ru
Feedback
گرگےدر دادگاه خدا.

گرگےدر دادگاه خدا.

Открыть в Telegram

گرگےکه به خدا ایمان نداشت. @Rozhyaribot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
304
Подписчики
Нет данных24 часа
+397 дней
+1630 дней
Архив постов
حتی در میان کلاویه‌های پیانو خاک خورده قدیمی هم گلی رویید، اما در میان زخم های او هرگز...

sticker.webp0.20 KB

در آستانه‌ی شعله‌های رقصان ایستاد؛ آتش، خویشاوندی خونین و کهن بود، زنی در هیبت نور و ویرانی. او سرش را به زبانه‌های سرخ تکیه داد و حس کرد که هر شعله، داستان هزاران زنی است که پیش از او سوخته‌اند؛ زنانی که دانایی و اراده‌شان، از چشم‌ها پنهان و در خشم و حسادت مردان دفن شد. “تو و من، هر دو جادوگر هستیم…” آتش زمزمه کرد و تنش را در بر گرفت، و هر زبانه مثل دستِ ققنوس، او را نه نابود، بلکه دوباره زنده کرد.

sticker.webp0.26 KB

زن، همیشه جادوگر بود… نه به خاطر افسون و طلسم، بلکه چون می‌توانست جهان را تغییر دهد، بی‌آنکه حتی عصایی در دست داشته باشد.

قرن‌ها پیش، هر زنی که بیش از اندازه می‌دانست، “جادوگر” نامیده می‌شد. هر زنی که درمان را بلد بود، گیاهان را می‌شناخت، با زمین حرف می‌زد و رازِ چرخه‌ی ماه را می‌فهمید، تهدیدی برای نظم ساخته‌شده‌ی مردان بود

4_5911233780919573132.m4a2.93 MB

تو ﻣﯽﺩﺍﻧﯽ که ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﻧﻤﯽﺗﺮﺳﻢ؛ ﻓﻘﻂ ﺣﻴﻒ ﺍﺳﺖ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺑﺨﻮﺍﺑﻢ ﻭ ﺧﻮﺍﺏ تو ﺭﺍ ﻧﺒﻴﻨﻢ.

تورا گم کرده‌ام، در میان لابه‌لای کتاب‌ها.

sticker.webp0.18 KB

بنده یه لبخندی دارم به اسم خفه شو تا نریدم بهت.