ru
Feedback
مخفے گاہ هنرمند🌱

مخفے گاہ هنرمند🌱

Открыть в Telegram

خاطرات سبز یک هنرمند🐢🪴 https://t.me/+tVRHdAWh2uA5MGU8 پرایوت یه جای صمیمی تر✨️

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
218
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
Нет данных30 день
Архив постов
2315563037.mp35.97 MB

"فکرش رو بکن: اگه کمتر می ترسیدیم چجوری بودیم؟"

⋆ ˚。🌱⋆୨୧˚
+5
⋆ ˚。🌱⋆୨୧˚

𓂃𓈒𓏸

BTS_Life_Goes_On_128.mp33.25 MB

Home [həʊm] noun ─────────────────────
A place that feels like a tight hug: Where time stands still for just a moment, where the noise of the outside world is blocked out and where you can breathe it all out after being tense all day. From the moment you enter the door, you are safe, you are warm and you are exceptionally loved.

⋆ ˚。⋆୨୧˚𓂃𓈒𓏸
⋆ ˚。⋆୨୧˚𓂃𓈒𓏸

sticker.webp0.07 KB

Repost from Libera nel vento.
او از آن آدم‌ها بود که هر بار چیزی در وجودش می‌شکست، به جای اینکه کمتر دوست داشته باشد، بیشتر عاشق می‌شد؛ عاشقِ آدم‌ها، خیابان‌ها، غروب‌ها و عاشقِ زندگی کردن. او یاد گرفته بود حتی در ترک‌هایش هم نور را جا بدهد، نه تاریکی را.

قشنگ ترین عکسای آسمون مال مهنا خانومیمه☝️🏻✨️

☁️
+1
☁️

photo content
+1

Repost from سبز.
‏بسیار آدمِ “عه آسمونو ببین”، “عه ماهو ببین”، “عه ابرا رو ببین” ای هستم.

جاشون تو چنل خالی بود✨️

+5
1_2_-_No_Way_Back_-_ENHYPEN__So!YoON!_(320).mp37.16 MB

Repost from N/a
روزهایی بود که تنها فرق من با مرده‌ها این بود که آن‌ها در قبر بودند و من هنوز مجبور بودم هر روز چشم باز کنم و به زندگی ادامه بدهم. روزهایی بود، و گاهی هنوز هم هست، که انگار زمان برایم از حرکت می‌ایستاد. همه‌چیز دور می‌شد و من در خلأیی عمیق و بی‌انتها فرو می‌رفتم؛ جایی که نه صدایی به من می‌رسید و نه نوری. آن روزها آن‌قدر خسته بودم که فکر می‌کردم پایان دادن به همه‌چیز، تنها راه رهایی است. باور کرده بودم که با رفتن من، درد هم تمام می‌شود. اما زندگی، برخلاف چیزی که فکر می‌کردم، فقط از درد ساخته نشده بود. در میان تمام آن تاریکی‌ها، آدم‌هایی بودند که بی‌سروصدا کنارم ماندند؛ آدم‌هایی که تا جایی که می‌توانستند مراقبم بودند. و گربه‌ای که هر روز بیشتر از قبل به من دل می‌بست و حضورش مرا به ماندن گره می‌زد. بارها خواستم همه‌چیز را رها کنم، اما هر بار چیزی، یا کسی، دستم را گرفت و نگذاشت کاملاً از زندگی دل بکنم.

یه نفر همیشه ری اکت"😭" میداد به پستا. دوست داشتم. ولی نیس🤏

4_5909185343512386604.mp32.93 MB

he and his friends - Unbound-آزاد.mp313.12 MB

🌱
🌱