ru
Feedback
گرگےدر دادگاه خدا.

گرگےدر دادگاه خدا.

Открыть в Telegram

گرگےکه به خدا ایمان نداشت. @Rozhyaribot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
304
Подписчики
+124 часа
+377 дней
+1630 дней
Архив постов
گمان می‌کردم نوشتن آسان است، تا وقتی که نوبت تو رسید؛ حالا هر واژه، پیش از آنکه روی کاغذ بنشیند، عاشق نامت می‌شود.

عزیز کرده‌ی قلبم هرچه می‌خواهم برایت بنویسم، کلمات در پیچ‌وخم نامت راه را گم می‌کنند!

sticker.webp0.58 KB

ای آفتاب خاموش جهان من، تو نیامدی تا تاریکی را از میان ببری؛ آمدی تا به آن معنا بدهی.

⠀  ⭒⠀

sticker.webp0.20 KB

مرا تمنایی به تماشای سپیده نیست زیرا روشنی هر صبح پیش از آنکه از افق سر برآورد در نگاه تو طلوع کرده است.

هرچه می‌کنم چهار خط برای تو بنویسم، می‌بینم واژه‌ها در هیاهوی ذهنم گم می‌شوند!

sticker.webp0.31 KB

بهار تویی؛ باور کن می‌شود به شانه‌ات تکیه داد و سبز شد!

ابدیت به زنده بودن نیست، ابدیت به جاری بودن در قلب کسی‌ست.

sticker.webp0.13 KB

من بدون خیال پردازی، هیچی نیستم.

sticker.webp0.16 KB

اگر روزی جهان همه‌ی رنگ‌هایش را در دستانم بگذارد، سرخ را روی لبخندت می‌نشانم تا گل‌ها دلیل شکفتنشان را از تو یاد بگیرند. آبی را در مردمک چشم‌هایت تا دریا بالاخره بداند آرامش چه شکلی است. سبز را به رد انگشتانت می‌سپارم تا هر چیزی را که لمس می‌کنی دوباره جان بگیرد. نارنجی را لای خنده‌هایت پنهان می‌کنم تا غروب‌ها از تو رنگ بگیرند. سفید را به قلبت هدیه میدهم، نه برای بی‌رنگ شدن برای اینکه هیچ اندوهی ردی از خودش بر آن جا نگذارد.

تو برای من، جرئت بوسیدن خورشیدی.

sticker.webp0.20 KB

اگر قرار باشد جایی را وطن صدا بزنم، دوست دارم مرزهایش به وسعت آغوش تو باشد.

اگر قرار باشد روزی به چیزی ایمان بیاورم دوست دارم به لبخند تو باشد.