ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾

𝒱𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾𝒴𝗎𝖾

Открыть в Telegram

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌⋆ 𝗏𝗂𝗇𝗇𝗂𝖾’𝗌 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗈𝗇 𝖼𝗈𝗋𝗇𝖾𝗋 ⋆ ‌ ‌ ‌‌‌‌ ݃‌ ‌‌‌𝗌𝗉𝗂𝗅𝗅 𝗍𝗁𝖾 𝗁𝗈𝗍 𝗍𝖾𝖺  ֪ 🫖 @VinnieYueBot ‹𝟹

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
293
Подписчики
+124 часа
+267 дней
+8130 дней
Архив постов
من سوز رو همزمان با پخش میدیدم اکیپ‌شون واقعا خیلی قشنگ بود بنظرم سریال ارزش دیدن داره اکشن خیلی خوبی داره حتی عاشقانه‌ش هم قشنگه اگه درامشو فاکتور بگیریم

منم نگاه کردم این فصل تشکیلات رو ولی کامل نه حتی اونجاهم پایان خوب نداشتن به قول بهار پایان های شاد رو دوست ندارن

https://t.me/VinnieYue/10218 شیمی این دوتا خیلی زیاده من حتی نشستم تشکیلات رو دیدم و اونجا هم سد شدن داستان تورنا و کورت(اسم مخفیشون تو عملیاتا بود)😭😭😭 یه هپی اند نصیبمون نشد از این دوتا همشم تقصیر نویسنده های خره

حتی دقت کنید بهار تو دشت گل تیر خورد و همیشه همه بهش میگفتن تو یه دکتر فرشته هستی و دقیقا هم از پشت عین دو بال فرشته روی شونه‌هاش تیر خورد :))

اصلا نمیدونی فقط من و فن های بهار و یاووز هم نه حتی خود فنای یاووز و دریا هم میگفتن که چرا همچین چیزی نوشته چون کلا دیتیل گل واسه بهار بود به بقیه زوج ها هم رحم نکرد اتهم همه کارکتر هارو یه جوری زجر داد

https://t.me/VinnieYue/10223 من اگه بودم همون موقع ترکیه رو ترک می‌کردم چقدر بد بودهههههه

https://t.me/VinnieYue/10221 وای مهوین من ندیدمش و داره با این حرفات بهم فشار وارد می‌شهههه چقدر بدههههههه

منم اصلا خوشم از دریا نمیومد هرکاری میکردم نمیتونستم دوسش داشته باشم حتی یاووز هم دیگه دوست نداشتم بخاطر آتش و نازلی میدیدم که فصل سه اوناهم زیاد اذیت کردن

من انقدر عصبی و ناراحت بودم که کل فصل 3 رو 2x دیدم فقط تموم شه نصفه ول نکرده باشم کارکتر دنیزم دوست نداشتم کاش اصلا نمیرفت سوز اتهم الاهی ناراحتت کنن همونجوری که ناراحتم کردی

بعد میگن چرا دیگه سریال ترکی دیدن رو دوست نداری من روانمو پای نویسنده های ترک از دست دادم روانمو

همون فصل دوم که یاووز مرگشو فیک کرد و یه قبر واسه خودش کنار بهار ساخت باید سریال تو اوج تموم میشد

چه دهنی از من سرویس کردی واسه این سریال اتهم خدا دهنتو سرویس کنه

بهار موقعی که فهمید عاشق یاووزه رفت پیش قبر نامزد قبلی یاووز واسش گل برد و گفت ممنون که عاشقش بودی من قول میدم بهش عشق بورزم و ازش مراقبت کنم ولی همچین صحنه‌ای هیچوقت نصیب خودِ بدبختش نشد

اونجایی که با دسته گل رفت در خونه درسا معذرت خواهی کرد وای ببین دقیقا همون صحنه‌ای که بهار ناراحت بود بهش گفت 'حداقل میای معذرت خواهی کنی یه دسته گل بگیر بیار' اومد جلو چشمام حس کردم یه سطل آب یخ ریختن رو سرم

هیچوقت اتهم رو بخاطر فصل سوم نمیبخشم تمام چیزهایی که بهار یه روزی آرزو داشت یاووز براش انجام بده رو جوری نوشت که یاووز برای دریا انجام داد

ben mutlu sonları hiç sevmem..:) آخ مادرت بمیره بهار بدبخت

بهم گلوله میزدن دردش کمتر بود...

وای ناراحت شدم