از تبعید شدگان
Открыть в Telegram
تکههایی از آنچه میبینم،میشنوم و زندگی میکنم. برای ارتباط با من : https://t.me/ExistentialExilebot 📸 https://www.instagram.com/mhtabasadi?igsh=OGlhdjZtbHR6YjE5 📝 https://x.com/mhtabasadi82?s=11
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
2 147
Подписчики
+9524 часа
+1907 дней
+21230 дней
Архив постов
2 147
عکسهای قدیمی ایران
قاسم صافی گلپایگانی
این مجموعه شامل هزار و دویست عکس از رجال سیاست و مذهب و هنر و ادب و تصاویر اماکن و مناظر و مساجد و زیارتگاه ها و عمارت های قدیم و مراسم مختلف شکار و جشن و سرور و شرف یابی و سوارکاری و تیراندازی و آیین عزاداری است و شامل موضوعات دیگر است.
2 147
+3
Tadeusz Kuntze, 1754
تادئوش کونتسه — تابلو «فورتونا» (۱۷۵۴، موزه ملی ورشو)
داستان این تابلو درباره بیعدالتی کور سرنوشت و پیروزی حماقت بر شایستگی است .
توزیع کورکورانه بخت: در مرکز تصویر، فورتونا (الهه بخت و اقبال) با چشمبند و ایستاده بر یک گوی لغزان (نماد بیثباتی)، ثروت، تاج و قدرت را از شاخ نعمت به شکلی کاملاً تصادفی به پایین میریزد.
پاداش به نادانان و چاپلوسان: این هدایا به دست کسانی میرسد که تملق میگویند.
زنی که در سمت راست ایستاده و گوشهای الاغ دارد، نماد حماقت، جهل و چاپلوسی است که در صف اول دریافت پاداش قرار گرفته است.
شکست خرد و تلاش: در سوی مقابل، ارزشهای اصیل انسانی کاملاً طرد شدهاند
مینروا (الهه خرد، شجاعت و عدالت) در سمت چپ با زره و نیزه، از شدت ناامیدی و بیثمر بودن عقل، صورت خود را پوشانده است.
جوان کارگر و نیرومند در پایین سمت راست (نماد تلاش، کار شرافتمندانه و شایستگی)، سر بر زانو گذاشته و تلخ میگرید.
طعنه گزنده به قدرتمندان در عصر چاپلوسی: تادئوش کونتسه بیشتر عمر هنری خود را در رم گذراند و در ایتالیا به «تادئوی لهستانی» (Taddeo Polacco) معروف شد. در دوران روکوکو که نقاشان معمولاً برای جلب رضایت اشراف، آثار شاد، تزئینی و چاپلوسانه میکشیدند، کونتسه با خلق این اثر یک هجو فلسفی شجاعانه ساخت. او با کشیدن گوشهای دراز الاغ برای همراهان الهه بخت، مستقیماً به اشراف و دربار زمانه خود طعنه زد: اینکه ثروت و جایگاههای بزرگ دنیا معمولاً نصیب جهل مطیع میشود، نه خرد مستقل. همچنین «کشتی در حال غرق شدن» در پسزمینه تابلو، این واقعیت تلخ را یادآوری میکند که بدون بخت مساعد، حتی ماهرترین ناخدایان و اندیشمندان نیز طعمه طوفان میشوند.
2 147
+4
Edmund Blair Leighton, 1889
ادموند بلر لیتون نقاش برجسته بریتانیایی در سالهای ۱۸۵۲ تا ۱۹۲۲ بود و بیش از هر چیز به خلق صحنههای احساسی عاشقانه و تاریخی از دوران قرون وسطی و مکتب رمانتیسم شهرت داشت. تابلوی افتخارات رنگباخته یکی از آثار عمیق و پرمفهوم اوست که روایتی تلخ اما واقعی از زندگی را به تصویر میکشد.
قصه و مفهوم تصویر
داستان اصلی این تابلو درباره بیرحمی گذر زمان و جایگزینی نسلها است. نقاش این مفهوم را با دو موقعیت متضاد در یک صحنه نشان میدهد.
بالای پلهها و اوج شهرت: در بالای پلهها یک نوازنده جوان و پرانرژی با تاج گلی سبز و تازه در حال نواختن است. تمام توجه پادشاه زنان کودکان و درباریان به او جلب شده و او ستاره امروز این مجلس است.
پایین پلهها و دوران فراموشی: در پایین پلهها یک نوازنده پیر با تاج گلی خشکیده و پژمرده نشسته است. او ساز خود را پایین آورده و در سکوت غرق در افکار تلخ خویش است در حالی که هیچکس در آن جمع حتی به او نگاه هم نمیکند.
پیام قصه این است که مرد پیر با حسادت به جوان نگاه نمیکند. او به خوبی میداند که زمانی خودش همان جوان محبوب بالای پلهها بوده و آن جوان هم روزی مانند او به پایین پلهها رانده خواهد شد.
پیوند سرنوشت هنرمند با اثرش
یکی از نکات جالب درباره ادموند بلر لیتون این است که او هنرمندی بسیار محبوب در میان مردم بود اما توسط نخبگان هنر طرد شد. با این که لیتون خالق برخی از مشهورترین و پربازدیدترین نقاشیهای قرون وسطایی در تاریخ هنر مانند تابلوی معروف تاجگذاری شوالیه است اما هرگز به عنوان عضو رسمی آکادمی سلطنتی هنر بریتانیا پذیرفته نشد.
منتقدان آکادمیک زمانه او آثارش را بیش از حد احساساتی و رمانتیک میدانستند و او را جدی نمیگرفتند. به شکلی عجیب خود لیتون هم در فضای رسمی هنر زمان خود حسی شبیه به همان نوازنده حاشیهنشین و فراموششده در پایین پلههای تابلوی افتخارات رنگباخته را تجربه کرد.
