𝑀𝑦 𝑆𝑒𝑐𝑟𝑒𝑡𝑠
Открыть в Telegram
354
Подписчики
+3824 часа
+917 дней
-18130 дней
Архив постов
352
جدی چیزی جز چنتا رفیق ندارم که به این زندگی ادامه بدم
غرورم، سرمایهم، شادیم، اعتماد به نفسم، امیدم، برنامه هام
همه چیزم رو تو یک سال از دست دادم
352
Repost from 𝑃𝑖𝑒𝑐𝑒𝑠 𝑜𝑓 𝑀𝑒
خيلى دوست داشتم به اعتقاداتتون
احترام بزارم ولى اعتقاداتتون با خون عزيزامون
وجوونامون سيل راه انداخت...
352
برای فرار از خیابان به خانه بر میگشت، به محض
ورود به چهار دیواریاش باز دوست داشت به خیابان
برگردد، رنج میبُرد که چرا به هیچجایی تعلق ندارد
352
شبی در میانۀ راه ایستاد و از خودش پرسید:
یعنی زندگی همین است؟! همین تحمل کردنها،
صبر کردنها و دوام آوردنهای اجباری؟!
352
امید نخی است نازک اما محکم، که مـا را از دلِ
تاریکی به صبح میکشاند وقتی همهچیز خاموش
است او آرام میگوید ادامه بده نور نزدیک است
352
واقعا زندگیم رو دوست ندارم، یعنی مثلا آخرین باری که واقعا خوشحال بودم و استرسی نداشتم رو یادم نمیاد. چقدر دیگه باید این شکلی ادامه بدم؟ کسی در جریانه؟
352
شاهنامه دنیای نبردِ ابدیِ خیر و شره، جایی که همیشه یادمون میاندازه در نهایت این نوره که به تاریکی غلبه میکنه. ریشهی ما ایرانیها همینه: شکست دادنِ اهریمن و پیروزیِ خیر! ⚔️🤍
352
میگویند هرکسی شبیه جایی میشود که به آن تعلق دارد پس من شبیه وطنم شده ام ؛
غمناک ، خسته ، رنجیده ، زخمی و در عمق نا امیدی امیدوار
