📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
Открыть в Telegram
🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
207
Подписчики
Нет данных24 часа
+87 дней
-530 дней
Архив постов
🛑✳️🎵ترانه زیبای جانان
🛑✳️🎵خواننده🎤 مهدی یغمایی
🛑📻باماهمراه باشیددر👇
🛑📻شبکه ی مجازیرادیوراهیان شعر
🛑📻رسانه ی فرهنگی وادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑🌈🎵✳️درود همراهان عزیز و علاقه مندان بخش موسیقی . عصرتان بخیر💐
🛑در برنامه امروز ، ترانه هایی از
✳️🎤🎵 از مهدی یغمایی را برایتان به اشتراک میگذاریم
🛑✳️مهدی یغمائی 21 مرداد ماه سال 1355 در شاهرود متولد شد.
او در همان سالهای نوجوانی استعداد خواندن را درخود کشف کرد و پرورش داد و ازسال 1372 نواختن پیانو و خواندن آواز سنتی را آغاز کرد.
یغمایی در سال ۱۳۷۴ در دانشگاه شاهرود،شروع به تحصیل کرد و در سال ۱۳۷۹ تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ شیمی کاربردی تمام کرد
در سال ۱۳۸۰ با توجه به داشتن توانایی کامل در خواندن آواز سنتی با سبکی نو و جدا از موسیقی سنتی پا به میدان موسیقی ایران به طور حرفهای گذاشت.
وی به مدت ۶ سال به علت تهیه ویدیویی به اسم صدای آخری برای شبکه های ماهواره ای، ممنوع الکار شد.
ولی بعد از ۶ سال، دوباره به صورت مجاز به دنیای موسیقی ایرانی پا گذاشت، و با آلبوم سلام توانست در مارکت موسیقی حضور پیدا کند.
او به عنوان حرفه دوم، آوازخوانی را هم تدریس می کند...
🛑📻باماهمراه باشیددر👇
🛑📻شبکه ی مجازیرادیوراهیان شعر
🛑📻رسانه ی فرهنگی وادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰
🫧
پـایـان بـده احــوال بد و چشــم تـری را
شب های پُر از وحشت و آسیمه سری را
از شـــدت دلتنگـیِ آغـــــوش ، خیــابــان
مشغـول تمـاشـاسـت همین در به دری را
تقــدیر گــره خــورده به نامـردی قسمـت
ایـــن بخــت گـرفتــار به دســت دگـری را
دلــــواپســیِ مبهــمِ نـزدیکـــی و دوری
ایــن ترس خــداحـافظی از همسفری را
یـک عمــر دعــا کــردم و ای کاش ببینـی
تـاثیـــر منـــاجـــات و دعــای سحـــری را
آواره تریـن قــاصــدک شهـر چنیـن گفت
پایان بده ، پایان بده این بـی خبری را .
#سمیه_فخرالدین
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
✅❇مولوی مثنوی معنوی، دفتر اول
🔹بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند
🔹گوینده: دکتر فرشته جوادی
🔹همنوازی: تکنوازی نی زندهنام استاد حسن کسایی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
شب که می شود
تب شعرم بالا می رود
ماه
پایین می آید
مرا
در تشت تشویش
پاشویه می کند .
#فرهاد_شکوهی
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️تصویر مهتابی
به دشت شعر می رویی چنان گلهای صحرایی
به پای ما چو عمر گل اگر کوتاه می پایی!
ز چاه چشم های من تو نا پیدا نمی گردی
چنان تصویر مهتابی که افتاده به زیبایی
هوای حوصله بی تو زمستان در زمستان است
به دل افتاده از غربت همین ایام می آیی
قلم دور از همه دیگر ز دلتنگی سخن گوید
دمی سبک کهن دارد زمانی سبک نیمایی
قلم را کس نمی خواهد در این هول و ولای غم
چنان از چشم افتاده شبیه ملک دعوایی
تمام دلخوشی من همین حسِ خدا داد است
نجاتم می دهد گاهی مرا از دست تنهایی
🛑✳️✍️فرحناز حبیبی گوابری- املش
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰
🛑✳️دنیای مجازی
هر کدام در یک اتاق نشسته بودیم و
در دنیای مجازی
سیر آفاق و انفس می کردیم
پسرم واتس آپ کرد
شام چی داریم
به همسرم تلگرام زدم
شام چی داریم
او اما از اینستاگرام
لایو فرستاد
دود سفیدی از آشپزخانه بلند شده بود
باید از یک سرخپوست کمک بگیرم
من الفبای دودها را نمی دانم
🛑✳️✍️حمیدرضا اقبالدوست -صومعه سرا
🛑همراه ما باشیددر👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️نامم را از باد شنیدم
درختی در من
خوابِ پرنده میبیند
و ریشههایم
در صدای باران
دست میکشند بر صورتِ خاک
من از تبارِ تبریام
که بر ریشهٔ خود فرود آمد
نه از زمین
نه از آسمان
از جایی که
در هیچ خاطرهای نیست
شب
با گیسوانِ سیاهش
فکرهای مرا میپوشاند
و ماه
چون زخمی باز
در برکهٔ خاموش میافتد
آه ای بادِ خاموش
نامم را با خود ببر
جایی که صدا
معنای دیگری دارد
🛑✳️✍️فاطمه قنبری زیازی- لاهیجان
🛑همراه ما باشیددر👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند
🛑سردبیر فرهنگی و ادبی
🛑دکتر مریم وثوقی
هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر .
در این روزهای گرم تیرماه بهترینهارو برای شما ارزومندم.🌺
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️غزلی زیبا تقدیم شما همراهان گرانقدر،با اجرای دلنشینی از دکتر فرشته جوادی
🛑✳️گلهای ادب پارسی شماره ۱۹۷
🛑✳️غزل ۷۳ دیوان شمس
آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
🛑✳️🎤گوینده : دکتر فرشته جوادی
همکار رادیو،
🛑✳️🎵موسیقی: ضربی ویلون در سهگاه
📻شبکه ی مجازیرادیوراهیان شعر
🛑📻رسانه ی فرهنگی وادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️نشست ادبی در قاسم آباد چابکسر
✳️سی امین محفل ادبی و هنری لابند قاسم آباد چابکسر با حضور شاعران ؛ هنرمندان و دوستداران شعر و ادب و هنر در محل موزه مردم شناسی قاسم آباد برگزار شد
👈دراین محفل صمیمی و دلنشین که اعضای محفل لابند و دیگر شاعرانی از شهرستان های رامسر و رودسر حضور داشتند ضمن شعرخوانی و دلنوشته های شاعران و دوستداران شعرو ادب به بررسی و نقد اشعار آنهانیز پرداخته شد
👈دراین مراسم تعداد ۲۰ جلد کتاب تاریخ ایران ازسوی جناب آقای حکمت نژاد فعال فرهنگی و ورزشی ازرامسر به موزه قاسم آباد و هریک از اعضای محفل لابند اهدا شد
#دراین محفل فرهنگی و ادبی که همسر مرحوم ذبیحی یکی از شاعران نامدار رامسر حضور داشت حاضران به احترام آن زنده یاد یک دقیقه ایستاده و سکوت کردند و یادو خاطره آن مرحوم را گرامی داشتند
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
ما همه از جان و دل قربانی جانان شویم
تا شود احیا به هر ظلمت سرا فریاد عشق/ص ۲۴
و در جای دیگر می گوید:
اگر خوبی دلیل راه مشتاقی ست
بهاری می شوی با عشق بسم الله/ص۲۰
عشق مستلزم معرفت است. عبادت با عشق است که معنی پیدا می کند و مقبول می گردد. عشق در دل شکسته فرود می آید. عاشق غم پرست است:
بر ظلمت شب بستند دروازه ی نور عشق
این جان به کفان امشب، پرواز دگر دارند/ص۲۸
عشق خطیر و خطرناک است. راه عشق غریب، بی کران و بی نهایت است. در عشق باید افتادگی تسلیم داشت پاکباز بود و بلا کشید و از جان گذشت و رضا بر داده داد:
عشق عمر زندگی خط می خورد
جاده هموار و دلم نابرده راه/ص۲۵
و:
آبدیده می کند تیغ مرا زهرآب درد
جان فدای شادکامی های غم آباد عشق/ص۲۴
در شعرهای محمدی پور، عشق همچون بالاترین اصل جهان و فراتر از «جان اندیشمند» (nous) است و برتر از عقل است با مراتب گوناگونش. همان مراتب وجود نوافلاطونی که از زمان ابویوسف یعقوب کندی و ابونصر فارابی به فلسفه اسلامی راه یافته بود و بعدها فیلسوفان متأخر، به ویژه فیلسوفان شرق چون ابن سینا، سهروردی و نیز ابن عربی، آن را بسط و توسعه دادند و تجلّی عرفانی اش در شعر شاعرانی چون حافظ، سعدی، عطّار و مولانا و ... رهگیری می شود.
آنچه جهان را به جنبش می آورد و ادامه حرکت آن را ممکن می سازد، و در اساس وجود جهان را به اثبات می رساند، عشق است؛ اشتیاق بازگشت به مبداء و غم غربت ملکوتی است:
بهار آمد؛ چرا رنجور باشیم
چرا از عاشقی ها دور باشیم
بیا تا سینه هامان سبز گردد
در این فصل خدایی نور باشیم/۷۶
سخن آخر اینکه: عشق ورزیدن نه تنها از خاصه های طبیعی هر انسانی است، بلکه عشق ساری در تمام موجودات و ذرات عالم بوده و حتی در خلقت انسان نقش داشته، به عبارتی راز آفرینش انسان است و اینکه خداوند تعالی فرمود:«من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی و من احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته فعلیّ دیته و من علیّ دیته فانا دیته» ؛ آن کس که مرا طلب کند، من را می یابد و آن کس که مرا یافت، من را می شناسد و آن کس که مرا شناخت، من را دوست می دارد و آن کس که مرا دوست داشت، به من عشق می ورزد و آن کس که به من عشق ورزید، من نیز به او عشق می ورزم و آن کس که من به او عشق ورزیدم، او را می کشم و آن کس را که من بکشم، خونبهای او بر من واجب است و آن کس که خونبهایش بر من واجب شد، پس خود من خونبهای او می باشم.
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️بنابراین عشق لذتی مثبت است که موضوع آن زیبایی است، همچنین احساسی عمیق، علاقهای لطیف و یا جاذبهای شدید است که محدودیتی در موجودات و مفاهیم ندارد و میتواند در حوزههایی غیر قابل تصور ظهور کند.
عشق و احساس شدید دوست داشتن می تواند بسیار متنوع باشد و می تواند علایق بسیاری را شامل شود.در بعضی از مواقع، عشق بیش از حد به چیزی میتواند شکلی تند و غیر عادی به خود بگیرد که گاه زیان آور و خطرناک است و گاه احساس شادی و خوشبختی میبخشد. اما در کل عشق باور و احساسی عمیق و لطیف است که با حس صلحدوستی و انسانیت در تطابق است.
از ديدگاه عرفا، عشق يك وديعه الهي است، امانتي الهي كه خدا فقط بر دوش آدمي نهاده است و از ديد عرفا، دليل آفرينش هستي، عشق است و اساس هستي، عشق است. خداوند ميفرمايد، من يك گنج مخفي بودم كه دوست داشتم شناخته شوم، دوست داشتم مرا ستايش كنند و ستايشكنندگاني داشته باشم و انسانها را آفريدم كه ستايشم كنند
فرخی، عشق را اینگونه تعریف می کند:
وای آنکو بدام عشق آویخت
خنک آنکو ز دام عشق رهاست
عشق بر من و رعنا بگشاد
عشق سر تا بسر عذاب و عناست
منوچهری درباره عشق چنین می گوید:
حکیمانه زمانه راست گفتند
که جاهل گردد اندر عشق، عاقل
سعدی شاعر نامدار شیراز یک باب از گلستان و بوستان را به عشق اختصاص داده و غزلیات وی نیز سراسر سخن از عشق است. وی عشق را لازمه ی انسان بودن می داند:
عشق بازی چیست سر در پای جانان باختن
با سر اندر کوی دلبر عشق نتوان باختن
نخستین بار شیخ ابو سعید ابوالخیر عارف ایرانی اشعار عاشقانه فارسی را آنطور که موافق با طبع صوفیه بود شرح و تفسیر کرد و با تصوف در آمیخت.امام محمد غزالی بزرگترین امام و فقیه عصر خود بود.وی فتوا داد صوفیان پاک نیت می توانند اشعار عاشقانه عامیانه را در مراسم سماع بخوانند.این امر نیز در وارد کردن شعر عاشقانه در تصوف موثر بود.
نخستین جلوه گاه عشق عرفانی و آمیختن عرفان با شعر را در آثار سنایی شاعر بزرگ قرن پنجم و ششم هجری می توان دید.این شاعر در اثر مشهورش «حدیقه الحقیقه» فصلی با نام و عنوان «فی ذکر العشق و فضیله» دارد و می گوید:
دلبر جان ربای عشق آمد
سر برو سر نمای عشق آمد
عشق با سر بریده گوید راز
ز آنکه داند که سر بود غماز...
بنده عشق باش تا برهی
از بلاها و زشتی و تبهی
این گونه معاشقه با کلمه عشق و شیفتگی شاعرانه به عشق در شعر شاعران ایران از متقدّمین گرفته تا متأخّرین همواره وجود داشته داشته است. در ادبیات معاصر ایران هم عشق همواره یکی از موتیف های اصلی شعر شاعران بوده است. گاه این عشق در هیأت معشوق زمینی تجّلی یافته و گاه در هیأت معشوق آسمانی و حقیقی.
در مجموعه شعر «باران را به خانه می برم» سروده دوست ارجمندم - شاعر و روزنامه نگار گیلانی، فرامرز محمدی پور
عشق جلوه های متفاوتی از حضور را در قلمرو کلمات تجربه می کند. او عشق حقیقی را در ذات اقدس الهی متجلّی می داند و می گوید:
عشق ما عشقی بود پیوسته بر ذات ازل
در شگفت آید از این پیوستگی استاد عشق/ص۲۴
پیوستگی، نقطه کمال عرفان است. رسیدن از کثرت به وحدت. آنچه در عالم وجود دیده می شود، همگی تجلیات و ظهورات همان ذات (ذات ازل) است و یا صفاتی که آن صفات نیز عین ذات است. همانگونه که صدر المتالهین عقیده دارد که تمامی ماهیات، ممکنات مرآه وجود حق تعالی و محلهای تجلی حقیقت مقدس حق تعالی هستند و از آنجا که هر مرآتی، صورت آن چیزی که در آن تجلی کرده نشان می دهد، ممکنات هم چون مرآه و مجلای حق تعالی هستند و صورت او را نشان می دهند:
در ادامه 👇
🛑✳️📚 از بی مرزی عشق تا فرامرزی عشق
🛑👈یاداداشتی بر مجموعه شعر «باران را به خانه می برم» سروده فرامرز محمدی پور
🛑✳️✍️دکتر اسماعیل محمّدپور
✳️عشق را در لغت افراط در دوست داشتن و محبت تام معني كرده و آن را از کلمه عشقه گرفته اند و آن گياهي است كه در فارسي به نام «لبلاب» ناميده مي شود؛ و داراي برگهاي نسبتاً درشت و ساقه هاي نازك بلند است كه به درخت مي پيچد و بالامي رود و به هيچ حيله باز نمي شود و درخت را مي خشكاند.
مي گويند چون اين حالت براي انسان دست دهد او را رنجور و ضعيف مي كند و رونق حيات او را مي برد. عشق صوري جسم صاحبش را خشك و زردرو می كند؛ اما عشق معنوي بيخ درخت هستي عاشق را خشك سازد و او را ازخود بميراند.
هنر نیز به مثابه یک عشق است. چرا که هنرمند نیز همیشه در تلاش است که از رویا ها و خیالپردازی های ذهن به سوی واقعیت های پلی بسازد و در آن امد و شد و حرکت و نوسان را ممکن سازد.
در ادامه👇
جنینها طوری در پشت ویترین قرار گرفتهاند که اگر به آنها دست بزنی-- مثل عروسکی که داخل شکمش ساعتی کار گذاشته باشند- ناگهان به صدا در خواهند آمد و سرود ناقصی را زمزمه خواهند کرد: تیک تاک، تیک تاک انتظار، سکوت ، پرسه -- تیک تاک، تیک تاک انتظار، هیاهو، خستگی- تیک تاک، تیک تاک، درخت، پرنده آسمان تیک تاک، تیک تاک..... و بعد صدا به سکوت میگراید و تو در بهت فرو میروی که یعنی چه؟ ولی کنجکاوی تو، مجبورت میکند که دوباره به جنین دست بزنی و دوباره ساعت داخل شکم شروع به کار میکند و میفهمی که پس از هر تیک تاک می کوشد با جمله ای یا کلمه ای با تو رابطه بر قرار کند»(طلا در مس، جلد دوم، صص ۱۲۵۵-- ۱۲۵۷).
براهنی با این استعارهها دربارهی شعر احمدرضا احمدی پیشگویانه رازی را برملا کرده بود. او از کنجکاوی و وسوسهی مخاطب در مقابل شعر احمدی زمانی پرده برداشت که هنوز دهها مجموعه شعر احمدرضا احمد چاپ نشده بود و هنوز هم این کنجکاوی وسواسی مخاطبان شعر احمدی فروکش نکرده است. آیا شعر احمدی از رازی خبر دارد که مخاطب نمیداند؟ براهنی به این نکته نیز به استعاره اشاره کرده است:
"این جنین حرف می زند، ولی بریده بریده میگوید، ناقص میگوید، تکه تکه حرف میزند و نمیتواند به طور کامل رابطه برقرار کند و هر وقت ساعت داخل شکمش ساکت میشود، شنونده راحت میشود و اگر دوباره سر وقت او برود از سر کنجکاوی است و برای این است که گمان می کند، ممکن است، این گنگ خواب دیده، ناگهان با معجزهای مسیحایی زبان باز کند و رابطهی ناقص خود را تکمیل کند، پل ناقص را تمام کند و در جرگهی حواریون واقعی حقیقت در آید»( همان: ۱۲۵۸).
شعر احمد رضا احمدی این گونه یک «جادوی ناتمام» است. مخاطب در انتظار راز در پشت شعر او متوقف میشود نه میتواند از راز دل بکند چون شعر بهگونهای وانمود میکند که حامل راز بزرگی است و نه شعر احمدی زبان آن را دارد که حقیقت را بگوید تا خواننده انتظار کشنده را تحمل نکند. این وضعیت چگونه در شعر احمدی رخ داد؟ در ایران قواعد سمبولیسم ناب غربی ناقص اجرا شد. سمبولیسم در زبان، حقیقت نابی را جستجو میکرد که هرگز گفته نشده باشد. وقتی این «میراث مبهم مقدس» به ایران آمد راز و رمزش تغییر کرد چرا که ایران دورهی پهلوی تبدیل به زندانی سراسری شده بود بنابراین سمبولیسم ایرانی با زیباییشناسی زندان برساخته شد. شعر موج نو میخواست از این قاعدهی سیاسی بگریزد چنانکه شعر حجم به نوعی پدیدارشناسی فرمالیستی دست یافت اما شعر احمد رضا احمد بهترین حالت را در فرمی یافت که ادای راز داشته باشد اما هرگز از حقیقت چیزی نگوید به همین دلیل زبان پیامبرانه سمبولیسم اجتماعی را رها کرد و معصومیت زبانی را به شکلی درآورد که با ارجاع به زبان روزمره میخواهد بهمثابهی کودک - پیامبر حرف زند. بی دلیل نیست که براهنی برای فهم عمیق احمدی هر چه تلاش کرده چیز جز استعارههای کودکی به ذهنش نرسیده است. چنانکه گفته است: «شعر احمدی به سنگی می ماند که بچهای معصوم و ناقلا، با بیهدفی به طرف شیش ی پنجره ای پرتاب کرده است ( همان: ۱۲۵۹) شعر احمدی مثل سوت صمیمانه ی پسری هفت هشت ساله از زیر پنجره خانهی دختری پنج شش ساله است( همان : ۱۲۶۰).
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️ او در مجموعههایی چون طرح، وقت خوب مصائب، روزی برای تو خواهم گفت و دهها دفتر دیگر، منطق خطی شعر فارسی را شکست و به جای آن، نوعی مونتاژ عاطفی و تداعیهای آزاد را نشاند. در ادبیات کودک نیز، بهویژه در آثار منتشرشده در کانون پرورش فکری، تخیل را از نقش آموزشی و اخلاقی رها کرد و به کودک، حقِ رؤیا دیدن داد. اینها دستاوردهای کوچکی نیستند؛ احمدرضا احمدی، بیش از آنکه شاعر چند شعر ماندگار باشد، بنیانگذار یک نحو تازه در شعر معاصر است.
اما هر انقلاب فرمی، اگر نتواند نسبت خود را با جهان بیرون بازتعریف کند، دیر یا زود به عادت فرمی تبدیل میشود. این دقیقاً همان نقطهای است که پروژه احمدرضا احمدی به بنبست میرسد. در شعر او، زبان دیگر وسیله کشف واقعیت نیست؛ خودِ زبان به واقعیت بدل میشود. نشانهها دیگر به جهان ارجاع نمیدهند، بلکه به شبکهای از نشانههای دیگر متصلاند. درخت، برف، پنجره، اسب، کودک و باران، به جای آنکه حامل تجربهای تاریخی باشند، در مدار بستهای از زیباییشناسی حرکت میکنند. هنگامی که فرم، به جای آنکه ابزار شناخت باشد، موضوع شناخت شود، هنر بهتدریج از نیروی انتقادی خود تهی میشود. این همان لحظهای است که سبک، جای جهان را میگیرد.
در این معنا، احمدرضا احمدی شاید مهمترین نماینده شعری باشد که به «خودمختاری هنر» ایمان داشت؛ شعری که میخواست از سیاست، ایدئولوژی، تاریخ و هرگونه ارجاع مستقیم به واقعیت فاصله بگیرد تا استقلال خود را حفظ کند. اما استقلال، همیشه به معنای آزادی نیست. گاه استقلال، به انزوای اثر میانجامد. وقتی شعر از مناسبات قدرت، نابرابری، خشونت، حافظه جمعی و تجربه زیسته جامعه فاصله میگیرد، ناخواسته جهان را به امر خصوصی تقلیل میدهد. در چنین وضعیتی، رنج دیگر منشأ اجتماعی ندارد؛ صرفاً به احساسی فردی بدل میشود. شعر، به جای آنکه شکافهای جهان را آشکار کند، آنها را در مهِ خاطره و نوستالژی محو میکند. این انتخاب، انتخابی زیباشناختی است، اما پیامدی ایدئولوژیک دارد؛ زیرا هر هنری که تضادهای جهان را حذف کند، به شکلی ناخودآگاه، وضع موجود را طبیعی جلوه میدهد.
از همین رو، احمدرضا احمدی را باید همزمان ستود و نقد کرد. او زبان شعر فارسی را سبکتر، شفافتر و موسیقاییتر کرد؛ اقتصاد واژگان را به اوج رساند؛ نشان داد شعر میتواند بدون روایت، بدون خطابه و حتی بدون استعارههای متعارف نیز شعر باشد. تأثیر او بر شاعران دهههای بعد، از گرایش به مینیمالیسم تا حذف پیرنگ و گسترش نوشتار تداعیمحور، انکارشدنی نیست. اما درست در همان نقطهای که زبان را آزاد کرد، جهان را از شعر کنار گذاشت. اگر شعر بزرگ، جایی است که زیبایی و حقیقت یکدیگر را به چالش میکشند، شعر احمدرضا احمدی اغلب زیبایی را بر حقیقت ترجیح داد. شاید به همین دلیل، آثارش هنوز خواندنیاند، هنوز الهامبخشاند، اما کمتر ما را وادار میکنند جهان را دوباره ببینیم. او معمار یکی از باشکوهترین بناهای فرمی شعر معاصر بود؛ بنایی که از درون خیرهکننده است، اما پنجرههای اندکی به خیابان تاریخ باز میکند.
📚شعر احمدرضا احمدی و وسوسهی یک جادوی ناتمام
✍دکترسیناجهاندیده
همه احمدرضا احمدی را دوست دارند؛ زیرا در شعر او چیزی پنهان است که گفته نشده است. این راز را تنها احمدرضا احمدی کشف کرده است، این که در گفتن راز پر گویی کنی اما هرگز آن راز را افشا نکنی. به همین دلیل در شعرهایش معصومیتی پنهان است که سبب میشود تا مخاطبانی بیمخاطب داشته باشد یعنی مخاطبانی با نخواندن شعر احمدی از شاعریش دفاع میکنند. اولین بار براهنی بود که این حس گنگ را در نقد کوبنده و هوشمندانهاش بر شعر احمدرضا احمد با عنوان «مناجات بک جنین» آشکار کرد. نقد براهنی یا یک تصویر استعارهی پیچیده شروع میشود:
«نمیدانم این جنینهای توی الکل را دیدهاید یانه؟ توی شیشهی بزرگ، داخل الکلی که بر آن سکوت مطلق حکم میراند، این جنینها گاهی شبیه مجسمههای چاق بودا هستند و پیشانیهای بلند مخلوط شده با سر دارند، باصورتهای پف کردهی ارغوانی که الکل هالهای از لبخند ژوکوند بر آنها نشانده است. ...
احمدی
🛑✳️درنگ هایی در باب شعرهای زنده یاد احمدرضا احمدی
🛑✳️📚احمدرضا احمدی؛ پایان یک رؤیای زیباشناختی
🛑✳️✍ بابک شاکر
🛑در مواجهه با احمدرضا احمدی، نخست باید از یک سوءتفاهم قدیمی عبور کرد؛ اینکه نوآوری زبانی، بهخودیخود، نوآوری ادبی است. احمدی بیشک یکی از معدود شاعرانی بود که توانست یک «نظام بیانی» مستقل خلق کند؛ نظامی که در آن جمله از وظیفه روایت آزاد شد، تصویر از استعاره کلاسیک فاصله گرفت، و سکوت، حذف و گسست، به عناصر سازنده شعر تبدیل شدند.
در ادامه می خوانید👇
🛑🌈درنگی در شعر
🛑✳️تهیه وتنظیم مطالب ادبی👇
🛑✳️#فرامرز_محمدی_پور
شاعر،نویسنده،پژوهشگر،روزنامه نگار گیلانی(لنگرود)
🛑همراه ما باشید.در👇
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
🛑✳️🌈🌸🍃صبح سه شنبه بیست و نهم ماه محرم و بیست سوم تیر ماه تون بخیر و پراز خیر و برکت🌸🍃 ان شاءالله🙏
🛑🌈💟🌸🍃مهربان خـــدای من
🛑🌈💟🌸🍃بوی ناب بهشت میدهد
🛑🌈💟🌸🍃 همهی نامهای قشنگت...
🛑🌈💟🌸🍃هوای دلم سبک میشود
🛑🌈💟🌸🍃 با زمزمهی نامهای زیبایت...
🛑🌈💟🌸🍃نفس می کشم در هوای
🛑🌈💟🌸🍃 مهربانیهای نابت....
🛑🌈💟🌸🍃روزی زیبا و پربار را با توکل
🛑🌈💟🌸🍃 بر اسم اعظمت آغاز میکنیم ..
🛑🌈💟🌸🍃 بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
🛑🌈💟🌸🍃 الـــهــی بــه امید تو
🪻🌹🪷🌺🌤🌞
🛑گرشاهستم 🎤
ازدیارسرسبزعلویان،استان مازندران،ساری زیباا
🛑همراه ما باشید.در
🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر
🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی
🛑📻@RadioRahianeSher
https://t.me/ra5d6
https://t.me/Radiorahianesher
🌸📡۰۰۰♥️& *♥️*&♥️۰۰۰📡🌸
