مگر تمام عمر چندتا بـهمنـہ ؟
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
595
Подписчики
-424 часа
-537 дней
-57330 дней
Архив постов
با منی که بچگیم بر خلاف بچههای دیگه دوست داشتم پارک خلوت بشه و برم بازی، حرف از عجیب غریب بودن نزن...
آدما همیشه زود قضاوت میکنن از روی ظاهر،
ولی من هیچ وقت اهمیت ندادم؛
چرا الان باید اهمیت بدم؟.
من هیچ وقت توی بیان حسی که واقعا دارم خوب نبودم ولی تو باعث شدی دلم بخواد سعیم رو بکنم
تو انقدر حساسی که هر تغییر کوچیکی توی لحن مکالمه یا بی علاقگی آدمها رو میفهمی...
« حس کردم ریههایم از هجوم مناظر، متورم شدند. هوا، کوهها، درختان، آدمها. با خود گفتم؛ خوشحال بودن این شکلی است. »
همونقدری که عکسهای یهویی قشنگن آدمهایی هم که یهویی میان تو زندگیت قشنگن...
از پنجره بوی سوختگی می آید؛ انگار همین حوالی، یک نفر تمام گذشته اش را آتش زده جنگلی را سوزانده، که یک درخت را فراموش کند...
در گلوی من ابر کوچکیست
میشود مرا در آغوش بگیری؟
قول می دهم گریه کم کند...
میپرسی زندگیام چگونه میگذرد؟ جسدی را با خود از روزی به روزی دیگر حمل میکنم و در انتظار پوسیدنش میمانم.
می تونم تا ابد بدون خستگی به اهنگ های رئوف و فایک گوش بدم تا بمیرم :)
