رویاهای رنگی
Открыть в Telegram
«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی میگیم که دنیا رو رنگیتر میک
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
763
Подписчики
+624 часа
+297 дней
+10230 дней
Архив постов
761
خری به درختی بسته بود
رهگذری خر را باز کرد.
خر وارد مزرعه همسایه شد و تر و خشک را با هم خورد.
زن همسایه وقتی خر را در حال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ را برداشت و یک گلوله خرج خر نمود و کشتش.
صاحب خر وقتی صحنه را دید؛ عصبانی شد و زن صاحب مزرعه را کشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد
صاحب خر را از پای دراورد!
به رهگذر گفتند چکار کردی؟!!!
گفت من فقط یک خر را رها کردم!
*هرگاه میخواهید یک ویرانی به بار آورید؛
خران را ازاد کنید...!
761
#حکایت_قدیمی
معجون آرامش
روزی انوشیروان بر بزرگمهر حکیم، وزیر خود خشم گرفت و در خانه ای تاریک به زندانش فکند و فرمود او را به زنجیر ببندند.
چون چند روزی بر این حال بود، "کسری" کسانی را فرستاد تا از حالش پرسند.
آنان بزرگمهر را دیدند با دلی قوی و شادمان.
بدو گفتند: در این تنگی و سختی تو را آسوده دل می بینم!
گفت: معجونی ساخته ام از شش جزء. آن را به کار می برم و چنین که می بینید مرا نیکو می دارد.
گفتند: آن معجون را شرح بازگوی که ما را نیز هنگام گرفتاری به کار آید.
گفت:
جزء نخست "اعتماد بر خدای عزوجل" است؛
دوم آنچه "مقدر است" "بودنی است؛"
سوم "شکیبایی" برای گرفتار بهترین چیزهاست؛
چهارم اگر "صبر" نکنم چه کنم، پس نفس خویش را به جزع و زاری بیش نیازارم؛
پنجم آنکه شاید "حالی سخت تر" از این رخ دهد؛
ششم آنکه از این ساعت تا ساعت دیگر "امید گشایش" باشد.
هنگامی که این سخنان به "خسرو انوشیروان " رسید او را آزاد کرد و گرامی داشت.
761
قیصر امین پور چه زیبا میگوید:
آدمهایی هستند در زندگیتان؛
نمی گویم خوبند یا بد..
چگالی وجودشان بالاست...
افکار،
حرف زدن،
رفتار،
محبت داشتنشان
و هر جزئی از وجودشان امضادار است...
یادت نمی رود
"هستن هایشان را..."
بس که حضورشان پر رنگ است.
ردپا حک می کنند، اینها روی دل و جانت...
بس که بلدند "باشند"...
این آدمها را، باید قدر بدانی...
وگرنه دنیا پر است از آن دیگرهای
بی امضایی که شیب منحنی حضورشان، همیشه ثابت است...
#نوستالژی
👨🦳
👵
761
کتابخانه اسکندریه یکی از بزرگترین مراکز دانش جهان بود
در مصر باستان، کتابخانه اسکندریه هزاران طومار علمی و فلسفی را در خود جای داده بود. این مرکز علمی یکی از مهمترین پایگاههای دانش در دنیای باستان محسوب میشد و نابودی آن یکی از بزرگترین خسارتهای علمی تاریخ بود
761
بوی قهوه میتواند حس آرامش ایجاد کند
تحقیقات نشان میدهد حتی بوی قهوه، بدون نوشیدن آن، میتواند استرس را کاهش دهد و ذهن را آرامتر کند.
761
میدونستین با یه مداد میتونی یه خط به طول 64 کیلومتر بکشی
حالا فکر کنین چقدر مشق مینوشتیم
761
🏛از کوروش پرسیدند:
قصر شما دو راه پله دارد ، یکی از آنها بیست پله دارد و دیگرے نوزده پله دلیل این امر چیست؟
کوروش پاسخ داد:
آن راه پله که نوزده پله دارد برای ورود و خروج کسانیست که از خارج ایران به دیدارمان آمده اند.
و آن راه پله که بیست پله دارد براے ورود و خروج مردمان ایران زمین است
پرسیدند دلیلش چیست؟
کوروش گفت به این دلیل ایرانیان از این راه پله استفاده میکنند ..
چون ایرانیان همواره یک پله از دیگران بالاترند
〰〰〰〰〰〰〰〰
761
بهترین روش برای مقابله با کنجکاوی و سوالات آزاردهنده دیگران، زیر سوال بردنِ سوالشونه.. اینجور وقتا آرامشتون رو حفظ کنید و بگید..
«چرا میخوای بدونی؟» «چرا همچین چیزی پرسیدی؟»
ما موظف نیستیم به هر سوالی جواب بدیم! مخصوصا سوالهایی که شخصی و جزو حریم خصوصی ماست.
761
یک امر دروغین رو می تونن ازت بگیرن
و یک دروغ دیگه تحویلت بدن.
اما یک حقیقت رو نمی تونن ازت بگیرن
و یک حقیقت دیگه بهت بدن.
حقیقت یک امر واحده.
در نتیجه، هر حالتی که با دروغ یا یک امر غیر واقعی بهت دست میده، به آسانی می تونه با یک دروغ یا امر غیر واقعی دیگه تغییر کنه. همینقدر دور از اصالت و دور از ثبات. همینقدر سست و تحریک پذیر.
اما حالتی که به واسطه حقیقت بهت دست میده، اصیله. نابه. حتی اگر حالت مطلوبی نباشه. از چیزی که هست ساخته شده، نه از روی مصالح نادرستی که با واقعیت پیوندی ندارن.
تِرالینِ سِرت
761
هنگامیکه مسنتر شدم، هنگامیکه چشم واکردم و واقعیت را دیدم، شروع کردم به خندیدن و از آن پس خندهام بند نیامده است. دیدم که زندگی معنایی جز امرار معاش و هدفی به غیر از رسیدن به مقام و منصب ندارد، دیدم که میل سرشار عشق را غایتی جز تصاحب دختری پولدار نیست، دیدم که میمنت دوستی معنایی جز یاریکردن به یکدیگر به هنگام تنگدستی ندارد، دیدم که حکمت یعنی آنچه از نظر اکثریت دانایی است، دیدم که شوقوذوق مایهای جز شهوت سخنرانی ندارد، دیدم که شجاعت یعنی خطرِ ده سکه جریمهشدن را بهجان خریدن، دیدم صمیمیت یعنی اینکه بعد از شام بگویی «خواهش میکنم، قابلی نداشت»، و ترس از خدا یعنی سالی یکبار رفتن به مراسم عشاءربانی.
#سورن_کیرکگور، یا این یا آن، جلد اول
761
من اگه بخوام درباره چیزایی که باعث خوشحالیم میشن حرف بزنم
مطمئنم اسم تورو ده پونزده باری میارم
761
گل توی گلدون، نور پنجره، بخار چای، بوی کتاب ...
چیزای کوچیکی هستن که حس زندگی
و امید رو میریزن تو دلمون...
روزبخیر دوست قشنگم 🤍🍃🌸
761
تخم مرغ وقتی که با نیروی خارجی میشکند،
یک زندگی به پایان میرسد
اما وقتی با نیروی داخلی میشکند،
یک زندگی آغاز میشود.
تغییرات بزرگ همیشه از درون انسانها آغاز میشوند.
