تردید|مصور رحیمی
Открыть в Telegram
در اینستاگرام: https://www.instagram.com/msawirrhimie/ واتساپ: +93781841597
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
225
Подписчики
-124 часа
+17 дней
-1030 дней
Архив постов
Repost from باشگاه ادبیات
از خیابان سپیدار نقرهای برگرد
شعرهای 1370تا 72
https://yadi.sk/i/73XwOVSPhRSlyg
کلمنتاین عزیزم
امروز از دست دلتنگی، فیلم My Darling Clementine از John Ford را نشستیم نگاه کردیم.
چی فیلمی. قطعهی شعر روی پردهی سینما. حیف بود! سینما جان فورد را آنقدر کمتوجه، دست کم گرفتیم. چشم بستیم و از کنارش گذشتیم. عشق کنارمان است و نمیبنیم. کورایم و نمیدانیم.
فیلم داستان کلانتر وایات ارپ را در شهر تومباستون روایت میکند. با بازی جذاب Henry Fonda. ترکیبی آرامش و تنش با هم. اخلاق و زندگی در غرب وحشی.
#یادداشت_روزانه
از تو کس زمزمهی مهر و وفا نشنیده است
بلکه گوش تو همین زمزمه ها نشنیده است
-عرفی شیرازی
از روبرو لعنت میشوم
و از پشتِ سر به شرافتِ خودم قسم میخورم
ای روبروی بزرگوار!:
رنگ بر عشق
رنگ بر شعرهای بیشعورم
رنگ بر من
رنگ بر هر چه دوست نداریم...
باز بهتر از مرگ است.
-سپیده جدیری
عشق به کلمه نیاز دارد. مدتی کوتاه میتوان به حسِ بیکلام اعتماد کرد، اما در درازمدت، عشقِ بیکلام و کلامِ بی عشق دوام نخواهد آورد. عشق جانوری است گرسنه؛ خوراکش ارتباط، اطمیناندادنهای پیدرپی و چشم به چشم هم دوختن است.
-لنا آندرشون ۲۰۱۳
با خاهرم
ترسیده قدم میزنم.
تنهایمان
تنیده
در تنهای درختان تنبزرگ جنگل
تن نمیدهد
بر وجود دو تن کودک ترسیده تن
#شعر_گونه
Repost from مدرسه نویسندگی|شاهین کلانتری
همۀ ما تنها از عشق میگوییم و میخوانیم،
اما کمتر عشق میورزیم.
|آنتون چخوف|
#جمله_درمانی
@shahinkalantari
Shahinkalantari.com
گوسفندان نماد رفتار گلهی نیستن؛
من در شب.
حرکت گوسفندی را دیدم
که خاب را نمیخاست.
#شعر_گونه
تهران، ۱۳۵۷
تفنگ ژ۳ در دست چریک زن. (احتمالن مجاهدین خلق) سیگار بر لب.
رفیقِ نشسته در زمین، چشم دوخته به رفیق تفنگ به دست.
کلمهی سال
«کلمهی سال» ایده است که آن را از استاد کلانتری وام گرفتهایم.
قرار است کلمهی انتخاب کنیم که فشردهای از تمامین اهداف سطح اول ما در جریان سال باشد.
کلمهی امسال من «نثر» بود که کماکان به آن حداقل رسیدهام. اگرچه هنوز جایی آموختن دارد.
در سال آینده که چیزی هم به قدم گذاریش نمانده، کلمهی من «عشق» است.
کلمهی سال شما چیست؟
#یادداشت_روزانه
تراشیدن موی سر دختر فرانسوی به دلیل رابطهی جنسی با یک سرباز آلمانی
فرانسه - ۱۹۴۴ میلادی
طرفِ نقل
لحظهی که تصمیم میگیریم برای دیگران بنویسیم؛ خلاقیت میمیرد. اندیشه شکل نمیگیرد. نوآوری پژمرده میشود. لحظهی که تصمیم میگیریم برای دیگران بنویسیم، نوشتن را گم میکنیم.
#یادداشت_روزانه
اگر بخاهم در مورد «زهرا شفق» حرفی بزنم، میگویم او خشن مینویسد. خشمی که خاننده را آرام میکند.
https://t.me/yak_mosht_negah_22
وقتی عاشق باشی آسمان آبی که هیچ، خشکرود شهرت دجله میشود، آب ترانه میخواند، خورشید به تن درختها آرشه میکشد، موهات میزند زیر آواز، و کوه جواب میدهد. هرچند که روزگار خوبی نیست و خبرهای ترور و بمب و انتقامهای کور لبخند را تلخ میکند. هر چند که آدمها سادهتر از مردن یک شمع خاموش میشوند. اما هنوز چیزهایی هست که بتوانی از ته دل لبخند بزنی و خشنود باشی. و چی بهتر از این که رفیقت در اولین روزهای بهار عاشق شده و عاشقی کند؟ و چی بهتر از این که کوهِ سال و ماهش با همین نخستین سنگهای عاشقانه آغاز شود؟ زندگی مگر چیست؟ دلم میخواست غمگین نباشد و چشمهاش برق بزند، و این خوشحالم میکرد.
-عباس معروفی
