
=))))))))))
دخترم بهم افتخار میکنه. =))))
832
آسمان عزیزم، خواستم بگم دخترت حتما بهت افتخار میکنه. و چه چیزی قشنگتر از اینکه یه مامانی داشته باشی که توی دوران خودش با تموم سختگیری که بهش میشده سعی کرده راه درست رو بره و بابتش شرمنده یا خجالتزده نباشه.
832
https://t.me/neshani_ha/3786
هیچ تکستی رو به اندازه ی این درک نکردم درس خوندم تلاش کردم افکار عقب مونده ی خانواده و شهر کوچیک رو از سرم بیرون کردم و در آخر من یه لوزرم که خانوادم ازم متنفرن🤡
832
گذسته از همه ی اینها، هیچوقت نفهمیدم چهطور میتونم با این شخصیت، فکر و روحیه، از نگاه خانوادهم بازندهترین آدمی باشم که میشناسن.
832
Repost from N/a
بهشدت ناراحت و عصبانی شدم وقتی که این پست رو دیدم. هشتاد درصد دلیل اینکه حتی اگه تجاوزی هم صورت بگیره کسی جرئت بیان و شکایت و ... نداره همین رفتارها و واکنشهای خونوادهست. نمیدونم چرا با وجود این همه ظلمی که در حق زنها دیدند، چرا هنوز هم باوری بر این ندارند که این احساساتی که اسمش رو آبرو گذاشتن، وقتی پای جان و حق طرف مقابل وسط باشه، پشیزی ارزش نداره!
832
این پیامیه که من از پدرم دریافت کردم وقتی از تعارضهایی که به زنان شده و به پوشش و سن ربط نداشت ریپست کردم. میدونم که بیاد خونه دهنم سرویسه. تو برای بهتر شدن جهان چی کار کردی؟
832
یک دقیقه و پنجاه و سه ثانیه تصویر و صدا از تخت، چراغ، دستگاه، دکتر و هر آنچیزی که در دندانپزشکی باعث آرامش روح و روان میشود.
832
Repost from کنج آسمون
پ.ن: تازگی ها فهمیدم دختر عموم هم مثلِ خودمه. شاعرانه بودن تو ذاتمونه. تو خونمون جریان داره. ما تو سیل و زلزله قهرمانیم. جنگ شه اول از همه شال و کلاه کردیم. جیگر داریم. اما تو یه سری مسئله هایِ احساسی، تقی به توقی میخوره ها، تب و غمخواب رهامون نمیکنه.
832
Repost from کنج آسمون
من تازه فهمیدم تا چه حد حتی سیستمِ بدنم هم مالِ این زمونه نیست. دور و برم حالبدیهاشون زیاد مثلِ خودم نیست. بیشتریاشون فرق دارن. من تب میکنم و دست درد میگیرم و زیرِ چشمام سیاه میشه و به قولِ پروین خانوم، مثلِ گنجشک میلرزم و از دست میرم. من با شهرزاد همزاد پنداری میکنم وقتی که بعد از دو روز آش رو نخورد اما وقتی خبرِ خوش بهش رسید، انگور هم به دهنش خوشمزه اومد...
832
انقدر خوشگل نیستم به خودم بگم عروسک. ولی وقتی میخونه، چشمام رو میبندم و حس میکنم که دستشو میکشه رو سرم و میگه منم مثل تو بودم. تموم میشه.
