𝒎𝒚 𝒎𝒐𝒐𝒏
Открыть в Telegram
237
Подписчики
-124 часа
-67 дней
-330 дней
Архив постов
237
سکوتم را به معنای فراموشی ندان ای یار
که درپشت سکوتم مثل قبلا عاشقم بسیار
اگرچیزی نگفتم٫دورماندم مصلحت این بود
برای حال خوب توکشیدم بینمان دیوار
کنارمن تلاطم بودُ غم بودُ شکستن بود
تواما مثل گلبرگ به دور از طاقت آزار؛
میان بدتر و بد بوده انتخاب من
کنار من تلاطم یابدون من رهی هموار
گذشتمازتو تا سختی نبینی٫شادمان باشی
برای دیدن خوشبختی تو میکنم هرکار
توخوشحالی و من ازدیدنخوشحالی ات شادم
فدای تارموهایت اگراز حسرتم سرشار
صدایمکن که دنیارا به هم میریزم از عشقت
نبودمرا به پایبیخیالی از خودت نگذار
نماندن معنیش در باور من بی وفایی نیست
نماندن از سر عشقت که باشد میشود ایثار
هنوزم قلب من در هر تپش درگیر یاد توست
توباشی یانباشی عاشقت هستم چه بی مقدار
نمیدانی که دوری ازتو باقلبم چه ها کرده
شبیه آنچه کردبا بخارا حمله تاتار…!
237
بعد از من
چیزهایی که دوستشان دارم را
از یاد نبر.
شعر را، باران را، ماه را، موسیقی را
خودت را
خودت را
خودت را.
237
از اینکه همیشه پیشم بمونه مطمئن نبودم
ولی از این مطمئن بودم بعد از اون دیگه هیچوقت
نمیتونم کسیو عینِ اون دوست داشته باشم.
237
میخواستم سعی کنم ادمارو دوست داشته باشم، اما هر بار بهم ثابت میکردن که ارزششو ندارن، و جز نفرت و کینه لایق چیز دیگه ای نبودن. وقتی تماشاشون میکردی، میفهمیدی چقدر میتونن کثیف باشن. و پشت نقاب مهربونشون یه هیولای ترسناک خوابیده که هر لحظه تغییر شکل میده، نمیشه دوسشون داشت، غیر ممکنه.
