628
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
+2530 дней
Архив постов
627
ساعت حدود ۶ صبحه و دارم به این فکرمیکنم تا اینجای زندگی رو با چه رغبتی گذروندم
در هر حال خدایا شکرت
627
تو پروانه ای بودی با سرنوشت پرواز از من
اما من مقصدت را در قلبم میدانستم ولی تو به دور دست ها پرواز کردی و آشیانه خرابه تو همیشه در کنج دلم ماند
همان روزی که ندانستی اگر بودی پروانه دیگری هم زنده میشد(:
627
حالا میفهمم که درد بیگانگی چه درد بزرگی است. چه کسی میتواند حالا باور کند که در قلب من جز تو هیچ چیز وجود ندارد؟
