رویاهای رنگی
Открыть в Telegram
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
779
Подписчики
+624 часа
+87 дней
+10130 дней
Архив постов
779
منطق یا عشق؟!!
779
وقتی حالت خوب نیست
حرفهای تند نزن
خیلی فرصت داری که حالت رو عوض کنی
اماهیچوقت فرصت این رو نداری
که بتونی حرفهایی که گفتی رو عوض کنی
779
دنیا دیگر ظرافت نمیشناسد، نکته سنج نیست.
آدمها نمیفهمند لحظه نشستن و برخاستن، نوشیدن یک لیوان آب یا باز کردن در یک قوطی توسط معشوق در چشم عاشق چقدر میتواند باشکوه، پر هیمنه و زیبا باشد.
اما برایشان مهم است که اسم معشوقشان چقدر دهان را پر میکند و چند دهان را میبندد.
دنیا جای ژستهای تهی، لحظههای تهی، مردمان تهی و نیازهای بیپایه و امیال قلابی است...
📕 عقاید یک دلقک
779
«تو مجبور نیستی همیشه قوی باشی. گاهی بهترین کاری که میتوانی برای خودت انجام دهی این است که بپذیری خستهای، مکث کنی و دوباره از نو شروع کنی. زندگی مسابقه نیست؛ مسیرِ آرامِ تو ارزشمند است.»
779
اکثر موجودات، همیشه به خاطر نقطه ضعف هایشان، توی دردسر می افتند.
مگس ها، چیزهای چسبناک را خیلی دوست دارند. شب پره ها، شعله را و آدمها، عشق را.
📚 کتاب : #خزه
✍️ اثر : #هربر_لوپوریه
📻
779
بلوغ انسانی در کلام محمود درویش:
چه اشکالی دارد اگر بحث را ببازم
خنده اش را به دست آورم؟
🌹
779
به قول سیمین دانشور:
گاهی آدم می ماند
بین بودن یا نبودن...!
به رفتن که فکر میکنی
اتفاقی می افتد که منصرف میشوی!
می خواهی بمانی
رفتاری میبینی که انگار باید بروی...
واین بلاتکلیفی خودش کلی جهنم است...
779
روح آدمی ممکن است با یکی از این سه ویران شود:
با آنچه دیگران در حق تو میکنند،
با آنچه دیگران وادارت میکنند در حق خودت بکنی
و با آنچه خودت داوطلبانه با خودت میکنی.
📘 #هیاهوی_زمان
✍🏻 #جولین_بارنز
779
ســلــام 😊✋
صــبــح تــون پــر از مــهربــانــی خــدا 💛
امــروز☀️
روز مــهربــونــی خــداســتــ💛
ان شــاءالــلــه ڪه تــنــتــون ســالــمــ
لــبــتــون خــنــدونــ 😊
عــشــق تــون پــایــدار و
زنــدگــیــتــون پــراز آرامـــــشــ☕️🍋🌼🍃
🍃🌼الــهے امــیـــــــنــ...🙏
🍃🌼
779
گاهی کسانی که هزاران فرسنگ ازشما فاصله دارند، می توانند احساس بهتری نسبت به کسانی که دقیقا در کنارتان هستند ، درشما ایجاد کنند.
779
(یک عاشقانه آرام نوشته آقای نادر ابراهیمی )
داستان درباره عاشقانه های یک زوج هستش . گیله مرد که اهل گیلان هست و معلم ادبیات و همسرش عسل که اهل آذربایجان شرقی هست.
گیله مرد طی حوادث سیاسی از شغل دبیری اخراج میشه و مجبور میشه به تهران بره و به شغل دستفروشی کتاب مشغول بشه ، چند سالی که در تهران زندگی میکنن به وسیله ساواک دستگیر میشن به جرم فروش کتاب های سیاسی و...
بعد از کلی مشکلات و فقر و نداری و زندان و.... یک زندگی آرام و عاشقانه رو تشکیل میدن و صاحب دو فرزند دختر و پسر میشن.
ناگفته نماند این کتاب رو باید دوبار خوند ،یکبار صفحه به صفحه که جملات و تعبیرهای فلسفی و عاشقانه اش رو فهمید و باز دوم برای فهم روند داستانی
و محاله دانشجوی ادبیات و یا دبیر ادبیات باشی و این کتاب به دلت نشینه.......خواندنش خالی از لطف نیست
779
حال دنیا را
پرسیدم من از فرزانه ای
گفت : یا آّب است,
یا خاک است , یا پروانه ای !
گفتمش احوال عمرم را بگو , این عمر چیست ؟
گفت یا برق است , یا باد است , یا افسانه ای!
گفتمش این ها که می بینی , چرا دل بسته اند
گفت یا خوابند , یا مستند , یا دیوانه ای !
گفتمش احوال جانم را پس از مردن , بگو ؟
گفت یا باغ است یا نار است , یا ویرانه ای !
" ابوسعید ابوالخیر "
779
📝#زیبا_نوشت
●●هر چه را که به دیگری بدهی ، میچرخد و به خودت برمی گردد:
•دیگران را مسخره میکنی ، خودت دلقک تر جلوه میکنی.
•گوش نمی کنی ، شنیده نمی شوی.
•دیگران را نمی بینی ، نادیده گرفته خواهی شد.
•به بدنت توجه نمیکنی، بدنت به تو بی توجهی می کند و بیمار می شوی.
•به دیگری بی احترامی میکنی، در واقع نشان می دهی که خودت قابل احترام نیستی.
•حقوق شهروندی را رعایت نمی کنی،خود ، در جایی بدون فرهنگ و تمدن زندگی خواهی کرد.
•دیگران را نمی بخشی،خودت در تب و تاب خواهی بود.
•به دیگری خشم میگیری ، قبل از آن خودت در خشمت خواهی سوخت چون از تو برخاسته
•سکوت نمی کنی ، خودت در ازدحام خواهی بود.
•از دیگری و شرایط نفرت داری ، اما این خودت هستی که مسموم از سم نفرت درون خودت میشوی.
•صبور نیستی ، آرامش و نتیجه مطلوب را از دست میدهی.
•دوست نمی داری، دوست داشتنی نمی شوی.
●●خود را دریاب
