مردی نشسته در ایوان؛
Открыть в Telegram
من؛ . . . http://t.me/HidenChat_Bot?start=840793562 @Mardineshastadarivanbot
БольшеИран104 228Категория не указана
1 040
Подписчики
+624 часа
+2517 дней
+76830 день
Архив постов
1 031
ما به کتابهایی نیاز داریم که به ما این احساس را بدهند که به جنگلی دور از سایر انسانها پرتاب شدهایم، مثل خودکشی. یک کتاب باید تبری باشد بر دریای منجمد درونمان.
عشق و زباله، ایوان کلیما
1 031
تنها یک چیز از تو میتواند مرا تحتتاثیر قرار دهد، آدمبودنت؛ نه داراییات، نه لباسهایت، نه جایی که در آن زندگی میکنی،
فقط انسانبودنت.
سارتر
1 031
زندگی همهجا زندگی است؛ زندگی در خود ماست و نه بیرون از ما؛ در کنار من اشخاص دیگری خواهند بود، شخصی بین اشخاص دیگر بودن و ماندن بین آنان؛ این است زندگی، این است هدف زندگی کردن.
- از اولین نامۀ داستایفسکی به برادرش پس از لغو حکم اعدام او
1 031
زندگی آن قدر کوتاه، نامعلوم و زودگذر است که ارزش ندارد با تقلای زیاد خود را به دردسر بیندازیم.
- آلن دوباتن
- تسلی بخشیهای فلسفه
1 031
بتهوون عاشق یک دختر اشرافزاده میشه و این قطعهی مهتاب را برایش مینویسه.❤️
1 031
Repost from نگاهِ آبیِ ماه🌘
از نامههای یوسا به نویسندگان جوان:
داستان، زندگیِ جاری نیست بلکه زندگیِ دیگریست شکلگرفته از عناصری که زندگی تدارکشان دیده، و بدون آن، زندگیِ واقعی بسیار پستتر و حقیرتر از آنچه هست، خواهد شد.
1 031
«انسان شریف در درون خویش آن کسی را ارج مینهد که نیرومند است، آنکه بر خویشتن چیرگی دارد، آنکه فرمان دادن به خود را میداند.»
#فردریش_نیچه
1 031
این قطعهی پیانو اثر «فردریک شوپن» و موسیقی فیلم «پیانیست» است.
چه اندوهی درآن حضور دارد.
1 031
امروز که زندهای، زندگی کن. فردا خواهی مرد. همانطور که یک ساعت پیش بایست مرده باشی.
وقتی که سراسر زندگیات در برابر ابدیت لحظهای بیش نیست، چه جای آن است که خود را عذاب دهی؟
- جنگ و صلح
- لئو تولستوی
1 031
«آنها میخواهند انسان را به موجودی تبدیل کنند که تنها جدول ضرب را بفهمد. انسان اگر قرار است فقط عقلانی باشد، دیگر انسان نیست؛ بلکه یک پیچمهره است.
اما من، من به زشتی، به درد، به اشتباه، به آزادیِ انتخابِ خطا ایمان دارم. چون اینهاست که مرا انسان میکند.»
فئودر داستایفسکی
🌻🌻
1 031
تمام روز غمگین است. زود خسته میشود و خلقش تنگ میشود. دستش را روی گلویش میگذارد و میگوید؛ اینجاست. رد نمیشود.
تهوع، ژان پل سارتر
