ru
Feedback
آوای محبوب

آوای محبوب

Открыть в Telegram

برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+1730 дней
Архив постов
تو شبیه کوچه‌های رو به دریایی مثلِ عکسِ ماهِ تویِ آب زیبایی #مرتضی‌_حسینی 📹 #محبوب #نوشهر #ساحل_دزدک

تو شبیه کوچه‌های رو به دریایی مثلِ عکسِ ماهِ تویِ آب زیبایی #مرتضی‌_حسینی

هر شب قرص سکوتم را بالا می اندازم سرم را در یقه ی تنهایی ام فرو می‌برم و در آغوشِ تاریکِ غم مچاله می‌شوم ✍#محبوبه_یوسفی

مردانِ خوب، از تنهایی می‌میرند؛ در حالی که زنانِ خوب از پنجره ی مردانِ بد ، به آسمان نگاه می‌کنند. #داستایفسکی

به تنهایی عادت کرده‌ام اما؛ گاهی دلم می‌خواهد عزیز دلِ کسی باشم... #ماهور

تنهایی آدما مثل اثر انگشت میمونہ ؛ هر ڪسی تنهاییش با یڪی دیگہ فرق داره...!💔 ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌

تنهایی ، دردیست که لولا ندارد و قفل هارا معطل میگذارد.

وقتی شاعر کلافه می شه... لعنت به من، که تو زیبا بودی... #ابراهیم_روزبهانی #الف_آه

وقتی دیگه شاعر از ادا و اطوار کلافه می‌شه... جایم نبوده ‌ای که بفهمی کلافه چیست آغوش وا کن این‌همه ناز اضافه چیست؟ #محمد_مصطفی_احمدی #دست_به_نقد

زن‌ها کتاب‌اند! مردهایی که کتاب نمی‌خوانند، هیچ! مردهایی که از روی جلد قضاوت می‌کنند، هیچ! مردهایی که عاشق تعلیق‌اند، و پرحوصله، تا صفحه‌ی آخر را می‌خوانند، عاشق‌ترینند! صفحه‌ی اول کتابت بودم، رفتی، و آن‌قدر بیدار می‌مانم، تا در صفحه‌ی دوم، همان سطر اول، بغلم کنی... به قلم #الف_رحیمی صدا #محبوبه_یوسفی

من جادهٔ ابریشمم در من کاروان‌های بسیاری به غارت رفته‌اند بازرگانان بسیاری راه گم کرده‌اند شترانی با بار ادویه و دارچین در شن خفته‌اند رونقی داشت دلم قبل از تو طاعون عشق ویرانم کرد من جادهٔ ابریشمم که حالا با خاک یکسان شده‌ام اما هنوز هم از هر طرف که در من سفر کنند به تو خواهند رسید. به قلم #جواد_گنجعلی صدا #محبوبه_یوسفی

طلوعِ تازه ی هر عید هستی تو از گلخنده ی خورشید رَستی تو صبحِ روشنی، شادی، شرابی تویی میراث‌ دارِ حالِ مستی #محبوبه_یوسفی
طلوعِ تازه ی هر عید هستی تو از گلخنده ی خورشید رَستی تو صبحِ روشنی، شادی، شرابی تویی میراث‌ دارِ حالِ مستی #محبوبه_یوسفی

ولی اینایی که هرررر وققتتت و هررر باااار صداشون می‌کنی حالشون خوب باشه حالشون بد باشه تو هر شرایطی میگن "جان" اینا یه جور دیگه ای عزیزن

از انجمن شاعران زرنگ تو قله‌های تنت را به فتحِ من بسپار که راهِ رد شدن از پیچ و تاب را بلدم... #محمد_شریف #دست_به_نقد

اگه ازش شاکی هستی همنقدر قشنگ بهش بگو: غیرتم آید شکایت از تو به هر کس درد اَحِبّا نمی‌برم به اطبّا... #سعدی #دست_به_نقد

یاد بگیریم که همون موقعی که لازمه باشیم ؛ باشیم یه دقیقه بعد یه ساعت بعد، یه روز بعد، یه ثانیه بعد دیگه اون لحظه نیست؛ ‏ دستا سرد میشن، احساسات ته‌نشین میشن، طوفانا آروم میشن، آتیشا خاموش میشن .. آخرش فقط این به یاد آدم می‌مونه که به موقع بودی کنارم یا نه....

گریه نمیکنم نه اینکه سنگم گریه غرورمو بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه قدم میزنه گریه نمیکنم نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که یهو میون زندگی افتادم یک ماجرای تلخ ناگزیرم یه کهکشونم ولی بی ستاره یک قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی نابو داره اگر یکی باشه منو بفهمه براش غرورمو بهم میزنم گریه که سهله زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم میزنم گریه نمیکنم نه اینکه سنگم گریه غرورمو بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه قدم میزنه گریه نمیکنم نه اینکه خوبم نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که یهو میون زندگی افتادم

تنهایی ام را کول کرده ام سنگینی اش سنگین! آرام و رام است اما. سبُک می روم؛ دستِ خالی. حماقت این وبالِ جان را پرت کردم به کنار
تنهایی ام را کول کرده ام سنگینی اش سنگین! آرام و رام است اما. سبُک می روم؛ دستِ خالی. حماقت این وبالِ جان را پرت کردم به کناری حالا؛ افسوس می شمرم؛ انگشت می گزم؛ و دندان قروچه می کنم به طالعم. سبُکم اما. ✍ #محبوبه_یوسفی #تصویر_نوشت #انجمن_ادبی_قلم_به_دستان

وقتی در حسرتشی... تا کی رقیب افتد در آتش جمالت قدری مرا بسوزان من هم گناه دارم #معنی_زنجانی #دست_به_نقد ازون بیتهاس هاااا

صبحتون خنکای سبز صبحتون صدای پرنده