𝐄𝐯𝐞𝐫𝐲𝐭𝐡𝐢𝐧𝐠 𝐢𝐬 𝐏𝐨𝐬𝐬𝐢𝐛𝐥𝐞 🦢
Открыть в Telegram
⋆ ثبت خاطرات یک انسان تلاشگر ؛ ˚₊‧ ꒰ 🦢🕯️꒱ ‧₊˚ @lRaviarchivelbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
291
Подписчики
-424 часа
-277 дней
-3930 дней
Архив постов
Repost from مثال نقض
تق تق
من هپیم
و میخوام ببینم که کسایی که کیس های پزشکی و کتابهای مورد علاقه منو میخونن چه دوستهایی هستن
لطفا این پیام رو به چنلهاتون:))) هاتون بفرستید تا بیام مهمونی و ازتون پست هم فوروارد کنم
(اگر هم چکتون میکنم ارسالش کنید تا اگر یادم میره چکتون کنم ببرمتون توی فولدر دوستهام)
Repost from 𝑳𝒊𝒇𝒆𝑺𝒚𝒏𝒄
یه چندتاآدمِ تشنه جنگیدن داریم اینجا یا نه؟!
چالش بیشترین ساعت از اولین لحظات پنجشنبه تا آخرین لحظات جمعه!
ولی لعنتی هیچی حسِ بعد از تلاش زیاد رو برات تداعی نمیکنه.
یهو به خودت میای میبینی کلا ۲ ساعت خوابیدی ولی مزد تلاشت رو گرفتی
یه دستاوردی که هیچ کس نمیتونه روش خراش بندازه چه برسه بشکنتش
اگه خواستید شرکت کنین،فور بزنین،برنده اعلام میشه#𝑨𝒓𝒂𝒎𝒊𝒏𝒐𝒓
🪹 16:45 - 18:45 2h
🪹 18:55 - 19:55 1h
🪹 20:20 - 22:20 2h
🪹 22:30 - 23:30 1h
حقیقتی که وجود داره اینه که یه وقتایی آدم عجیب غریب کم میاره.
نمیتونم خودمو مقایسه کنم با پریایی که تازه این چنل رو پابلیک کرد و قوی داشت میخوند.
الانم تموم تلاشم بر اینه که بتونم قوی بمونم و بخونم.
ولی چقدر امسال سخت گذشت.
چقدر اتفاقاتی افتاد که کاری از دستمون بر نمیومد و مجبور بودیم بسوزیمو بسازیم.
و چقدر همه اینا باعث تغییر شخصیت ما شد.
اما طبیعت زندگی ما همینه.
با خودت همیشه بگو داری شوخی میکنی؟
سختیایی که تو کشیدی در مقابل سختیای این مسیر حرفی داشت/داره واسه گفتن اصلا؟
تو داری زور میزنی از این باتلاقی که سالها توش گیر کردی خودتو بکشی بیرون و نجات بدی ، سختیای این مسیر پله های نجات توئه اخه! هرچقدر بیشتر سختی کشیدی یعنی نزدیک تر شدی به هدفت ، پله های بیشتری رو بالا رفتی.
پس باید از این بابت خوشحال باشی.
نشینی یه گوشه گریه کنی و بگی من ضعیفم ، من نمیتونم ، شاید مشاورم راست میگفت من هیچی نمیشم ، شاید هوش کافی برای ادامه این مسیر رو ندارم ، چون پولدار نیستم نمیتونم مثل دختر همسایمون این همه کلاس برم و قبول بشم.
چرا؟ چرا با خودت اینکارو میکنی؟
مگه نمیخوای این ادامه دادنات نتیجه داشته باشه؟
نتیجه مورد علاقت؟
پس دست بردار از فکر کردن به این حرفای مزخرف.
این افکار اشغال رو بنداز دور از ذهنت.
زندگی همینجوریش داره واست سخت میگذره.
تو دیگه انقدر سختش نکن واسه خودت.
یکم به خودت حق بده ، یکم خودتو درک کن.
یکم از آدما فاصله بگیر ، یکم کمتر ضربه بخور ازشون.
برو تو لاک خودت و این مسیر رو خیلی جدی ، همونجوری که دوسداری تمومش کن.
Repost from Born to Die "
ما معمولاً مریم میرزاخانی را از آخرِ داستان میشناسیم؛ از جایی که نامش در جهان پیچیده است. اما هیچ انسانی از آخرِ داستانش آغاز نمیشود.
آنچه از دور «نبوغ» به نظر میرسد، از نزدیک، زندگیِ طولانی با مسئلههایی است که حاضر نبودند پاسخشان را آشکار کنند.
ریاضیات، برخلاف تصور بسیاری، میدانِ جوابها نیست؛ میدانِ تحملِ ندانستن است. جایی که گاهی روزها و هفتهها میگذرد و تنها چیزی که به دست میآوری، این است که میفهمی مسئله، از آنچه فکر میکردی، عمیقتر است.
شاید به همین دلیل باشد که همه نمیتوانند این مسیر را ادامه دهند. نه چون هوش کافی ندارند؛ چون همه حاضر نیستند این اندازه با «ندانستن» زندگی کنند.
اگر روزی کسی از میان شما ادامهدهندهٔ راه مریم باشد، احتمالاً تفاوتش در لحظهای آشکار نمیشود که مسئلهای را حل میکند؛ تفاوتش خیلی زودتر آغاز شده است؛ روزی که تصمیم گرفته از کنار مسئلهای که مقاومت میکند، عبور نکند.
دانش، بیش از آنکه به ذهنهای تیز نیاز داشته باشد، به انسانهایی نیاز دارد که عجله ندارند.
بیشتر آدمها، وقتی پاسخی پیدا نمیکنند، تصور میکنند زمانشان را از دست دادهاند. اما گاهی خودِ آن روزهای بیپاسخ، همان جایی است که ذهن، آرامآرام شکل دیگری از دیدن را یاد میگیرد؛ شکلی که هیچ کتابی نمیتواند آن را آموزش دهد.
شاید رازِ ماندگاری بعضی انسانها همین باشد؛ آنها بیش از دیگران نمیدانستند، بیش از دیگران حاضر بودند مدت بیشتری «ندانند».
اگر آرزو دارید روزی نامتان در کنار نام کسانی قرار بگیرد که مرزهای دانش را جابهجا کردند، شاید لازم باشد پیش از هر چیز، رابطهتان را با شکست تغییر دهید. شکست همیشه فرو ریختن نیست. گاهی شکست، ساعتها فکر کردن و نرسیدن است. گاهی شکست، پذیرفتن این حقیقت است که هنوز برای فهمیدن، باید زمان بیشتری صرف کرد.
مریم میرزاخانی، پیش از آنکه نمادِ موفقیت باشد، نمادِ ماندن در برابر پیچیدگی بود.
و شاید ادامه دادنِ راه او، بیش از آنکه به استعداد نیاز داشته باشد، به نوعی اخلاق نیاز دارد؛ اخلاقِ نگریختن از پرسشهای دشوار.
اگر چنین اخلاقی در وجودت شکل بگیرد، دیگر مهم نیست جهان روزی نامت را به خاطر بیاورد یا نه.
زیرا بزرگترین دستاوردِ آموختن، مشهور شدن نیست؛ تبدیل شدن به انسانی است که از روبهرو شدن با حقیقت، هرچقدر هم دشوار و مبهم باشد، فرار نمیکند.
شاید این، عمیقترین میراثی باشد که مریم میرزاخانی برای ما به جا گذاشت.
یه چیزی خیلی جالبه واسم.
اونم اینه که من این امتحانا رو خب پارسال هم دادم، اما سر هر امتحان اینجوریم که امسال زیادی راحت بود؟ یا زیادی سخت بود؟ چرا اصلا این مباحث و سوالا شبیه به پارسال نیست؟
پارسال هم نهایی دوازدهم بود پس چرا انگار پارسال یه امتحانای دیگهای رو داشتم میدادم؟ چرا انقدر عجیبه واسم؟ و فرق کرده.
