نشانیِ سوّم
Открыть в Telegram
کلمههایی که از ما بهجا خواهد ماند، بیخوابیِ عجیبی خواهند کشید... بیخوابیِ عجیبی. کانالِ کتابخونیمون: @ketaberira راههایِ ارتباطی: @Asemanam_Bot http://t.me/HidenChat_Bot?start=5821566175
Больше809
Подписчики
+224 часа
+187 дней
-13330 дней
Архив постов
803
امشب مامان و آبجی که دوییدن بالا، زیرِ لب گفتم جمع، جمعِ عرزشیا. بابا زیرِ لب خندید. گفت: با سیاست باش. آدم بعضی وقتا خیلی چیزایِ درستی میدونه اما چیزی نمیگه. و من به این فکر کردم که دیگه چه قدر دیر بود برایِ این حرف. چهقدر..
803
کاش بیشتر از این ها از اتاق بیام بیرون. زیرِ "آسمونِ دیده شدنی" که میخوابی همه چیز امکان پذیر تره انگار. رویا ها، فانتزیها، هدف ها. خواب هام انگار اینجا دستیافتنی ترن. انگار مثلا همیشه میشدن و نمیدونستم.
انگار فقط یه سری خط و فکر رو دیوار و طرحایِ سقف نبودن. واقعی بودن. اینجا بودن. لایِ ابرا.
803
نقاش ها قدیم که عکاسی نبود چه شکلی آسمون ابری رو میکشیدن؟ این ابرا همهش دارن حرکت میکنن. هر ثانیه یه جورن.
803
She's satisfied in the scorchin' summer
Like the trees and stars she's layin' under
They're fine bein' right where they are
Give her a buzz and a beat-down boy
She hates bullshit and loves the noise.
803
She's got a need to leave you wantin' more
She loves hard love and metaphors
Leave your shoes off at the door
'Cause dinner's waitin' on you.
Grand things don't impress her much
She's keen to smaller acts
She likes honey in her coffee
And boys that use their backs..
Friday afternoon at the Mercury Lounge
She loves a Prince song and a live sound
Never needs much and sure knows how to dance =)
All the money in the world couldn't make her smile
She prefers things that are worthwhile
Like small towns, that old style, and smaller acts.
803
امشب با لبخند غرق شدم تو این ادیت. انگار سقفِ اتاق برداشته شده باشه و امید و دلگرمی یهو پخش شده باشه تو قلب و روحم. چند بار رو تکرار دیدم و حرفایِ آهنگ حک شد تو وجودم. خوشحالم که میتونم اینارو تو چنلم بگم چون همه چیزِ این دوستی سالمه. و میگم و راحت احساساتمو ابراز میکنم. و به این فکر میکنم که امشب تنها چیزی که میخوام اینه که این خاطره ساختن ها باهاش، حداقل صد سال انقضا داشته باشه.
803
از امروز به بعد دیگه واقعا یکی از کارایِ موردِ علاقهم خوابیدن و نگاه کردن به آسمونِ یهکم ابریه.
803
حجمش زیاده چون باید با کیفیت باشه. واقعا زیباست این روزها. واقعا. این دختر واقعا موردِ علاقهمه. واقعا.
۱۴۰۴/۱۱/۲۰
803
آسمون، ابرا، دوازده دقیقهیِ تمام شادکامی. زنگ، استرس، اینجا، زندانِ ملایر، خندهیِ دستپاچگی، پاک کردنِ تماسِ ضبطشده، پیام و حسِ حمایتِ هانیه.
معامله با مامان، شال قرمز، لباسِ کوتاه و نوزده سالگی. اسنپِ محترم، خرید وسطِ راه.
زوتوپیا دو، دوباره کراش زدن رو نیک برایِ بارِ هزارم، شیرکاکائو میلی بابی براونی، پخش شدن رو زمین از خنده، برایِ بارِ دوم دیدم برقِ اشک رو تو چشماش از شدتِ خنده. همون یک دقیقهیِ تمام شادکامی برایِ تمامِ زندگی بس نبود؟
تیلور سوئیفت، اینستا، اسنپِ خانوم، پرت شدنِ این ور و اون ورِ علی صالحی، چت gpt و تپش قلب، ۵ لیوان آب خوردن و دو استکان چایی و تب،
تروما تروما تروما
همون یک دقیقهیِ تمام شادکامی، برایِ تمامِ زندگی بس نبود؟
803
میخواهید باور کنید یا نه، انگار آدمیزاد تمامِ خوشبختیاش را یک روزی یک جایی در یک لحظه، جا میگذارد و میرود.
"من در چشمانت اندوهِ آزادیِ هزار پرندهیِ بیراه را گریسته بودم و تو نمیدانستی." هر چه قدم بیشتر، دور تر از یادآوریِ لحظات. اما هر بار پایم به یک خاطره گیر میکند و میاندازتم زمین. انگار هنوز که هنوز است، تمامِ جهانم فدایِ یک چکه خوشبختی. انگار طعمِ شیرینی باشد که از دهان نرود.
انگار تو باشی هنوز.
