𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Открыть в Telegram
238
Подписчики
-124 часа
-127 дней
+430 дней
Архив постов
238
من و تو اصلا “ما” نبودیم
من فقط تو ذهنم یه فیلم رویایی ساخته بودم و نقش اولش رو داده بودم به تو…:)
238
ولی یه شب که مست بودم میام مینویسم که تو کی بودی که حتی غصه نبودنت هم قشنگ تر از بودن بقیس.
238
در آخرین نامهاش نوشت:
«ایرانی هر کجای این دنیا هم که باشد فرقی نمیکند، خاکِ سرنوشتش را از غمگینترین قسمت خاورمیانه برداشتهاند.»
238
و تو حالا جبران تمام اندوه من هستی؛ جبران تمام شبهایی که آرزو میکردم کاش دنیا به پایان برسد.
238
عجیب ترین حس اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی چقدر دلم برا این لحظه تنگ میشه، در حالی که اون لحظه هنوز تموم نشده
238
آدم ها مسخره شما نیستن یک روز بخواینشون روز بعد بگید نمیخوام ؛هر وقت سر کِیفی باهاش درست رفتار کنی، هر وقت حوصله نداری بگی "نباش"؛یک روز بلاک میکنی روز بعد در میای و توجیه ات اینه که "اعصابم خورد بود" از بلاکی درش میاری؛یک روز میگی نمیخوام باشی روز بعد میگی ببخشید عصبی بودم؛آدمها روح و روانشون بازیچه شما نیست؛اول برو تکلیفت رو با خودت مشخص کن، برو رفتار درست رو یاد بگیر؛احترام به روح و روان دیگران رو یاد بگیر؛مردم که مسئول نداشتن ثباتِ شخصیتی شما نیستن که تا تقی به توقی خورد،میگی خداحافظ.
ما مسئول تربیتِ کسی نیستیم..
238
به هیچکس نمیتونم بفهمونم که چقدر داره بهم سخت میگذره
و چقدر بابت این موضوع هیچکاری نمیتونم بکنم.
238
کاش هیچوقت نرسه روزی که فعل گذشتهرو برات استفاده کنم. مثلا نگم بود، نگم دوست داشت، نگم اگه بود فلان کارو میکرد. کاش همیشه تو حال بمونی. کاش همیشه داشته باشمت. تو قشنگ ترین موجودی هستی که تاحالا دیدم.
238
در ظاهر، روی پاهایم ایستادهام. گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم. اما حقیقت این است که خستهام. میخواهم فرار کنم. میخواهم بروم، گم بشوم.
