سَـطـرِخامـوش
Открыть в Telegram
کلمات، بقایای یک روحِ بیقرارند. هلـا:@heladvri ناشناس: @helhastambot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
1 000
Подписчики
-624 часа
-207 дней
-18630 дней
Архив постов
کاش اینجوری نمیشد، عزیزِ من…
کاش آخرِ قصهمان اینقدر شبیه خداحافظی نبود.
کاش تو کمی بیشتر میفهمیدی،
و من کمی کمتر از درون میشکستم.
کاش میشد به همان روزها برگردیم،
قبل از اینکه همهچیز تمام شود؛
قبل از اینکه من یاد بگیرم
چطور دلتنگت باشم و دیگر چیزی نگویم.
روزی که همهچیز تمام شد، از آسمان عکس گرفتم؛
از همان آسمانی که تو هیچوقت نفهمیدی چقدر برایم شبیه خداحافظی بود.
روزی که تو هیچچیز نفهمیدی،
من مدتها قبلتر، خودم را از درون فرو ریخته بودم؛
فقط مانده بود تکهای از من که هنوز وانمود میکرد
همهچیز عادیست.
