ru
Feedback
ㅤ𝗆𝗂ԁ𝗈𝗋𝗂ᥲ

ㅤ𝗆𝗂ԁ𝗈𝗋𝗂ᥲ

Открыть в Telegram

⚡︎ⴍᥱ𝗅𝖼𝗈ɱᥱ 𝗍𝗈 𝗍𝗁ᥱ 𝗌𝗍𝗋ᥲ𝗒 𝗄ι𝖽𝗌 𝗁𝗈𝗍 𝗆ᥱ𝗀ᥲ𝗏ᥱ𝗋𝗌ᥱ𝜗𝜚

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
232
Подписчики
-224 часа
+167 дней
+1530 день
Архив постов
ممنون خانومیی

خیلی جذاب و دوست داشتنی شده خسته نباشی

sticker.webp0.00 KB

چقدر بامزست سر فرصت میخونمشش😭

Repost from N/a
photo content

خسنسمسنیمسنیمین😭😭😭

Repost from N/a
واهای هورااا پست خوشگل موشگل

sticker.webp0.00 KB

Repost from N/a
𝚒𝚏 𝙸 𝚑𝚘𝚕𝚍 𝚘𝚗𝚝𝚘 𝚢𝚘𝚞 𝚏𝚘𝚛𝚎𝚟𝚎𝚛, 𝚠𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚜𝚝𝚒𝚕𝚕 𝚜𝚝𝚊𝚢 . . . 𝚎𝚟𝚎𝚗 𝚒𝚏 𝙸 𝚝𝚞𝚛𝚗 𝚒𝚗𝚝𝚘 𝚖𝚘
+4
𝚒𝚏 𝙸 𝚑𝚘𝚕𝚍 𝚘𝚗𝚝𝚘 𝚢𝚘𝚞 𝚏𝚘𝚛𝚎𝚟𝚎𝚛, 𝚠𝚘𝚞𝚕𝚍 𝚜𝚝𝚒𝚕𝚕 𝚜𝚝𝚊𝚢 . . . 𝚎𝚟𝚎𝚗 𝚒𝚏 𝙸 𝚝𝚞𝚛𝚗 𝚒𝚗𝚝𝚘 𝚖𝚘𝚗𝚜𝚝𝚎𝚛? ╰┈➤𝖳𝖺𝗉 𝗍𝗈 𝗋𝖾𝖺𝖽

خوشحالم که دوستش داشتییی😭

Repost from N/a
حتی ام‌وی مورد علاقم

Repost from N/a
آهنگ مورد علاقم، رنگ مورد علاقم، کاپل مورد علاقم😭 واقعا عالی بود خسته نباشی✨

sticker.webp0.00 KB

+1
ㅤ — 𐔎𝗇︎ 𝖺𝛈𝗈𝗍𝗁︎𝖾ɾ 𝗅︎𐔎𝖿︎𝖾 ᭙ҽ'𝖽 𝗆︎𝖺𝗄︎𝖾 𐔎𝗍 ͗

واییمینیمسنس😭😭😭 ادیت بعدی ایشالا چانهو میزنمممㅠㅠ

هانو خوندم چان، داشتم خوشحال میشدم گفتم اخجون چانهوعه یهو کاورو دیدم فس شدم. ولی عجب ادیت خوشگلیه ✨✨✨

sticker.webp0.00 KB

تو واقعی ترین حس من بودی از لحظه ای که دیدمت مهرت به دلم نشست شدی شدی همه‌ی من کسی ک دوست داشتم لحظه به لحظه زندگیمو باهاش شریک بشم چه شادی هام چه غم هام کسی که دوست داشتم بشناسمش کسی که دوست داشتم منو بشناسه کسی که توی وجودش غرق شدم، توی تک تک کلماتت و رفتارت غرق شدم همه‌ی تو رنگ و بوی امن بودن و عشق میداد صدات قشنگ‌ترین نغمه‌ی زندگی توی گوشای من بود عشق ورزیدن به تو حالمو خوب میکرد زندگیم رو رنگی می‌کرد تو خودِ خوشبختی بودی تو کسی بودی که دوست داشتم ساعت‌ها توی محو نگاه و لبخندت بشم تو...تو بهترین حس من بودی.. تو همه‌ی من بودی، همه‌ی من.

sticker.webp0.00 KB

☆ ستاره .
در میان افق بی کران آسمان، تک تک ستاره ها را از نظر میگذرانم تا روشنی بخش مورد علاقه ات را پیدا کنم. میشمارم، دوهزار و یک.. دوهزار و دو.. دوهزار و سه.. ‌پیدایش میکنم. دستت را میان انگشتانم میفشارم و بالا آورده درست رو به روی ستاره ای کوچک و محو شده در میان ابرها قرار میدهم؛ اجازه میدهم با رویا لمسش کنی و لبخندت را میبوسم. لبخند شیرینت را... همان که به بنیانم لطمه میزند را میبوسم. ‌دست آزادم روی چشم هایت حرکت میکند و دردی وجودم را فرا میگیرد. کاش شکایت میکردی از اینکه مانع دیدن ستاره ات شده ام. کاش به جای صفحه ای سیاه.. من مانع دیدنت میشدم! مدتی است که از ستاره ات صحبت میکنی و من نیز هم. ناگهان انگشتانت میان دستم میلغزند و به رقص درآمده، شیدایم میکنند. نجوایت زیر گوشم میپیچد و خام دلبری کردنت میشوم؛ وجودم را با هر حرکت و صحبت به سخره میگیری و درهم میشکنی؛ بند بند مرا جدا و دوباره پاره پاره به یکدیگر وصل میکنی.
شاید این خودخواهی محض است.. اما کاش تا ابد محتاج دست هایم بمانی، و بمانی.