درباره اَلی
Открыть в Telegram
《با صد هزار مردم، تنهایی》 《بی صد هزار مردم، تنهایی》 ما هر دو در اينجا غريبيم و هر غريبى همدم غريب ديگر است؛ 《عین القضات》 @Scarecrow0022 آغوشی از گفتوگو
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
375
Подписчики
-624 часа
+107 дней
+1030 дней
Архив постов
376
امیدوارم باباهاتون سرکار
خودتون در اثنای موفقیت شغلی
جیباتون پرپول
صفا و صمیمت مهمون قلبهاتون
سایه آرامش بالا سر زندگیتون
ونهایتا سلامت باشید
امیدوارم🙏🪽
[برای بقیمون که اینشکلی نیستن آرزو و دعای خیر کنیم لطفا]
376
ویزا سرم را بخورد، کاش باد میآمد و من را میبرد. میانمار، مالزی، صحرای سینا یا وسط آمستردامش مهم نبود.
فقط میخواهم ببینم که دارم رها میشوم، جدا میشوم از این همه رنج و ناامیدی.
از یک تا ابد غمباد..
کاش باد میآمد و مرا میبرد...
376
پیرمردِ بازیگرِ خیابانِ شریعتی گم شد🍂
تا اطلاع ثانوی فیلمی برای نمایش نیست🎬
کاش کیوان و مژده نمیرفتند
کاش آخر هفتهها شب نمیآمد
کاش دوربینهای مداربسته لانه کبوترها بشود🕊🪴
@about_ali_2002
376
لطفا بگویید دست انداز و چاله در معابر شهر درست نکنند. پیک موتوریها کمرشان لازم دارند تا پیک بمانند،
تا شب یک فریزر تخم مرغ و چارتا گوجه برای شام دستشان باشد ویقتی دخترشان میرود استقبال؛
تا عشقشان نرود زن یکی دیگه بشود، تا...
[از ماکه با کنسرو لوبیای شور پذیرایی شد]
376
غربت سرظهرها هم به احوال غریب نیمهشبهامان اضافه شد.
ملول و خسته، احساس گناه.
چگونه میگذاردخدا؟!
که من خودم را مقصر حال روز زندگیم بدانم؟
که پیرمرد ژاپنی خاکستر شده در معبد هم میداند؛ ما مقصر نبودیم...
[لااقل در این یک مورد، لااقل نه انقدر]
376
از شما خبر ندارم ولی تو خونه و خونواده ما، چتر کالای لوکس محسوب میشه؛
قدم زدن زیر بارون و خیس شدن، انتخاب نیست؛ اجباره!
[اختلاف طبقاتی در همه جنبهها یعنی چیزهای کوچک و کم اهمیت عقدههای بزرگ میشود]
376
اگر کسی را دارید که درکی انسانی از محبت دارد از دستش ندهید این روزها دوران احتکار محبتِ بیدریغ است.
در جایی که پولی ته بساطمان نیست متمولترین دوستمان را تعارف میکنیم که میتواند روی همین شندرغاز که نخ حیات کل خانواده ماست حساب کند؛ حال آنکه نمیتوانیم روی اینکه همین دوست ساده ما باشد حساب کنیم.
[ولی محترم کاش عوض خروار خروار غرور و رفاهیات یک جو معرف آویزان آن طفل معصومتان میکردید.]
376
کسی هست این حوالی که شاید کوچکترین قرابتی با ما نداشته باشد.
اما هست و آمده تا به معنای واقعی پناه ما باشد. حالا اما من و دوستان غریبم که امیدوارم شما نباشید؛ سخت از اون دلخوریم.
امیدوارم مجال تلافی پیدا کنیم.
[به میزها بگو! به همین گلدان، آنها درک میکنند باید خاموش ماند و شنید تا چراغ امیدی روشن شود]
376
⚫️تنها چیزی که جمهوری اسلامی میتواند درون یک بقچه جمع کند ببرد به کشور ثالث
آبروی پدران، آه مادران و رویاهای کوکان است.
دیگر از هیچ کدامشان چیزی نمانده.
376
راستی نگفتم" مَه بلدم پیکِ موتوری بشم؛ مَه بلدم آدمیِ که دوسش دارمِ اَ دست بدم"
[مشروح اخبار: پیک موتوری شدم و معلوم نیست آدمیو که دوسش دارم از دست دادم یا نه]
376
اونجا که این روح خاکی جنوب میگفت:
در برابر مرها طرف زنها را گرفتم؛ در برابر باقی زنها، طرف تو را.
چرا آدم وقتی زنده است نمیماند رو آب تا مردهاش برود ته آب و ...
[تکه پارههای اکنون سروش که با صدای احسان رَب و رُباش را یاد کرد]
376
این قلنبه سلنبهها که میبیند مدیون احسانوام به لطف پلی شدن صداش تو گوشم سلولهای خاکتسری پس کلهم کار افتادن
376
یک چیزهایی دارم یاد میگیرم من باب چگونگی محتوا
علما میگویند بس عبث باشد که ساعت یک و چهل و نُه دقیقه بامداد پست آپلود کنید.
و من به سبک عَلیوار همیشگی میکنم آنچه نباید.
376
سلام خانواده
روزگار بدون احساس شما شبیه شکنجه بدون تنفس بود؛
مثل یک کابوس ابدی که حالا کسی هم نباشد برایش تعریف کنی
آغوش که لطف شما را میطلبد بزرگوار، اما من دست تکتکتان را میبوسم...
[لطفا دلتان برای غرزدنهایم تنگ شده باشد]
376
آدمهایی که دورشان شلوغ است؛ تنها که میشوند دلشان نمیخواهد چیزی، کسی تنهاییشان پر کند.
تنها یک تنهای واقعی میداند رنجی که مدام فکر کردن و افسردگی این تن غریب و بی همدم میکشد چیست.
حالا اما دورمان را خلوت کردند؛ حالا انگار یک ملت تنهاتر از همیشه هست...
[کشمکشهای سیاسی حواسشان به تمام شدن کپسول اکسیژن بابا نبود]
