آوای محبوب
الذهاب إلى القناة على Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
277
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1630 أيام
أرشيف المشاركات
277
#یک_تکه_کتاب
مورد نفرت واقع شدن بخاطر
هویت خویش
بهتر از آن است که به خاطر آن
چیزی که نیستی
مورد محبت قرار بگیری...
#آندره_ژید
277
چه قَدَر بالا رفت
بی هوا قیمت یک جفت امید
ارزش دیدن مقداری عشق
چه قَدَر بی پروا
خنده از دنیا رفت...
#مهدی_مزرعه
277
چه میشد از سرِ ما مردمان معمولی
غم ِخدا زده، یک بار دست برمیداشت
جهان به خندهی ما روی خوش نشان میداد
کمی از این همه انکار دست برمیداشت
چه میشد از لب دیوار خانه های عبوس
همیشه پیچک و گل های سرخ میرویید
به دورِ مزرعه ها سیم ِخاردار نبود
و خار ، از سرِ دیوار دست برمیداشت
همیشه گِرد خودش بی جهت نمی گردید
مسیرِ دور ِسفر را غلط نمی گردید
چه میشد از سفری تا همیشه بیپایان
به پای دایره ، پرگار دست برمیداشت
دوتار،از غم این روزگار خسته نبود
رباب ، این زنِ عاشق دلش شکسته نبود
اگر که از سرِ شیپور و طبلِ خستهی جنگ
سپاهِ وحشی ِتاتار دست برمیداشت
چه میشد آخر آن سیب ، یک گناه نبود
تمام نامهی اعمال ما سیاه نبود
چه میشد از همهی این سیاهکاری ها
بدون فاصله خودکار دست برمیداشت
به قلم شاعر گرانقدر و روشن دل
#موسی_عصمتی
صدا #محبوبه_یوسفی
#محبوب
277
أين يستريح المُتعَبون مِن أنفُسهِم؟
«اونایی که از خودشون خسته ان کجا برن استراحت کنن؟»
#عربیجات
277
اِشتقت لك...
هل لك ان تُحدث امراً،
او تكتبْ حرفاً يسدُ رمق اشتياقيّ؟
دلتنگ توام!
آيا مى توانى كارى كنى؟!
يا كلامى بنويسى كه
بر ضعفِ دلتنگى ام،
غلبه كند؟
#عربیجات
277
لا أملِكُكَ…!
و حنيني كالآه؛
يخرجُ من كلِ الصدورِ…
ندارمَت...
و تو را؛
با تمام سینهها
آه،
میکِشم.
#عربیجات
277
آن گوشه ی بدون حیاتم
آن گوشه که بهار ندارد
آن قسمت از اتاق که تنهاست
با پنجره قرار ندارد!
آن تکهی پریدهی شیشه
آن کنج نم کشیدهی دیوار
آن زردیِ نشسته به سقفم
آنجا که جز غبار ندارد
آن قاب عکس، آن زن مشکی
که در سفیدِ صفحه نشسته است
با صورتی شکسته که حتی
زیبایی اش عیار ندارد..
آن ساعتم که هر چه بتازد
هرگز نمی رسد به رسیدن
هرقدر که محاسبه کردم
تنهایی اش شمار ندارد..
با خنده های رنگپریده
با سایهای خمود و خمیده
در من هزار رنگ ندیده
با آفتاب کار ندارد
با این لبان دوخته بر هم
با این مدادهای شکسته
آن واژهام که هرچه بگردد
راهی به انتشار ندارد
در به در است هر که، رها نیست
این درد را نگرد، دوا نیست..
بادم که بندِ هیچ کجا نیست
چون هیچ جا قرار ندارد..
قلم #سیده_تکتم_حسینی
صدا #محبوب
277
تا حالا شده کسی بهت بگه "دوستت دارم" و تو اما نتونی چیزی بگی و فقط سکوت کنی؟
نمیتوانم بگویمت دوستت دارم...
اما میتوانم کلمه را با لبهایم بنویسم
بر پیشانیات ، با سکوت
و تو بخوابی...
تا انگشتانِ رویاهایت
آن را بچیند...
#غادة_السمان
277
اگه به یادش چشمات پر شده :
بگو به خواب که امشب میا به دیدهی من
جزیرهای که مکان تو بود، آب گرفت
#ظهیر_فاریابی
#دست_به_نقد
277
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را
می جویمت چنانکه لب تشنه آب را
محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح
یا شبنم سپیده دمان آفتاب را
بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
یا کودکان خفته به گهواره تاب را
بایسته ای چنان که تپیدن برای دل
یا آنچنان که بالِ پریدن عقاب را
حتی اگر نباشی، می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی
با چون تو پُرسشی چه نیازی جواب را
#قیصر_امینپور
صدا #محبوب
277
احساسی ها !
این از من به شما امانت
هرگز برای کسی که ارزش احساس تو رو نمیدونه ولخرجیِ احساسات نکن
آدمهای با احساس بزرگترین سرمایه هاشون احساسشونه
اگه طرفت لیاقت نداشت بذار این احساسه قلمبه بشه ، باد کنه ، بپوسه اصلا ،
اما خرج آدم بی لیاقتی که تورو نمیبینه و پاشو روی خط قرمزای تو میذاره نکن.
#محبوبه_یوسفی
277
تویِ هر رابطهاى ، بايد از خودت بپرسى؛
من براى بودن در اين رابطه
چه هزينهاى ميدم؟
هزينهی اينجا بودن براى من چيه؟
و اگر هزينهش :
كِرامتت ، عزتِ نفست ، فَرديَتت ،
سلامتيت و آرامشِ خاطرت بود ،
رهاش کن...
#دو_کلام_حرف_حساب
