اُکتـبر در سیاتـِل
Открыть в Telegram
﹙ Summarized in rain, coffee, the scent of cinnamon, and memories 📷 ﹚ ﹢ ֹ ׅ ۪ 𖥦 🍁 ֹ @Letterfor_Cinnamonbot ─ׅ 𔒌 ┄ֹ
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
324
Подписчики
+1024 часа
+47 дней
+730 дней
Архив постов
・。。・゚・。。・゚・。。・゚・。。・゚゚・。。・ ㅤ𓇢𓆸
: :
: : 𓆱 𝑨 𝒔𝒖𝒎𝒎𝒆𝒓 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕𝒚 𝒊𝒏 𝒕𝒉𝒆 𝒇𝒐𝒓𝒆𝒔𝒕 𓋼
☆ :
☆
چشمهایت همان گودالیست که
میخواهم تا ابد در آنها سقوط را تجربه کنم
حتی اگر بی انتها و تاریک باشند...
🥥
شاید زیباتـرین حس همین باشد که شمعی را برای خود روشن کنیم؛ ورقی کتاب بخوانیم یا گاهی زمان زیادی را در رختخواب و در حال زل زدن به دیوار بگذرانیم. چه کسی میگوید کدام راه برای ما در لحظه درست است؟ هیچکس بهتر از خودمان نمیداند ما به چه چیزی نیاز داریم و باید از چه چیزی پرهیز کنیم. حتی اگر هزاران نفر بگویند تنظیمات دوربینت اشتباه است؛ اگر تو از آن عکس لذت میبری و از منظر تو زیباست، فقط گوشهایت را بگیر و از چیزی که ثبت کردهای لذت ببر. در این جهان همه در حال عیبجویی از یکدیگرند یا میخواهند شیوهی درست زندگی کردن را آموزش دهند، اما در نهایت کسی برنده است که تنها به ندای دلش گوش کرده و مسیری روشن از نظر قلبش را در پیش گرفته. هیچ هم نگران قضاوت آدمها نباشید، کار بیکارهایشان همین است...!
خانومِ دارچیـن| اکتـبر در سیاتل
You took away my heart and Told me we were different Beautiful, with room to grow You left me in the morning Softly without warning How was I supposed to know? Oh, I'm trying Give me a reason To let you go 'cause Right now, I can't I'm in pain I'm in pain And I feel lost without you Never thought to doubt you Oh, who else is there to blame? So save your best excuses They can't get me through this Maybe time can, maybe space Oh, I'm trying Give me a reason To let you go 'cause Right now, I can't I'm in pain I'm in pain Should I say I'm sorry? Did I mess it up? All that you got from me Was it not enough? I'm in pain I'm in pain You're to blame I'm in pain
اورثینکرا یا کسایی که نشخوار فکری دارن رو بابت اینکه حتما باید یه چیزی گوش بدن و بخوابن، هرگز سرزنش نکنین. من امشب نتم بده نتونستم تو یوتیوب پرونده گوش بدم تا کمک کنه بخوابم، و باورتون نمیشه که چطوری یه داستان رو، تا سه فصل با جزییات تمام بردم جلو، و الان مغزم چقدر خسته و دردمنده. نه درد از روی ناراحتی و اینا ها فقط از فکر و تجمع کلمات کنار هم. واقعااا جلوشو گرفتن سخته و دارم خیلی خیلی تلاش میکنم از منجلابش بیام بیرون. البته قطعا که موفق میشم؛ اما فقط خواستم نصف شبی بگم، حواستون به این دسته از افراد باشه! چون واقعا دست خودشون نیست و حتی انتخابشون هم همچین چیزی نیست؛ اما بابتش اذیت و حتی سرزنش میشن✨🍓
