ru
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Открыть в Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
469
Подписчики
Нет данных24 часа
+157 дней
+18330 дней
Архив постов
بله؟

تایم

دو نفر دیگه کلمه بدید هفت تا بشه🫂🙂🤎🪐

نیایش؛نقص؛ رهایی
رها شدم در لحظه‌ی نیایش صبحگاهی شبنم، در پرستش باران و بید. در تناقضِ نقصِ بشر، در میان چاهی از اندوه، رهایی از جنس برگ خشک درخت؛ بر آغوشِ زمین افتادم و بر پایِ عاشقان لگدمال شدم. _ارغوان

سه نفری که یک کلمه فرستادید سه کلمه کنید🙃🫂🤎

اجازه دارید نظرتون بگید انتقاد پذیرمم

از همه سخت تر بود🙂

سه تا کلمه بدید🙃🤎🪐

آه؛نگران؛ بی تو؛ همانند؛ دریا
آه ای هم‌نفس، بی‌تو نگاهم نگران است و دلم، همانندِ دریایی بیکران، بی‌قرار. تا از فوج‌فوجِ دلتنگی می‌گریزم، به صخره‌ی سختِ خاطراتت پناه می‌برم. و چه بی‌رحمانه مرا به خود وابسته کردی، ای ساحل... _ارغوان

چکامه؛ بطری؛ شرق
چکامه‌ی گوش‌نوازِ تو بر لبانِ دخترکِ شرقی، و چه بی‌ادعا و بی‌هیچ لرزشی نامت را بر زبان می‌آورد... من، تکه‌چوب سرگردانی‌ام در اقیانوس نگاهِ بی‌فروغِ تو؛ گمشده‌ای بی‌نشان در میانِ موج‌های چشمانت. و این بطری، حاویِ نامه‌های رنگ‌ورورفته‌ی من، سال‌هاست بر آب سرگردان است؛ شاید روزی به ساحلِ نگاهت برسد و تو بخوانی آنچه من جرئتِ گفتنش را نداشتم. _ارغوان

سه تا کلمه بدید🙂

تو؛مستی؛بانو؛
بانویِ من مستِ شراب در پی خمخانه است و مست تو؛ به دنبال نگاهت. مجرمم کردی به جرم عاشقی خود و من، چه بی‌گناه بودم پیش از آن‌که چشم‌هایت مرا به این جنون دعوت کنند. این رسم شهر پر مدعی عشق نیست که هر کس دم از عاشقی زد را به پیش داروغه برند به خدا که دنیا فقط تو را می‌خواهم بانو محبوبِ من. _ارغوان

شعاع؛عشق؛میدان
•مشعلِ عشق در شعاع جاوید زندگی مان می درخشد.. و من و تو در میدان تردید در نبردی نابرابر پیروز این جنگ خواهیم بود.. اگر مرگ ما را به یکدیگر پیوند خواهد داد؛ من نیز خونم را مباح میدانم برایِ این عشقِ شعله ور.. _ارغوان

بچه ها مشکلی نیست بیشتر از یکی باشه:)

دایرکت چنل

چنل پرایوت فور نکنید🙃🪐🤎

کلمه بدید شعر بنویسم:))

کلمه بدید شعر بنویسم:))