ru
Feedback
تراوش | علی‌سینا بصیر

تراوش | علی‌سینا بصیر

Открыть в Telegram

جستارها و یادداشت‌های کوتاه‌ تأملاتی بین‌رشته‌ای در تلاقی ادبیات، جامعه، اقتصاد، هنر و ورزش.

Больше
Иран138 261Категория не указана
348
Подписчики
+224 часа
+277 дней
+7230 день
Архив постов
چطور می‌توان در افغانستان شهرت کسب کرد؟ بسیار ساده است؛ اگر آدم برون‌گرایی هستی، بهترین مسیر تیک‌تاکر و بلاگر شدن است. اصلاً به محتوا دقت نکن، همان‌طور که بینندگان شما توجه نمی‌کنند. بلاگر شدن معیار و اصول خاصی ندارد؛ می‌توانی آهنگ لب‌سینک کنی، یا مثل استاد کینگ بقیه را چلنج بدهی. البته از راه ادبیات هم می‌شود پیش رفت؛ چند تا جمله روانشناسی زرد پیدا کن، کتابی در دستت بگیر و بگو فلانی در فلان کتاب چنین گفت و چند چیز را سر هم کن. کسی توجه نمی‌کند که واقعاً چنین چیزی را همان شخص گفته است یا خیر؛ مردم را نصیحت کن و هر حرفی که دلت خواست به آن‌ها بگو و به راه نیک هدایتشان کن! البته اگر پدر پولداری داری و از یک سیر سودا زیاد، ده دست خانه نبرده‌ای، می‌توانی یک موبایل مدل‌بالا بخری، با لباس‌های جدید و با موتر پدرت فیلم بگیری و در اینستاگرام و فیسبوک نشر کنی. به مردم بفهمانی که بله من دارم و شما ندارید، بله من تنها کسی هستم که لذت دنیا را بردم و شما بدبخت هستید. اگر جربزه این‌ها را نداشتی که نه توانستی جلوی دوربین چیزی بگویی و نه مال و منال کافی برای تجمل‌گرایی داشتی، شروع کن به نوشتن و در بیوی خود بنویس: «نویسنده و تحلیل‌گر». در قدم اول کوشش کن به اختلافات قومی و مذهبی دامن بزنی؛ اگر این‌ها هم بی‌نتیجه شد و سرت فهمیدند که آدم بیکاره و مضری هستی، انسان‌های سرشناس و نیک را مورد حمله قرار بده، به پایشان تهمت بزن و پشت سرشان بد بگو؛ این روش حتماً جواب است! خب، امکان دارد این پروژه‌ها هم ناکام شود و زود از طرف مردم مورد عنایت قرار بگیری؛ پس کوشش کن از فلاکت و بدبختی مردم نان دربیاوری! شروع کن به انجام دادن کارهای خیریه؛ از سر و صورت فقرا فیلم بگیر، یک پنج‌صدی در دستشان بده و در تیک‌تاک، اینستاگرام، فیسبوک و اگر یوتیوب هم داشتی که چه بهتر، نشر کن و از مردم بخواه که برایت پول حواله کنند تا کمی هم به جیب خودت بزنی و به عنوان آدم نیک‌خواه مشهور شوی؛ در کنارش هم به بقیه اموری که در بالا گفتم ادامه بدهی! اگر نتوانستید دلقک شوید و با پول پدر به مردم فخرفروشی کنید، و نتوانستید از این سبد لوکس، کرامت انسانی خود یا دیگران را به حراج ببرید، پس اینجا جای شما نیست! خب، از اینکه نمی‌توانید در این افغانستانِ با شکوه و با تاریخ غنی که دارد، خودتان را بچلانید، پس بروید! از این دیار بروید، از فامیل و عزیزان خود دور شوید، از این خاک دل بکنید و مسافر غربت شوید. هر چقدر هم متفکر و بااستعداد هستید، فرار کنید که اینجا جای شما نیست؛ چون هنوز هستند افرادی که گور استعدادها را با دست‌های خودشان بکنند تا دلقک‌ها را بالا ببرند، به دانشمندان و سرمایه‌های انسانی‌شان پشت کنند، دلیل بدبختی‌شان را فراموش کنند و به چیزی تبدیل شوند که واقعاً به آن بها می‌دهند. خلاصه می‌گویم دوستان عزیز من؛ تحصیل نکنید، زبان یاد نگیرید، پشت مهارت نگردید؛ این‌ها جز وقت ضایع کردن چیزی بیش نیستند. در افغانستان، علم‌جویی، یادگیری و مهربان بودن همه به یک تابو بدل شده است و اگر دنبال این‌ها بگردید، صد درصد از قافله پس می‌مانید.

Голосовое сообщение00:28

تاکستان انگور #پیرامون_من
تاکستان انگور #پیرامون_من

Antent - hope to see you again.mp35.69 MB

این مجموعه شامل ۱۰ یادداشت کوتاه و مستند درباره مهم‌ترین مسائل اقتصاد امروز افغانستان است؛ از رشد اقتصادی، فقر و اشتغال گرفته تا زراعت، تجارت، نظام بانکی، معادن و آینده اقتصاد کشور. تلاش شده است موضوعات پیچیده اقتصادی با زبانی ساده، روان و بر پایه گزارش‌های معتبر بین‌المللی برای همه علاقه‌مندان توضیح داده شود. امیدوارم مطالعه این مجموعه، زمینه‌ای برای شناخت بهتر واقعیت‌های اقتصاد افغانستان و گفت‌وگوهای آگاهانه‌تر درباره آینده کشور فراهم سازد. مطالعه، نقد و پیشنهادهای شما مایه خرسندی خواهد بود.

Repost from N/a
بسیاری از دانشگاهیان و فرهنگیان امروز حتا به وزن و معنای واژه‌هایی که به کار می‌برند، فکر نمی‌کنند. چندین بار خوانده‌ام، درباره جنبش روشنایی، که جوهره آن عدالت‌خواهی بود، با یک جمله می‌نویسند «جوانان بازیچه دیگران شدند». این فقط یک خطای تحلیلی نیست. اوج بلاهت است. چگونه می‌توان هزاران انسان آگاه، تحصیل‌کرده و صاحب اراده را که بسیاری از آنان از بهترین دانشگاه‌ها مدرک کارشناسی ارشد داشتند، «بازیچه» نامید؟ اگر نقدی به رهبری یا راهبردهای جنبش وجود دارد، باید با استدلال بیان شود، نه با تحقیر شعور انسان‌هایی که آگاهانه انتخاب کردند و هزینه دادند. همین بلاهت را در برخورد با زنان نیز می‌بینیم. هر زنی که مستقل بیندیشد یا صدایش را بلند کند، فوراً با برچسب‌هایی مانند «پروژه‌بگیر»، «مزدور» یا عناوین مشابه نواخته می‌شود. این‌ها استدلال نیستند؛ اعتراف به ناتوانی در استدلال‌اند. جامعه‌ای که به جای پاسخ، برچسب تولید می‌کند و به جای نقد، شخصیت انسان‌ها را هدف می‌گیرد، بیش از هر چیز فقر فکری خود را آشکار می‌سازد. برچسب‌زنی هنر نیست؛ نشانه درماندگی ذهنی است.

پیش‌گفتار: نگاهی به ساختار اقتصادی کشور با سلام و احترام خدمت همراهان گرامی، اینجانب در حال حاضر در آستانه پایان سمستر ششم دانشکده اقتصاد (دیپارتمنت BBA) هستم. آنچه در این مسیر اکادمیک به ما آموزش داده شده، بیشتر مبتنی بر مطالب تئوریک بوده و متأسفانه به دلیل حجم بالای مضامین عمومی و غیرتخصصی در کریکولم دانشگاهی، فرصت کافی برای دسترسی عمیق ما به بخش‌های کاربردی فراهم نشده است. بخش اعظم این آموخته‌ها، فاقد کارآمدی ملموس در نظام و ساختار اقتصادی فعلی افغانستان است. از همین رو، تمامی مطالبی که در این سلسله یادداشت‌ها تقدیم می‌گردد، برخاسته از یافته‌ها، مشاهدات و پژوهش‌های شخصی بنده است. در این مجموعه نوشتار، تلاش خواهم کرد تا وضعیت اقتصادی فعلی کشور را با لحنی عام‌فهم، روان و در حد توان علمی خود تبیین کنم. همچنین اصطلاحات تخصصی و پیچیده را در قالب پاورقی به زبان ساده تشریح خواهم کرد. از آنجا که دامنه این تحلیل بسیار کلان و گسترده است، محتوا را به ده بخش مجزا و تفکیک‌شده تقسیم کرده‌ام. این کار ضمن ادای کامل مطلب، از تراکم بیش از حد متن و خستگی خوانندگان محترم جلوگیری می‌کند. در پست‌های آتی، بخش به بخش این مسیر تحلیلی را با یکدیگر مرور خواهیم کرد.

Kendrick Lamar SZA All The Stars.mp39.08 MB

مجموعه فیلم‌های «پلنگ سیاه» (Black Panther) از مهم‌ترین و موفق‌ترین مهره‌های تاریخ مارول است. قسمت اول این فیلم به عنوان اولی
مجموعه فیلم‌های «پلنگ سیاه» (Black Panther) از مهم‌ترین و موفق‌ترین مهره‌های تاریخ مارول است. قسمت اول این فیلم به عنوان اولین فیلم ابرقهرمانی تاریخ سینما، نامزد ۷ جایزه اسکار شد و ۳ جایزه را برد که اولین اسکار تاریخ مارول محسوب می‌شود. این مجموعه با معرفی پادشاهی پیشرفته و خیالی واکاندا، از فرمول‌های کلیشه‌ای مارول فاصله گرفت. فیلم موضوعاتی مثل انزواطلبی سیاسی، استعمار و هویت سیاه‌پوستان را وارد این دنیای فانتزی کرد. چادویک بوزمن فقید در نقش «تی‌چالا» و مایکل بی. جردن در نقش «اریک کیلمونگر» بازی‌های درخشانی ارائه دادند. شخصیت کیلمونگر به خاطر انگیزه‌های فلسفی‌اش برای رهایی سیاه‌پوستان، یکی از پیچیده‌ترین شرورهای مارول است. از طرفی، ترکیب فرهنگ سنتی آفریقا با تکنولوژی‌های فوق‌پیشرفته ویبرانیوم در لباس‌ها و معماری، یک شاهکار بصری و هنری است. کندریک لامار سرپرستی آلبوم ترانه‌های این فیلم را بر عهده داشت. آهنگ معروف "All the Stars" با همکاری SZA که در پایین قرار دادم، محصول همین آلبوم است. این ترانه نامزد اسکار شد و در چارت‌های موسیقی جهان رتبه‌های بالا را به دست آورد. در کل دیدن این مجموعه را پیشنهاد می‌کنم.

R3hab A Touch Of Class All Around The World La La La.mp35.78 MB

به نظر من، اوج دنیای انیمیشن دو دهه قبل بود. هرچه از آن شاهکارها یاد کنیم، کم گفته‌ایم؛ نمونه‌های متعددی که می‌توان از لایه‌های عمیق و پرمفهوم آن‌ها سخن گفت. انیمیشن محبوب «اسپریت: اسب سیمارون (۲۰۰۲)» را در کودکی خیلی دوست داشتم. گرچه این اثر برای برداشت یک کودک چیزی جز سرگرمی و وقت‌گذرانی نبود، ولی خوشحالم که آن دوران را با آثار زیبایی چون این گذراندیم. کودکانِ امروز در مواجهه با مفاهیم عمیق و درس‌های زندگی، آن‌طور که ما با مطالب و اتفاقات سازنده روبه‌رو بودیم، رشد نمی‌کنند. برایم جای سوال است که با وجود پیشرفت فناوری، چرا معنابخشی به زندگی کودکانِ حالا این‌قدر دشوار شده است. در انیمیشن اسپریت که ظرافت و عمقش اصلاً با یک کارتون معمولی قابل قیاس نیست، مسائلی چون استعمار سرخ‌پوستان، تقابل دنیای مدرن و از بین رفتن طبیعت، موسیقی و زبان دوم فیلم به حدی دقیق کار شده‌اند که نظیرشان در انیمیشن‌های امروزی بسیار کم‌رنگ یا نایاب است.

تا هستی هست، مهستی هست.

زنان، وارثان حقیقی عطوفت و محبت‌اند و تصویر زندگی در نگاه عاشقانه‌ی آنان شکل می‌گیرد. انسان‌آفرینند و بی‌گمان بعد از خدای تعا
زنان، وارثان حقیقی عطوفت و محبت‌اند و تصویر زندگی در نگاه عاشقانه‌ی آنان شکل می‌گیرد. انسان‌آفرینند و بی‌گمان بعد از خدای تعالی، خالق جهانند. انسان از شیره‌ی وجود زن، اولین زمزمه‌های عشق و ایثار را می‌آموزد و در دامن صبر و فداکاری‌اش، انسانیت را به ارمغان می‌برد. عشق در زن، بی‌تردید از منبع عشق ازلی سرچشمه گرفته است و با عشق‌های زمینی قابل قیاس نیست. چنین چشمه‌ی عشقی، نه تنها نمی‌خشکد که هر روز پربارتر از قبل نمایان می‌شود؛ به‌طوری‌که در پایان، عشق تنها یادگار گنبد دوّار خواهد بود: از صدای سخن عشق ندیدم خوش‌تر یادگاری که در این گنبد دوّار بماند (حافظ) ولیکن در کنار چنین حقیقتی، گاهی همین زن با القاب و عناوین زشت و پلشت به تصویر کشیده می‌شود؛ مقام سپند و گران‌سنگش به زوال می‌گراید و بعد از آن، در دنیای عقل‌گرای امروزی گم می‌شود.
برشی از پیش‌گفتار کتاب

Andy Williams - (Where Do I Begin) Love Story.mp37.30 MB

روزها مثل همیشه تکراری می‌گذرد، نمی‌توانم بگویم اتفاقی بدی افتاده ولی واقعا هیچ حسی در درونم نمیخلد؛ از همه چیز متنفر شدم. هیچ کاری را دوست ندارم به جز راه رفتن، این‌که مدام غرق خودم باشم و از همه چیز تهی، تهی از کتاب‌ خواندن، فیلم دیدن، نوشتن، حرف زدن، عشق ورزیدن، مهربان بودن، هیچ دلیل منطقی برایم حس و حالم ندارم. فقط می‌دانم که مثل چاهی شده عمیق‌تر از همیشه، تاریک مثل گور، حس آن خفگی در گلو، چشمان تار، گیجی، بی‌خوابی. حرف دیگران هرچه ساده باشد برایم دردآور است، این اضطراب شدید از کجا می‌آید؟ چرا تحمل حرف‌های حتی به ظاهر شیرین مانند سوزنی در میان ناخن و انگشتانم زجرآور است؟ واقعا این دنیا چیست؟ دست و پا زدن برای هیچ و یا کوششی توخالی برای از یاد بردن آن هیچ. به اطرافم می‌بینم همه دچار غم و اندوه به اشکال متفاوت، افرادی احمق و فاقد عقل چنان گستاخ در اطراف رنج آنها و رنج من پرسه می‌زنند که بیشتر مرا از این دنیا متنفر می‌سازد، این‌که پی می‌برم هرگز نمی‌توان از شر چنین آدم‌نمایان شرور خلاص شد چراغ ذهن و قلبم می‌سوزد، به حال خودم افسوس می‌خورم این‌که باید تا لحظه مرگ این بی‌سروپاها را دید و نتوان تحمل کرد. حتا تحمل خواندن دوباره عبارت‌های پوچ خود را ندارم و انگشتانم قدرت انتخاب حروف برای ساختن واژه‌های که بتوان افکارم را بیان کند ندارد.

الف_تا_یار_-_بهرام_هیمه.pdf6.23 KB

شعری، کتابی، آهنگی یا حرفی اگر هست... می‌شنوم‌تان.

سخت و شکوهمند اما هولناک است که یکدیگر را وقت مخاطره و تردید هم دوست بداریم، در قعر دنیایی که فرو می‌پاشد و در تاریخی که زندگی انسان پشیزی نمی‌ارزد. آلبر کامو، از نامه‌ها

Голосовое сообщение04:32

معمولاً روزانه چند دقیقه‌ای را به ثبت روزگفتار در پیام‌های ذخیره‌شده‌ی خود اختصاص می‌دهم؛ قصدی برای انتشار این صدا در کانال نداشتم، اما مشتاق شدم شما نیز شنونده‌ی آن باشید.