راٰن
Открыть в Telegram
هرچه لطیفتر، پنهانتر اما قوت و نفوذش بیشتر - @reyhanehinjastbot
БольшеСтрана не указанаКатегория не указана
473
Подписчики
+224 часа
+387 дней
+4330 дней
Архив постов
473
امیدها در درون ما با شتابی شگفت پی افکنده میشوند، اما پرشتابتر از کاخهای ماسهای، با نخستین موج اندوه در هم میریزند. نمیدانم این چه رازی است که ما آدمیان، در میان پایکوبیهایمان، همواره سایهٔ مرگی ناگزیر را پیش چشم داریم، اما هنگامی که غم بر ما چیره میشود، در پیلهٔ تنهایی خود چنان سنگ میشویم که گویی زمان ایستاده است.
- آتالا و رُنه ' فرانسوا رُنه دو شاتوبریان
(ترجمهٔ میرجلالالدین کزازی)
473
من هنوز آمیزهٔ شکوهمند رودها و بیشهها را، در آن دیرِ کهن که پنداشتم میتوانم بدان پناه جویم و زندگیام را از هوسهای سرنوشت پنهان و برکنار دارم، در برابر خویش میبینم؛ من هنوز، آنگاه که روز فرو میمیرد، در این عزلتکدههای تهی و خاموش که آواها در آن باز میتابد و طنین میافکند، سرگشته به هر سوی میپویم. در آن هنگام که ماه، به نیمه، ستونهایی را که طاقهای دیر بر آنها استوار گردیده است، بر میافروزد، و سایههایشان دیوارِ رویاروی را مینگارد و نقش میزند، به نظارهٔ چلیپایی از رفتار باز میمانم که پهنهٔ گورستان را نشانهای آشکار است؛ آنگاه دیده به گیاهانی بلند بر میدوزم که از میانهٔ سنگهای گور رستهاند و سر در هم فرو میبرند. ای مردمانی که بدور از جهانِ زندگان در گورها آرمیدهاید، ای آنان که از خاموشی زندگی، راه به خاموشی مرگ بردهاید، گورهایتان چه مایه، جان مرا از بیزاری میآکند و از زندگی رمنده و دلتنگم میدارد.
- آتالا و رُنه ' فرانسوا رُنه دو شاتوبریان
(ترجمهٔ میرجلالالدین کزازی)
473
+1
در میانۀ شادیها و لذتهای بیکران، نیشیست هشدارگر که یکباره ما را از سوداها و پندارهایمان برمیآورد؛ چنانکه گویی هشدار و زنهاریست برای ما که از این لحظههای تندگذر بهره برگیریم؛ اما به وارونگی، در لحظههای درد و اندوه، دردهایی جانکاه و توانفرسا، نمیدانم کدامین گرانی بر ما چیره میشود و در خوابمان فرومیبرد؛ چشمهای فرسوده از سرشک، همواره در جستوجوی آنند که برهم نهاده شوند و بیاسایند...
- آتالا و رُنه ' فرانسوا رُنه دو شاتوبریان
473
امامزمان'عج' توی ناحیه مقدسه میفرمایند:
«اَلسَّلامُ عَلَی الْمَنْحُورِ فِی الْوَرَی»
- سلام بر آن که در ملأ عام سرش بریده شد -
