ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

-𝐜𝐢𝐡𝐚𝐥🖤🦢

Открыть в Telegram

-شبیهِ یه دفترچه خاطرات، از ادیت‌ها و عکس‌هایی که دوسشون دارم..✨ _30.December.2025”

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
466
Подписчики
+224 часа
-17 дней
+6630 дней
Архив постов
- وقتی آلیا بعد از فهمیدن ماجرا برگشت ماردین، نمی‌دونیم دقیقاً چه مکالمه‌ای بینشون برقرار شد، چه رفتاری از جیهان دید که ماردی
- وقتی آلیا بعد از فهمیدن ماجرا برگشت ماردین، نمی‌دونیم دقیقاً چه مکالمه‌ای بینشون برقرار شد، چه رفتاری از جیهان دید که ماردین رو ترک کرد.. با اینکه اومده بود کنار جیهان باشه، با اینکه متوجه اشتباهش شده بود، با اینکه به‌نظر می‌رسید حق رو به جیهان داده... با اینکه جیهان با‌ نهایتِ غمی که داشت بهش گفت برو و دلش شکست و رفت؛ با وجود تموم این‌ها، همچنان نمی‌تونه لحن و صدایِ جیهان وقتی گفت «آلیا این‌بار نمی‌بخشمت» رو فراموش کنه، ناراحته از اینکه ترکش کرده، دل‌تنگِ جیهانه، عذاب‌وجدان داره از اینکه روزِ عروسی کنارِ جیهان نبوده و نمی‌تونه این صدارو از سرش بیرون کنه🙂❤️‍🩹..
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- دقت کردید، جیهان حتی روز تشیع جنازه هم حلقه و دستبندِ درنا رو نداشت:)؟🙂 دیگه تصور کنید چقدرررر قلبش شکسته، چقدر داغون شده
- دقت کردید، جیهان حتی روز تشیع جنازه هم حلقه و دستبندِ درنا رو نداشت:)؟🙂 دیگه تصور کنید چقدرررر قلبش شکسته، چقدر داغون شده از رفتنِ آلیا، اون جمله«این بار دیگه نمی‌بخشمت» کاملا از ته دل بوده🙂❤️‍🩹.. روزِ عروسی دستبند و حلقه دستش بود، ولی حتی تو فلش‌بک هم دستش نیست دیگه بوداپست بماند..💔
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

ادیتمو دوس داشته باشید🥺

- بی‌وفا.. حالا که من افتاده‌ام از پا چرا..؟:)🙃💔 #cihal #edit #henas
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

برای قسمت ۲۸ عه

استوریش رو تختِ اتاقِ جیهاله😭😭😭😭😭❤️‍🔥 بر می‌گرده به اتاقشون :)؟

-استوری‌ اونسال زیبام🥹🎀 تولد کوزیِ🥹🫶🏻✨️
-استوری‌ اونسال زیبام🥹🎀 تولد کوزیِ🥹🫶🏻✨️

یه نکته‌ای هم تو ادیت دیدم ک نظرمو جلب کرد و پشمام ریخته:)) فردا میگم ولی مطمئن نیستم🚶🏻‍♀️اما اگه درست باشهههه وای اگه درست باشه:))))

تو این ساعت درحالیکه از چشام اب میاد و میسوزه، ادیت زدممم😬🚶🏻‍♀️ ولی از نتیجه راضیم چون فردا دلتونو خون میکنم💆🏻‍♀️

- دیگه شبـتون بخیر :)😭🫀🩹
- دیگه شبـتون بخیر :)😭🫀🩹

- جیهان با کمکِ آلیا، با عشقِ آلیا تونست سر پا بایسته🫠❤️‍🔥 دوباره اون عشق مرهم تازه‌ای میشه بر رویِ تمامِ زخم‌ها، نیرو و تک
- جیهان با کمکِ آلیا، با عشقِ آلیا تونست سر پا بایسته🫠❤️‍🔥 دوباره اون عشق مرهم تازه‌ای میشه بر رویِ تمامِ زخم‌ها، نیرو و تکیه‌گاهی میشه برای سرپا موندن و نفسی میشه برای زنده موندن :)))✨ همیشه میگم، یه دیالوگ خیلی معروف هست که بهش باور دارم«عشق واقعی هرچیزی رو می‌بخشه :)❤️‍🩹»
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- دومین مورد بعد از اینکه شاهین جونش رو برای جیهان از دست داد، جیهان به مرحله‌‌ای رسیده بود که از همه‌چیز بریده بود، خودش رو برای هرچیزی مقصر می‌دونست، تصور می‌کرد وجودش، حضورش برای اطرافیانش نحسه، زیر اون همه بارِ از دست دادن آلیا و دنیز، غم ناره، مردنِ شاهین، رفتنِ صداقت به زندان و... نابود شد.هضم این اتفاقات واقعا آسون نیست و این بار جیهان زیر تمام این‌ها شکست، افتاد، زمین خورد..❤️‍🩹 اون باور همیشگی سراغش اومده بود«من هرکسی رو دوست داشتم از دست دادم» باورش شد که محکومه به دوست داشتنِ کسی که از دستش میده:)💔 جیهان‌ ناراحت بود، تصور می‌کرد اگر این اتفاقات نمی‌افتاد، اگر شاهین نمی‌مرد، اگر بوران نمی‌مرد آلیا هیچ‌وقت برنمی‌گشت، با اون همه درد و رنجی که می‌کشید قدرت فکری براش باقی نمونده بود، قلبش خیلی شکسته بود:)🙂

اگر جیهان به آلیا گفت«برو» در حالی که گفته بود«من نمی‌تونم بهت بگم برو آلیا!:)» می‌تونه چند دلیل داشته باشه🙂 .. اول اینکه جی
اگر جیهان به آلیا گفت«برو» در حالی که گفته بود«من نمی‌تونم بهت بگم برو آلیا!:)» می‌تونه چند دلیل داشته باشه🙂 ..
اول اینکه جیهان خیلی شکست، بار ها از سر مجبوریت‌ها از طرف آلیا ترک شد و بخاطر اون عشقی که داشت گذشت، سکوت کرد و همچنان بدون کوچک‌ترین اعتراضی کنار آلیا موند چرا که فقط کنارِ آلیا بودن رو می‌خواست«هرچیزی شد تاوان رو برای من بنویس آلیا❤️‍🩹!» ولی این‌بار بین این همه مصیبت رها شد، گفته بود رهام نکن زمین می‌خورم ولی باز هم بخاطر همون مجبوریت‌های همیشگی رها شد🙂..
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- این فقط ۸ ثانیه از درامِ اوزان بود و اینجوری دلمونو خون کرد:) تو این چند قسمت و چند ساعت و چند هفته ما چیکار کنیم؟🙂🙂🙂🙂 #ozanakbaba #edit
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

-۵ روز دیگه❤️‍🩹...
-۵ روز دیگه❤️‍🩹...

- قسمت ۳۵، وقتی آلیا بجای جیهان به اتاق عمل رفت، جیهان گفت فقط برای اینکه جونِ من براتون عزیزه هیچی نگفتید‌ سکوت کردید و اجاز
- قسمت ۳۵، وقتی آلیا بجای جیهان به اتاق عمل رفت، جیهان گفت فقط برای اینکه جونِ من براتون عزیزه هیچی نگفتید‌ سکوت کردید و اجازه دادید آلیا جونش رو به خطر بندازه :)🙂 خودش رو سرزنش می‌کرد که قلبِ آلیا بخاطر اینکه جیهان به اتاق عمل نرفته بود وایساد« اون دختر قلبش وایستاد، قلبش، قلبش :)😭❤️‍🩹» چقدر خودش رو سرزنش کرد که بجایِ آلیا، اون رو تختِ اتاق‌عمل نیست :)🫠 حالا تصور کنید چقدر داره خودش رو سرزنش می‌کنه که چرا اون جایِ شاهین نیست، خودش رو سرزنش می‌کنه برای اینکه برای نجات جونش صداقت میفته زندان و شاهین زیرِ خاک :)❤️‍🩹
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

- اوزان قراره دوباره با چشمای اشکی و قرمز، با گریه‌هاش و درام سنگینش جیگرمونو خون کنه😭😭😭😭😭❤️‍🩹 #ozanakbaba
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

جدا از اینکه برادرشو از دست داده، جدا از عذابِ وجدانی که داره، جدا از قلبش که بخاطر آلیا پاره‌پاره شده:) چجوری زجه‌های ناره رو می‌بینه و غصه می‌خوره🙂.. مطمئنم شک ندارم که کلی خودشو سرزنش کرده و می‌کنه، خودش رو مسبب این حالِ ناره می‌دونه :) «تقصیرِ من بود، من باعث شدم، شاهین بخاطر من مرد:)❤️‍🩹 چجوری می‌خوان از پس این همه غم بر بیان:)؟ #part
-𝘾𝙞𝙝𝙖𝙡❤️🪽

دنیز خسته شو‌.