ru
Feedback
پناهِ بی‌پناهྀི

پناهِ بی‌پناهྀི

Открыть в Telegram

«بی‌پناه بودم؛ تا رسیدی و بی‌آن‌که قولی بدهی، شبیه پناه شدی.» برای شنیدنتون @Panah_e_tobot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
289
Подписчики
-324 часа
Нет данных7 дней
+2330 дней
Архив постов
دلم تنگ شده برای دوست‌داشتنی که از ته دل بود؛ برای روزهایی که دلم پر می‌کشید فقط برای دیدنت، برای آغوشت… همان جایی که نفس می‌گرفتم و مطمئن می‌شدم هنوز زنده‌ام. اما نمی‌دانم چه شد که کارمان به اینجا رسید، کِی میان این همه دوست‌داشتن، راه‌مان گم شد؟ حالا دیگر… تو دلیل تپیدن دلم نیستی، فقط خاطره‌ای هستی که گاهی بی‌هوا قلبم را می‌لرزاند.
_بهار

یا چشم بپوش از من و از خویش برانم یا تَنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
فاضل نظری

تو قوی سفید منی، نه برای همیشه موندن شاید، اما برای این‌که بدونم یه روزی زیبایی از کنار زندگیم رد شده و من دیدمش.
_برای قوی سفیدم

_کلاسِ ادبیاتِ عامیانه

بخند که جهان، با اندوهِ تو دگرگون نمی‌شود.
_جبران خلیل جبران

_کلاسِ ادبیاتِ عامیانه

📷🍂
+1
📷🍂

"ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست"
حافظ

Moein-Elaheh-Naaz-320.mp311.24 MB

یا باید رنج نکشیدن را انتخاب کرد یا دوست داشتن را.
در جستجوی زمان از دست رفته_مارسل پروست

"شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید من شبم تو ماهِ من بر آسمان بی‌من مرو"
مولانا

من هیچ چیز را در دنیا به اندازه‌ی تو دوست ندارم، آیا این عجیب نیست؟
من هیچ چیز را در دنیا به اندازه‌ی تو دوست ندارم، آیا این عجیب نیست؟

فقط زندگی در جهانی را تصور کن که در آن آیینه نباشد. تو درباره‌ی صورتت خیال‌بافی می‌کنی و تصورت این است که صورتت بازتاب آن چیزی است که در درون تو است. و بعد وقتی چهل ساله شدی، کسی برای اولین بار آیینه‌ای در برابرت می‌گیرد. وحشت خودت را مجسم کن! تو صورت یک بیگانه را خواهی دید و به روشنی به چیزی پی خواهی برد که قادر به پذیرفتنش نیستی: صورتِ تو، خودِ تو نیست.
جاودانگی_میلان کوندرا

4_5983037568160109678.mp38.60 MB

نورِ چشمِ منی، ای چشمِ مرا نور، مرو
اوحدی

هر کجا که او بود بهشت عدن بود.
هر کجا که او بود بهشت عدن بود.

طبيبانم چه‌ می‌دانند؟ دردم دردِ تنهایی‌ست، تو نبضم را بگیری بی‌گمان آرام می‌گیرم.
حسین دهلوی

«آن خند‌های کودکانه که داشتیم و زیور زندگی بی‌آرامِ ما بود...»
«آن خند‌های کودکانه که داشتیم و زیور زندگی بی‌آرامِ ما بود...»