ru
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Открыть в Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1630 дней
Архив постов
#یک_تکه_کتاب مورد نفرت واقع شدن بخاطر هویت خویش بهتر از آن است که به خاطر آن‌ چیزی که نیستی مورد محبت قرار بگیری... #آندره_ژید

مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی #رهی_معیری
مه روشن میان اختران پنهان نمی‌ماند میان شاخه‌های گل مشو پنهان که پیدایی #رهی_معیری

صبحتون خوشرنگ
صبحتون خوشرنگ

‏یا مَفْزَعی عِنْدَ كُرْبَتی ای آنکه هنگام غم و رنج پناهگاه منی...

چه قَدَر بالا رفت بی هوا قیمت یک جفت امید ارزش دیدن مقداری عشق چه قَدَر بی پروا خنده از دنیا رفت... #مهدی_مزرعه

چه می‌شد از سرِ ما مردمان معمولی غم ِخدا زده، یک بار دست برمی‌داشت جهان به خنده‌ی ما روی خوش نشان می‌داد کمی از این همه انکار دست برمی‌داشت چه می‌شد از لب دیوار خانه های عبوس همیشه پیچک و گل های سرخ می‌رویید به دورِ مزرعه ها سیم ِخاردار نبود و خار ، از سرِ دیوار دست برمی‌داشت همیشه گِرد خودش بی جهت نمی‌ گردید مسیرِ دور ِسفر را غلط نمی‌ گردید چه می‌شد از سفری تا همیشه بی‌پایان به پای دایره ، پرگار دست برمی‌داشت دوتار،از غم این روزگار خسته نبود رباب ، این زنِ عاشق دلش شکسته نبود اگر که از سرِ شیپور و طبلِ خسته‌ی جنگ سپاهِ وحشی ِتاتار دست برمی‌داشت چه می‌شد آخر آن سیب ، یک گناه نبود تمام نامه‌ی اعمال ما سیاه نبود چه می‌شد از همه‌ی این سیاه‌کاری ها بدون فاصله خودکار دست برمی‌داشت به قلم شاعر گرانقدر و روشن دل #موسی_عصمتی صدا #محبوبه_یوسفی #محبوب

صبحتون شاتوتی😊
صبحتون شاتوتی😊

أين يستريح المُتعَبون مِن أنفُسهِم؟ «اونایی که از خودشون خسته ان کجا برن استراحت کنن؟» #عربیجات

اِشتقت لك... هل لك ان تُحدث امراً، او تكتبْ حرفاً يسدُ رمق اشتياقيّ؟ دلتنگ توام! آيا مى توانى كارى كنى؟! يا كلامى بنويسى كه بر ضعفِ دلتنگى ام، غلبه كند؟ #عربیجات

لا أملِكُكَ…! و حنيني كالآه؛ يخرجُ من كلِ الصدورِ… ندارمَت... و تو را؛ با تمام سینه‌ها آه، می‌کِشم. #عربیجات

آن گوشه ی بدون حیاتم آن گوشه که بهار ندارد آن قسمت از اتاق که تنهاست با پنجره قرار ندارد! آن تکه‌ی پریده‌ی شیشه آن‌ کنج نم کشیده‌ی دیوار آن زردیِ نشسته به سقفم آنجا که جز غبار ندارد آن قاب عکس، آن زن مشکی که در سفیدِ صفحه نشسته است با صورتی شکسته که حتی زیبایی اش عیار ندارد.. آن ساعتم که هر چه بتازد هرگز نمی رسد به رسیدن هرقدر که محاسبه کردم تنهایی اش شمار ندارد.. با خنده های رنگ‌پریده با سایه‌ای خمود و خمیده در من هزار رنگ ندیده با آفتاب کار ندارد با این لبان دوخته بر هم با این مدادهای شکسته آن واژه‌ام که هرچه بگردد راهی به انتشار ندارد در به در است هر که، رها نیست این درد را نگرد، دوا نیست.. بادم که بندِ هیچ کجا نیست چون هیچ جا قرار ندارد.. قلم #سیده_تکتم_حسینی صدا #محبوب

صبحتون خوشرنگ 😊
صبحتون خوشرنگ 😊

شب رفیق خوبیه اما خیلی سوال میپرسه🥺😔

تا حالا شده کسی بهت بگه "دوستت دارم" و تو اما نتونی چیزی بگی و فقط سکوت کنی؟ نمی‌توانم بگویمت دوستت دارم... اما می‌توانم کلمه را با لب‌هایم بنویسم بر پیشانی‌ات ، با سکوت و تو بخوابی... تا انگشتانِ رویاهایت آن را بچیند... #غادة_السمان

اگه به یادش چشمات پر شده : بگو به خواب که امشب میا به دیده‌ی من جزیره‌ای که مکان تو بود، آب گرفت #ظهیر_فاریابی #دست_به_نقد

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را بایسته ای چنان که تپیدن برای دل یا آنچنان که بالِ پریدن عقاب را حتی اگر نباشی، می آفرینمت چونان که التهاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با چون تو پُرسشی چه نیازی جواب را #قیصر_امین‌پور صدا #محبوب

احساسی ها ! این از من به شما امانت هرگز برای کسی که ارزش احساس تو رو نمیدونه ولخرجیِ احساسات نکن آدمهای با احساس بزرگترین سرمایه هاشون احساسشونه اگه طرفت لیاقت نداشت بذار این احساسه قلمبه بشه ، باد کنه ، بپوسه اصلا ، اما خرج آدم بی لیاقتی که تورو نمیبینه و پاشو روی خط قرمزای تو میذاره نکن. #محبوبه_یوسفی

صبحتون باصفا😊
صبحتون باصفا😊

تویِ هر رابطه‌اى ، بايد از خودت بپرسى؛ من براى بودن در اين رابطه چه هزينه‌اى ميدم؟ هزينه‌ی اينجا بودن براى من چيه؟ و اگر هزينه‌ش : كِرامتت ، عزتِ نفست ، فَرديَتت ، سلامتيت و آرامشِ خاطرت بود ، رهاش کن... #دو_کلام_حرف_حساب