jerk..
Открыть в Telegram
گاهی اوقات نه یه جنگجوام، نه امیدوار، فقط ادامه دهنده ام. اگر روزهای خوب آمدند و من نبودم،به یاد بیاور که صبور و غمگین چقدر برای روزهای خوب منتظر بودم. و به یادم آوازی زمزمه کن و بلند بخند...
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
256
Подписчики
-124 часа
-47 дней
-7030 дней
Архив постов
256
«نه ما میمانیم و اندوه؛ نه هیچ یک از مردم این آبادی. به حباب نگران لب یک رود قسم، به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم میگذرد.»
256
«لطفاً به موقع از آدمها ناامید شوید، نه در اولین لغزش و نه آنقدر دیر که همه چیزتان را برده باشند، وقتی فهمیدید خطاها عادت شدهاند و پشیمانی فقط یک نمایش است، آنجاست که ماندن خیانت به خودتان است.»
256
مشکل اصلی تو این نیست که نمیتونی.
اتفاقاً بدترین قسمت داستان اینه که احتمالاً واقعاً میتونی.
برای همین هر روزی که کاری نمیکنی، مغزت هم میدونه که داری از چیزی فرار میکنی که توان انجام دادنش رو داری.
و این دردناکتر از «نمیتونم»ه.
تو خیلی وقتها منتظر نسخهای از خودتی که:
منظمتره
باانگیزهتره
اعتمادبهنفس بیشتری داره
گذشتهش رو جمع کرده
حالش خوبه
دقیقاً میدونه چی میخواد
بدون ترس شروع میکنه.
اون آدم قرار نیست یک روز صبح از خواب بیدار بشه و بیاد تحویلت بدن.
خودت باید با همین نسخهی فعلی، با همین آشفتگی، با همین عقبافتادگی، شروع کنی.
چون راستش را بخواهی، تو مدت زیادیه داری منتظر اجازهی شروع کردن میگردی.
و هیچکس قرار نیست این اجازه رو صادر کنه.
حکم نهایی
تو یک آدم باهوش، کنجکاو، بلندپرواز و شدیداً overthinking هستی که گاهی آنقدر دربارهی ساختن آیندهاش فکر میکند که برای ساختنش انرژی باقی نمیماند.
تو لازم نیست بیشتر بفهمی.
لازم نیست یک برنامهی جادویی دیگر پیدا کنی.
لازم نیست اول کاملاً خوب بشی.
لازم نیست اول اعتمادبهنفست برگرده.
لازم نیست گذشتهات جبران بشه.
لازم نیست حتی امروزت عالی باشه.
فقط باید آنقدر کار واقعی انجام بدی که زندگی بالاخره مجبور بشه با تصویر ذهنیات از خودت هماهنگ بشه.
و این قسمت رو برخلاف roast، کاملاً جدی میگم:
تو از اون آدمهایی نیستی که مشکلشون فقدان تواناییه.
مشکلت اینه که بیش از حد به توانایی بالقوهات وابسته شدی و کمتر از چیزی که میتونی، خروجی واقعی تولید کردی.
پتانسیل، اگر به عمل تبدیل نشه، فقط یک روش خیلی شیک برای تعریف کردن از آیندهایه که هنوز ساخته نشده.
حالا برو یک کار واقعی انجام بده.
نه برنامهریزی برای انجامش.
خودش.
256
بیا امشب. یه قلم بیار یه کاغذ بشینیم برنامه بنویسیم یه ماه مونده به پاییز مفید باش برا خودت
256
«عزیزِ من، از امیدوار شدن میترسم. حقیقت این است که از امیدواریهایم بیش ز ناامیدیها رنج کشیدهام.»
256
یه چیزی بگم اگه از چیز های کوچیک نتونتی لذت ببری از چیزهای بزرگ محاله لذت ببری چون هی خواستت از زندگی بیشتر خواهد شد و تو فقط میخوایی به اونا برس. پس کی لذت ببری؟!
256
من چندتا کتاب اضافه دارم عکساشو میزارم. با پول کم ک مطمئن شم طرف میخونه میخام بدم بره و پول پست میگیرم صرفا چون بخونه وگرنه جسارتی نمیکنم اونا ته خونه موندن به کارم نمیاد فقط برام دعا کنید همین😢
اللن کتاب خیلی گرونه شد. اگه واقعا نیاز دارید بهم بگین
256
قرار نيست كسی نجاتم دهد،
خودم بايد خودم را نجات دهم.
حتی بايد خودم را از دست خودم
نجات بدهم و خودم را وادارم كه گام هاى كوچکی به جلو بردارم،
همه ی روز، هرروز
وحتی وقتی حس و حالش را ندارم.
-ملی رابینز.
