مَطرود
Открыть в Telegram
طرد شدن پایان نبود؛ آغازِ تاریکترین فصلش بود. http://t.me/HidenChat_Bot?start=7623907387
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
415
Подписчики
Нет данных24 часа
-87 дней
-430 дней
Архив постов
Repost from نمیدانم! شاید.
🧚🏻♀️این پیام حاوی میو رو فوروارد کن تا با توجه به وایب چنلت بهت بگم پنج دلیل احتمالی مرگت چی میتونه باشه🧚🏻♀️
من بامزه ام🤓 توی چنلم عضو شین🤓
Repost from "دخترِ شعر"
🎀 این پیامو فوروارد کن؛
کانالتو معرفی میکنم؛
پست دلخواهم فوروارد میکنم! 🤍
اگه خوشم بیاد، جوین هم میشم؛
تو هم اگه دوست داشتی، عضو شو! 🕊️
ابرکهای جدیدی که اومدید اگر چنل دارید برام بفرستید تا متقابلا عضو بشم.
Repost from دکترعلی،خارجازشیفت'
Repost from N/a
۱. طهورا کیست؟ طهورا امنترین پناهگاهِ . او همان کسی است که وقتی دنیا به تو سخت میگیرد، اولین نفری است که به ذهنت میآید تا برایش دردودل کنی. او برای من یک فرد معمولی نیست؛ او اسرار و تکیهگاهِ روزهای سخت است. او کسی است که وقتی پیشش هستم، نیاز نداری ماسک بزنی؛ همانقدر که هستم، برایش کافی و ارزشمندم. ۲. طهورا چیست؟ او مثلِ یک قهوهی گرم در یک صبح سرد است چیزی که به واجودم آرامش و انرژی میدهد. او خطِ اتصالِ من به حسهای خوبِ زندگی است. هر وقت که او کنار منه، انگار دنیا کمی روشنتر، کمی سبکتر و خیلی امنتر به نظر میرسد. ۳.اخلاق بدش چیه؟ نگیره. گردن نمیگیره ۴. چرا طهورا دوست خوبیه؟ چون با او خاطرات فقط یک اتفاق ساده نیستندبا او خاطرات ثبت میشوند. ۵. چرا طهورا دوست بدیه؟ چون گاهی اوقات بدون من میره بیرون ۶.اخلاق خوبش چیه؟ بتونه به همه کمک میکنه
طهورا هدیه امام حسینه یه دختر بمب انرژی مثبت که هرجا گیر بودم دعام کرده و حل شده اخلاق بدت میتونه این باشه که زیادی ب بقیه اهمیت میدی و خودت اولویتت نیسی اخلاق خوبم کلا ذاتا همه چیزت خوبه اینکه آدم مطمئنه یه نفر یجا هست که حواسش ب آدمه میتونه بزرگترین نقطه قوتت توی دوستی باهام باشه ک هیچ جوره دوست بدی نیستی خانومپارت چهار #غلامعلی_از_نگاه_شما
Repost from N/a
بنیاد تحقیقات تجربه نزدیك به مرگ
بنیاد تحقیقات تجربه نزدیك به مرگ به اختصار NDERF یك سایت در اینترنت با هدف جمع کردن اطلاعات وتحربیات افراد از اتفاقات که به مرگ نزدیك شدن حاصل میشود به وجود آمده در این وب سایت جالب میتونید داستان افراد بسیار که چنین تجربیات رو دارن بخونید و جواب هایشان به سوالات درباره تجربه مرگ رو مشاهده کنید و در صورت علاقه اگه خودتون چنین شرایط رو گذروندین جهت مطالعه بقیه به اشتراك بذارید این سایت با چند زبان مختلف قابل مشاهده است و میتونید تعداد بسیار زیاد داستان از ایران رو از این بخش بخونید
Repost from N/a
میان چهرهی خود غصهای نمایان داشت
کسی که آینهای در غبارْ پنهان داشت
هنوز از دلم ای غم، نرفته برگشتی
خوش آمدی که به برگشتن تو ایمان داشت
همیشه همدمِ تنهاییام، به خاطر تو
چقدر داشتنت، ای غرور، تاوان داشت
دلم چو لالهی غمگین واژگون همه عمر
ز داغ خویش سر غصه در گریبان داشت
چو غنچه لب به سخن وا نکرده پرپر شد
اگر نه داغِ دل من هزار دیوان داشت
چنین که میشنوم، مبحث حیات ابدیست
چه خوب میشد اگر این کتاب پایان داشت.
-هادی محمد حسنی.
Repost from 𝙱𝚕𝚘𝚘𝚍𝚢 𝚜𝚞𝚗
نوشته هایم بوی خون میدهند انگار بین هر کلمه استخوانی خُرد شده و جنازهای جامانده است.
Repost from آلبالو.
آدمای بیذوق رو دوست ندارم.
یعنیچی که
برای شبنم روی گل، برای گلها، برای رنگ قرمز، برای رنگینکمون، برای گلزدن تیم موردعلاقهت، برای شعر، برای صحنههای بامزهی فیلم و سریالا، برای ستارهها، برای قرمهسبزیهای مامانا، برای خوشگذرونی با آدمای باحال، برای کادو گرفتن، برای هدیه دادن، برای نامه نوشتن، برای نامه گرفتن، برای جاهای قشنگمشنگ ایرانم، برای آهنگ فرستادن، برای آهنگ هدیه گرفتن، برای آسمون، برای ساز، برای کسی که ساز میزنه، برای برچسب، برای برفوبارون.و برای کلی چیزای دیگه که واسه ذوق کردن هست ذوق نمیکنی؟
Repost from دفترچهخاطراتِآبی.
سر به روی سبزهها گذاشتهام
باد میوزد، باد پاییزی!
می شنوی؟
همان باد خنکی که
تورا به یادم میآورد.
سر به روی سبزهها گذاشتهام
و با صدایی بلند
خاک را قسم میدهم
برای جوانه زدن،
آن هم از ریشهای که
سالهاست در راه
رشد کردن،
خود را گم کرده است.
این شاید قصهی غمگینی باشد،
ولی مطمئن باش
که تاریکی نیست!
این امید است،
امیدی که سالها پیش
در میان این مردم
از دست داده بودمش.
