آوای محبوب
Открыть в Telegram
برای تب زمین و سرفه های خشک گلدان کاش می شد پیاله ای شعر تجویز کرد. #محبوب سخنی اگر بود می شنومتان : https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-fhahjbfehi
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
277
Подписчики
-124 часа
-17 дней
+1630 дней
Архив постов
277
طلوعِ تازه ی هر عید هستی
تو از گلخنده ی خورشید رَستی
تو صبحِ روشنی، شادی، شرابی
تویی میراث دارِ حالِ مستی
#محبوبه_یوسفی
277
ولی اینایی که هرررر وققتتت
و هررر باااار صداشون میکنی
حالشون خوب باشه
حالشون بد باشه
تو هر شرایطی
میگن "جان"
اینا یه جور دیگه ای عزیزن
277
از انجمن شاعران زرنگ
تو قلههای تنت را به فتحِ من بسپار
که راهِ رد شدن از پیچ و تاب را بلدم...
#محمد_شریف
#دست_به_نقد
277
اگه ازش شاکی هستی
همنقدر قشنگ بهش بگو:
غیرتم آید شکایت از تو به هر کس
درد اَحِبّا نمیبرم به اطبّا...
#سعدی
#دست_به_نقد
277
یاد بگیریم که
همون موقعی که لازمه باشیم ؛ باشیم
یه دقیقه بعد
یه ساعت بعد،
یه روز بعد،
یه ثانیه بعد دیگه اون لحظه نیست؛
دستا سرد میشن،
احساسات تهنشین میشن،
طوفانا آروم میشن،
آتیشا خاموش میشن ..
آخرش فقط این به یاد آدم میمونه
که به موقع بودی کنارم یا نه....
277
گریه نمیکنم نه اینکه سنگم گریه غرورمو بهم میزنه
مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه قدم میزنه
گریه نمیکنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که یهو میون زندگی افتادم
یک ماجرای تلخ ناگزیرم یه کهکشونم ولی بی ستاره
یک قهوه که هرچی شکر بریزی بازم همون تلخی نابو داره
اگر یکی باشه منو بفهمه براش غرورمو بهم میزنم
گریه که سهله زیر چتر شونش تا آخر دنیا قدم میزنم
گریه نمیکنم نه اینکه سنگم گریه غرورمو بهم میزنه
مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمیکنه قدم میزنه
گریه نمیکنم نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست نه اینکه شادم
یه اتفاق نصفه نیمه ام که یهو میون زندگی افتادم
277
تنهایی ام را کول کرده ام
سنگینی اش سنگین!
آرام و رام است اما.
سبُک می روم؛
دستِ خالی.
حماقت این وبالِ جان را پرت کردم به کناری
حالا؛
افسوس می شمرم؛
انگشت می گزم؛
و دندان قروچه می کنم به طالعم.
سبُکم اما.
✍ #محبوبه_یوسفی
#تصویر_نوشت
#انجمن_ادبی_قلم_به_دستان
277
وقتی در حسرتشی...
تا کی رقیب افتد در آتش جمالت
قدری مرا بسوزان من هم گناه دارم
#معنی_زنجانی
#دست_به_نقد
ازون بیتهاس هاااا
277
من از گرگِ نگاهِ تو هراسان میشوم گاهی
ولی شورِ فرارِ بره را هم دوست میدارم...
#محبوبه_یوسفی
277
وای اگر عشق شبانگاه بیاید پیشم
نرم و پنهانی و کوتاه بیاید پیشم
روی پیشانی من دست بزن تب دارم
باید آن دکتر دلخواه بیاید پیشم
به سفر می رود و کاش ورق برگردد
ناگهان از وسط راه بیاید پیشم
مردم روی زمین دوست ندارند مرا
برسانید که آن ماه بیاید پیشم
راستی را که چه خوشبخت فقیری هستم
که قرار است شبی شاه بیاید پیشم
به قلم #ناصر_حامدی
صدا #محبوبه_یوسفی
277
وقتی از دلتنگی تب کردی و درمان دلخواه می طلبی...
روی پیشانی من دست بزن، تب دارم
باید آن دکترِ دلخواه بیاید پیشم...
#ناصر_حامدی
#دست_به_نقد
277
وقتی بعد از قهر و دوری اومده صورتتو ناز میکنه که بیدار بشی...
صلح دستان تو و صورت من
خبر از صبح شب هجر دهد
#محبوبه_آشتيانی
#دست_به_نقد
277
به نسيم صبح گفتم چه خبر ز يار داری؟
به رُخم وزيد و گفتا :خنكاى من ز عطرش!
#محبوبه_آشتيانی
صبحتون خنکااااا
277
وقتی نیستی
سقف سورهی عنکبوت نازل میکند
و نمیدانم سیگار چندم را روشن کنم
حوصلهای نمیماند که سر برود
خمیازه به حنجره تنه میزند
و در هوا معلق میماند
دعاهای بیجوابم را
که کپی برابر اصل چشمهای تواَند
مچاله کرده
پنجره را باز
و به آسمان پرتاب میکنم
تنهاییام ساعت را نشان میدهد
یعنی:
«وقت خواب است
بخواب
فردا هزار کار داریم!»
به کارهای فردا فکر میکنم
۱-دوست داشتنت
۲-دوست داشتنت
۳-دوست داشتنت
۴-دوست...
و خواب میربا...
به قلم #الف_رحیمی
صدا #محبوبه_یوسفی
277
اگه یه روز نیاز شد
همینقدر شیک بهش بگو خوش نیومدی...
یا مرد باش و محکم و بی هیچ شک بمان
یا پا به پا نکن، سفرت بی خطر برو
#سمیرا_پروین
#دست_به_نقد
277
خطاب به اونایی که نشونه گرفتن : حواااست باشه!
یا قشنگ بزن وسط هدف یا...
مزن تیر خطا! آرام بنشین و مگیر از خود
تماشای شکاری را که از دست تو خواهد رفت
#فاضل_نظری
#دست_به_نقد
