ru
Feedback
امیر نوشت :)

امیر نوشت :)

Открыть в Telegram

بندهِ خدا نکند ما خواب کسی باشیم که سال ها پیش در زیر درخت بلوطی به خواب رفته باشد یادداشت هام...

Больше
Иран142 065Категория не указана
270
Подписчики
Нет данных24 часа
-97 дней
+730 дней
Архив постов
به فکر این هستم پت بگیرم... البته منظورم سگ و گربه نیست صد درصد ماهی یا شاید پرنده یا نهایتا یک همستر یا خوکچه هندی... ولی ترس دارم زبان بسته با این شیوه نگهداری من دِق کند بمیرد...

ولی پسر بودن خیلی سخته...

غروب دلگیر این جمعه هم گذشت.... یامهدی(عج)

وقتی که حرف رفتنت حسرت به جانم میدهد چشمم خبر از وسعت درد نهانم میدهد گفتی که مجبوری و من اجبار را فهمیده‌ام تاوان اجبار تو ر
وقتی که حرف رفتنت حسرت به جانم میدهد چشمم خبر از وسعت درد نهانم میدهد گفتی که مجبوری و من اجبار را فهمیده‌ام تاوان اجبار تو را صبر و توانم میدهد؟ روزی برای دخترت تعریف کن حال مرا آخر کسی از نسل تو مرهم نشانم می دهد گفتی چه آمد بر سرت گفتم که تو گفتم که تو... نام تو هر جا میرسد لکنت زبانم میدهد صد سال باید بگذرد تا من فراموشت کنم اصلا بگو داغ تو تا آنجا امانم میدهد؟ هنگام دفنم آمدی بین جماعت دیدمت در حین تلقین بغض تو دارد تکانم میدهد #هادی_معراجی

hamid_hami_delam_gereft.mp33.75 MB

خالق زینال بندری! ایرج قادری از کارگردانان به‌نام تاریخ سینمای ایران، که اسم‌ورسم عجیبی هم قبل از انقلاب داشت و هم بعد از انقلاب، علی‌رغم ممنوع‌الکاری چند دهه‌ای... ایرج قادری قبل از انقلاب کارگردان فیلم فارسی بود و هوش خیلی دقیق از سلیقه مخاطب و فرهنگ ایرانی اکثر فیلم‌های ایرج قادری در گیشه موفقیت چشمگیری داشتند. رفاقت تا پای جان، مرگ برای رفیق، جوانمردی و لوتی‌گری بخش جدایی ناپذیر فیلم‌های ایرج قادری است... بعد از انقلاب، ایرج قادری تمام هنرمندان قبل انقلاب را جمع می‌کند: ناصر ملک‌مطیعی، محمدعلی فردین، محمدعلی کشاورز، سعید راد، توران مهرزاد و چند چهره شاخص سینمای قبل انقلاب دیگر، و «برزخی‌ها» را می‌سازد. در چند روز اول، «برزخی‌ها» رکورد گیشه را می‌زند. داستان فیلم از این قرار است که چند قاتل و دزد و مجرم سابقه‌دار از زندان فرار می‌کنند و در مرز، در روستایی ساکن می‌شوند. در آغاز قصد فرار از مرز را دارند که جنگ شروع می‌شود و این مجرمین، تحت تأثیر اهالی روستا، اسلحه دست می‌گیرند برای دفاع! فیلم، بعد از مدت کوتاهی اکران، با فشار محسن مخملباف توقیف می‌شود و بعد تمامی هنرمندان فیلم به مدت چند دهه ممنوع‌الکار می‌شوند... حال تصور کنید در جنگ فعلی، ما رفته‌ایم قیصر لس‌آنجلسی را، که غیر از موسیقی مبتذل و فحشا چیز دیگری ندارد، به تهران برگردانده‌ایم در جشن غدیر برای مردم بخواند... دقیق‌تر بگویم، مخملباف، سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی پشت پرده این ممنوع‌الکاری بودند. مخملباف در شروع انقلاب «توبه نصوح» را ساخت؛ فیلمی با محتوای توبه و جهنم و بهشت، ولی آخرش رسید به ساخت فیلم «سکس و فلسفه» و سیاه‌نمایی چهره ایرانی در غرب برای ارباب اسرائیلی آمریکایی... نکته جالب ماجرا اینجاست؛ در سال ۱۴۰۱، که حتی محسن چاووشی هم شمشیر را علیه جمهوری اسلامی از رو بسته بود، پسر ایرج قادری یک مصاحبه محکم در دفاع از انقلاب، حاج قاسم و رهبری شهید انجام می‌دهد، به شکلی که همه انگشت به دهان وا می‌مانند... راستی، ایرج قادری شاهکار سوپراستارسازی سینمای ایران است. سینمای ایران دو سوپراستار داشت که گیشه را با اسم پر می‌کردند، که هر دو توسط ایرج قادری به سینما معرفی شدند: جمشید هاشم‌پور با فیلم «تاراج» یا همان زینال بندری خودمان، محمدرضا گلزار با فیلم «سام و نرگس». دلم برای ایرج قادری هم سوخت!

photo content
+1

دلتنگی عشق است که معنا شدنی نیست آغاز غروبی است که فردا شدنی نیست دور از تو تن سرد منٍ درد کشیده افتاده درختی است که برپا شدنی نیست می خندم و می گریم و درگیر جنونم این فاجعه در چشم تو پیدا شدنی نیست نامردترین حالت مردانه یک زن بغضی است فروخورده که حاشا شدنی نیست بگذار که صندوق دلم بسته بماند بعد تو اگر قفل زبان ‌وا شدنی نیست #نسیم_سحری

برای همگی یک سکانس این شکلی آرزو میکنم...
برای همگی یک سکانس این شکلی آرزو میکنم...

بغض اگر وا نشود ، تا جگرت می‌سوزد پدر و جدِ بزرگِ پدرت می‌سوزد درد اگر شعر شود، شعر به جایی نرسد قلم و دفتر و طبع و هنرت می‌س
بغض اگر وا نشود ، تا جگرت می‌سوزد پدر و جدِ بزرگِ پدرت می‌سوزد درد اگر شعر شود، شعر به جایی نرسد قلم و دفتر و طبع و هنرت می‌سوزد سال‌ها در قفسی بسته اسیرت بکنند شوق پرواز تو در بال و پرت می‌سوزد نیمه‌شب مست شوی، گریه کنی خواهی دید دست و سیگار تو با چشم ترت می‌سوزد می‌دهد دست به دستانِ رقیبت، آن‌گاه دلِ وابسته و تنها و خرت می‌سوزد آه ای خانه‌ی ناروشنِ من! بعد از این آهِ من می‌شود آوار و درت می‌سوزد #هخا_هاشمی‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌

Repost from وهْمین
هرکه را می نگری مرکز پرگار غم است کیست در دایرهٔ چرخ مسلم باشد؟
صائب تبریزی

«تنم فرسود و عقلم رفت و عشقم همچنان باقی.»

از این مود چیزشِعری که این مدت دارم متنفرممممممممممم...

گرچه ممکن نیست با تکرار آسانش کنند حیف باشد غم که مشق تازه‌کارانش کنند تازه راضی کرده‌ام دل را به دینداری ولی بیم از آن دارم که دینداران پشیمانش کنند ساختن با خانۀ فرسودۀ دل بهتر است گر بنا باشد که در تعمیر ویرانش کنند گرچه این گنجشک دیگر با قفس خو کرده است می‌زند بر میله سر وقتی هراسانش کنند عشق را آموزگار زهد منکر شد، چه شد؟ بر ملاتر می‌شود رازی که کتمانش کنند بستن میخانه از هر خانه‌ای میخانه ساخت می‌تراود نور چون در شیشه پنهانش کنند بادها هرگز نمی‌فهمند گیسوی رها دل‌رباتر می‌شود وقتی پریشانش کنند می‌کشم رنجی که هرگز مستحقش نیستم در حساب روز محشر کاش جبرانش کنند #فاضل_نظری

رفتم از شهر تو هرگز نگرانم نشدی سوختم در غم و پیگیرِ جهانم نشدی... من به پایت همه‌ی زندگی ام رفت به باد بعد مرگم تو ولی فاتحه خوانم نشدی... قلب دیوانه‌ی من بند به چشمان تو بود پلک بر هم نگشودی ضربانم نشدی... من به پاییز تو دل بستم و پژمرده شدم حیف یک بار تو درگیرِ خزانم نشدی... سیلِ غم بر دل من بود و تو با قایق خود بی تفاوت بگذشتی و امانم نشدی... فرق ها بین تو با من ز همان آغاز بود من دلم تنگ و تو اصلا به گمانم نشدی... ای که رفتی و مرا خون به جگر کرده غمت باز با این همه هم سیر ز جانم نشدی؟ #حسین_وصال‌پور

هرچه گفتم آبرویم را نریزی جان من ! عاقبت در چشم آمد بغض نافرمان من تا غروب رفتنت را بیشتر قرمز کند پشت پایت استکان افتاد از د
هرچه گفتم آبرویم را نریزی جان من ! عاقبت در چشم آمد بغض نافرمان من تا غروب رفتنت را بیشتر قرمز کند پشت پایت استکان افتاد از دستان من جز به گمراهی صراط دیگری نشناختم مشکل از زلف کج او بود یا ایمان من ؟ تا عسل در خانه داری،خانه داری در عسل ، نیش زنبوران چرا کندوی کوهستان من؟ برکه ها،مرداب ها،دریاچه هاصف بسته اند کی می افتد عکس روی ماه در فنجان من؟ حال ِلبهای تو را هرگز نخواهم یافت کاش خال ِلبهای تو باشد نقطه ی پایان من #احسان_افشاری

Habib - Khabe Sorkhe Boose - 128.mp34.44 MB

در مورد محسن مخملباف، توبه نصوح و ایرج قادری، برزخی‌ها بعدا مفصل می‌نویسم...

البته در ممنوع‌الکار شدناین هنرمندان دست شجریان و امثالهم هم در کار بود... که الان جای بحث ندارد. ولی خودتان مقایسه کنید کاری که شجریان سال ۸۸ کرد واکنشی که حبیب یکسال بعد از فتنه داشت،یکی قهر کرد و گفت حتی ربنا را ماه رمضان پخش نکنید... یکی خواهان کنسرت زیل وزارت ارشاد در ورزشگاه آزادی است.