V e n u S i a n🪴
Открыть в Telegram
237
Подписчики
-524 часа
-57 дней
Нет данных30 дней
Архив постов
و تو چی میدانی
شاید از این رو زاده شد او تا
ولو برای لحظهای حتی
حضور یافته باشد
در جوار قلب تو…!
(نقل با اندکی تفاوتی از شعر گل نوشته تورگِنیف.)
در پیله پروانه مگر دست خدا نیست
پیدایش پروانه بگو معجزه کیست؟
باید که در آیینه کمی هم به خود آییم
ما جلوهای از خلقت زیبای خداییم
هر کس که دلش آیینه شد فاقد لکه
در قلب خودش کرده بنا کعبه و مکه
-مولانا
Repost from ʟ ɪ ʟ ɪ ᴜ ᴍ
همهچیز به کنار؛
باید گریبان سرنوشت را گرفت و از او پرسید:
حیف نیست این داستان به انتها نرسد؟
این همه رویای زیبا هرگز محقق نشود؟
تشويش ها
۱
تو از كدام بيابان مى آیی
اى باد
تو از كدام يبابان تشنه مى آيى كه بوى هيچ گلى با تو نيست
نه زوزهى كشيدهى گرگ گرى
نه آشيان خراب چكاوكى
نه برگ خرمايى
تو از كدام بيابان تشنه مىآيى
۲
پرندگان غريبى، از اين كرانه مى گذرند پرندگان غريبى كه هيچکدام
به ذهن سبز گز پیر ده نمىگذرد .
۳
چراغ را روشن كن
پیاله های فلزى را برهم بكوب
كه درهياهوى توفان و ظلمت صحرا
دوباره آن بز مرموز راه افتادهست
صداى مبهم زنگوله را نمى شنوى ؟
از طاقچه قرآن كهنه را بردار
چراغ را روشن كن
نماز وحشت بگذار.
-منوچهر آتشی
