ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

ناتموم؛

ناتموم؛

Открыть в Telegram

جمع دوستانه‌س؛ به هرچیم فکر‌ کنم می‌نویسم تا ببینیم چی میشه. صندوق پستی: t.me/HidenChat_Bot?start=309536595 بی‌کلام‌های درجه یک، که هیچ‌جا همش رو باهم جایی نمیبینی: https://t.me/limoomrz

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
242
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-530 дней
Архив постов
Repost from AseMooN!
دلم یه صبحِ سرد می‌خواد، یه پنجره‌ی بخار گرفته، صدای بارون، بوی چوبِ خیس و دلی که دیگه سنگینی نمی‌کنه.

Repost from دو در یک
‏بعضی آدم‌‌ها کلاً آدم‌های عمیقی هستن؛ مهم نیست موضوع مورد گفتگو چیه؛ این‌ها تفکرشون عمیقه و خیلی اوقات از سوال‌ها و اشاره به بخش‌هایی از موضوع که خیلی معمول نیست می‌شه فهمید؛ داشتن این آدم‌ها زندگی‌رو بیشتر با معنی می‌کنه. : Rt

دوستی که اون لحظه‌ای که میخوای باشه ولی نباشه رو باید چیکار کنی؟ آفرین، حذف.

همسایمون اومده تو حیاطشون نشسته و یه موزیک آرومِ قدیمیِ فاخر گذاشته و گویا با خودش خلوت‌ کرده و صدای موزیکش میاد تو اتاقِ من، لازمه بگم این آهنگ، آهنگیه که مدت‌ها دلم میخواست بشنوم، پس منم باهاش شمع روشن کردم و نشستم با خودم خلوت کنم.

خیلی حرفا در طول روز با خودم میزنم ولی وقتی میام اینجا بنویسمشون یادم میره.

نیاز داشتم الان در حال بررسی کلبه‌های مختلف برای انتخاب کلبه مدنظرم برای رفتن و موندن در ییلاق می‌بودم.

یه روز بعد از تجربه‌های فراوان و بدو بدوهای زیاد میفهمی کلِ جریان زندگی برمیگرده به شناختِ خودت. و شاید با خودت فکر کنی شناخت خودت کار راحتیه؛ اما باید بدونی اگر راحت بود همون سالهای اول زندگی همه چیز رو درباره خودت فهمیده بودی. و اتفاقاً باید بدونی اونقدر شناخت خود، زمانبر و سخته که حتی وقتی در ۷۰ سالگی هم به گور میسپارنمون هنوز یه چیزایی رو درباره خودمون نمی‌دونیم.

**

یه پنجره بزرگ رو تجسم کن که از پنجره طبیعت پیدا باشه؛ کوه یا درختای بلند و کوتاهِ سرسبز، پرنده‌ها و هرچیزی که جزئی از طبیعته، این پنجره رو ترجیح میدم به یک تلویزیون بزرگ.

پسرا وقتی یه دختر رو از صمیم قلب دوست دارن و بهش متعهد می‌مونن یه ۲۰-۳۰ درجه‌ای خوشگل‌تر میشن.

نیاز دارم تو آشپزخونه تی و سی با پوری خانم آشپزی کنم، کلوچه لاهیجانی با چای بخورم و حرف بزنم.

یه سری آدم‌ها رو میتونم با نیم کیلو زیتون عوض کنم. تو دیگه فکرشو کن چقدر مٌفت.

Repost from N/a
از آسمونِ بدون اَبر خوشم نمیاد.

چیزی که از آدما انتظار دارم اینه که وقتی اشتباهی میکنن به جمله شرمندتم، ببخشید، ازت تشکر میکنم و این جور جملات از سر بگذرون اکتفا نکنن. اگر شرمنده واقعی هستی جبران کن، به هر روشی که میدونی، به هر روشی که میشه، به هر روشی که من رو شناختی، وقت بذار صحبت کن. یه مشت جمله شرمنده و عذر میخوام رو هیچوقت نمیتونم و نمیخوام جدی بگیرم. گفتن این کلمات و جمله‌ها واسه من نمیتونه اثبات ذهن و شخصیت سالم تو باشه؛ بلکه نشون دادن پشیمونیت هست که میتونم بپذیرمش، میتونم باورش کنم. اگر تلاشی به جز حرف واسه شرمندگیت نمیکنی، هیچوقت باور نمیکنم که شرمنده بودنت از ته دل بوده باشه. اینا رو با خودم میگم و بعد یادم میاد که از آدما نباید هیچ انتظاری داشته باشم.

فقط به این امید دارم میرم باشگاه که برگشتم بشینم یه عالمه ولاگ ببینم.

از شما که پنهون نیست ولی متانت دلیرصفت واقعاً بهم حس عقب موندن میده.

photo content

مثلاً اینکه آدم بتونه یه سری عکساش رو پین کنه و هروقت خواست بهش دسترسی داشته باشه بین ۴۰۰۰ تا عکس نگرده. فیچر عجیب و غریب و سختی نیست.

من فکر میکنم شرکت اپل با وجود اون همه ادعا و دَبدَبه و کَبکَبِه توی هر سری جدیدی که گوشی عرضه بازار میکنه اصلا آپدیت‌های جالب و درخوری نداره. دوتا فیچر کاربردی اضافه نمیکنه آدم بگه خوبه توی این سری جدیدش این موضوع راحت‌تر مدیریت میشه.

میخواستم هرچی توی ذهنمه و هر برنامه‌ای رو واسه خودم مشخص می‌کنم، قابل انجام باشه، ولی جایی از جغرافیا که ما هستیم همه چیز به خاطر محیط، اتفاقات روزمره، اقتصاد و هزار اتفاق‌های وابسته به جغرافیا انجام نشدنی میشه، نه اینکه تو نخوای یا تو تلاش نکنی، نه اتفاقاً تو تمام تلاشت رو میکنی، تو ذهنت هزار بار دودوتا چهارتا میکنی و آخرم برنامه چیه و کشک چیه. شاید یکی از دلیل‌هایی که امسال نخواستم برنامه بچینم همین بوده. ذهنم در فرسایش بسیار بود، ذهن فرسوده شده یعنی تو هربار که دستت رو پایین میگیری و کمترین توقع رو در نظر میگیری بازم جوری که باید نمیشه پس درهای ذهنت رو می‌بندی که کمتر حرف بزنه و اذیت شه.