«پایا، Paya»
Открыть в Telegram
Больше
Страна не указанаКатегория не указана
325
Подписчики
+124 часа
Нет данных7 дней
-630 дней
Архив постов
325
بعد از مدتها سر کار 🫠
و بهترین قسمت وظیفه اینست که دو رئیس بزرگ مثل رفیق باشد مثل داداش باهات باشند.
و کار با زنان....
چی بگم حس عالی دارم😊❤️🔥
325
امصبح خواب دیدم
یکی در را تک تک می کند، برادرم می رود در را که باز می کند مردی با تنی بزرگ و چهارشانه و کلاه ازبیکی بر سر ایستاده است.
او را به خانه دعوت می کند، همین که پا را از در به داخل می ماند می گوید: کوثر کجاست؟
من سر صوفه نشسته ام سر خود را شانه می زنم، موهایم را پیش رو انداخته ام و سرم خم است، برای اینکه بتوانم بیبنمش موهای دراز خود را با دو دست بازش می کنم و برایش سلام می دهم.
با قدم های تند تند سمتم میاد و یک پاکت را می دهد. روی پاکت بیرق ازبیکستان است با تعجب بازش می کنم.
نوشته است:
شما به طور رسمی از این به بعد هموطن و هویت اصلی تان بخارایی ازبیکی است.
پین*
نمی دانم خواب است دیگه.
باز در یک جمعیت که پر از مردان و زنان با لباس ازبیکی هستن و کلاه بر سر دارند می رقصیم از خوشحالی.
فقط ای کاش ای کاش این خواب واقعی بود و من بخارایی می شدم به طور رسمی 🫠
325
امصبح خواب دیدم
یکی در را تک تک می کند، برادرم می رود در را که باز می کند مردی با تنی بزرگ و چهارشانه و کلاه ازبیکی بر سر ایستاده است.
او را به خانه دعوت می کند، همین که پا را از در به داخل می ماند می گوید: کوثر کجاست؟
من سر صوفه نشسته ام سر خود را شانه می زنم، موهایم را پیش رو انداخته ام و سرم خم است، برای اینکه بتوانم بیبنمش موهای دراز خود را با دو دست بازش می کنم و برایش سلام می دهم.
با قدم های تند تند سمتم میاد و یک پاکت را می دهد. روی پاکت بیرق ازبیکستان است با تعجب بازش می کنم.
نوشته است:
شما به طور رسمی از این به بعد هموطن و هویت اصلی تان بخارایی ازبیکی است.
پین* نمی دانم خواب است دیگه.باز در یک جمعیت که در از مردان و زنان با لباس ازبیکی هستن و کلاه بر سر دارند می رقصیم از خوشحالی. فقط ای کاش ای کاش این خواب واقعی بود و من بخارایی می شدم به طور رسمی 🫠
325
🎬 فیلم: «مایکل» 2026
📝 #زیرنویس_فارسی_چسبیده "HardSub"
📥 کیفیت: 720p Web-DL
✂️ #بدون_سانسور و حذفیات❗️
325
این گوشه نشینی اثر جمع نشینیست، در جمع نبود آنچه که در کنج سکوت است. یک مشت سخن بود و دوخروار کدورت هر راه بجز فاصله، در بند سقوط است.
صبح بخیر 🥀🌹🌚
325
یک بنده خدا خیرش بدهد امروز کلی به دردم خورد.
بعد با اینکه به دردم خورده هی می خواست یگان چیز دیگام برایم بیآورد. من هی می گفتم: نه نه نه!
بعدش گفتم: همو که دخترها خوش دارد
گفت: بیسکویت؟
گفتم:نه
گفت: نوشابه؟
گفتم: نه
گفت: ساجق؟
گفتم:نه
نمی فهمید که دخترها کدام خوردنی ها را دوست دارد🤦♀
