ru
Feedback
قصر آبی

قصر آبی

Открыть в Telegram

🏳️‍🌈 @qasreeabi_bot https://t.me/aaaas3344 آرشیو

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
569
Подписчики
Нет данных24 часа
-207 дней
+6230 дней
Архив постов
‎ منم میخوامممم

یکم کار دارم آخر شب اگه بیدار بودید برای چند نفرتون که پیام داده بودید میگیرم

‎ https://t.me/Ghasrabi99/3899 همین الان چالش تموم شد خستست بدبخت

sticker.webp0.22 KB

‎ میشه فال بگیری ؟😭

Repost from Parvaz
چالش 🦋 فور کنید بیام ازتون سوال بپرسم 🙂‍↕️
جوین باش

https://t.me/aaaas3344 از اینجا میتونید چک کنید

تموم شد. اگه کسی جامونده بهم بگه.

«کاش دانشمندان می‌توانستند دستگاهی اختراع کنند که خاطرات را مثل عطر توی یک بطری حفظ کنند. آن‌وقت می‌شد هر زمان که آرزو کردیم بطری را برداریم و آن لحظه را دوباره زندگی کنیم.
ربکا
https://t.me/Avaye_Khayal

دلم می‌خواست به عقب برگردم و بار دیگر لحظات خوب را تجربه کنم، اما با خودم فکر می‌کنم اگر چنین کاری ممکن بود، دیگر آن لحظات مثل سابق نبودند.
ربکا
https://t.me/dedldar

من عاشقتم و میدونم که عشق بیهوده ست و میدونم که فراموشی اجتناب ناپذیره و اینکه هممون محکومیم یه روز به خاک برگردیم و میدونم که خورشید یه روز تنها زمینی که داشتیم رو به خودش میکشه و نابود میکنه ، اما من بازم عاشق توام .
خطای ستارگان بخت ما
https://t.me/Mo0nchildk

مرا در بغلت بفشار تا حس کنم که واقعاً نزدیک تو هستم وگرنه خیال می‌کنم که خواب می‌بینم.
دزیره
https://t.me/idoontttknnowww

افکارم مثل مورچه‌ها در جهات مختلف حرکت می‌کنند و مثل آنها بارهای کوچکی بر دوش دارند؛ همانطور که مورچه‌ها معمولاً ساقۀ یک برگ یا دانۀ شنی را به‌دنبال می‌کشند؛ افکار من نقشه‌های خیلی کوچکی از زندگی آیندۀ مرا بر پشت دارند. اما خیلی زود بارها را بر زمین می‌ریزند چون من شامپانی خورده‌ام و نمی‌توانم افکارم را متمرکز کنم.
دزیره
https://t.me/omutam

هراسناک؟ از سرنوشتم؟ خير من از سرنوشتم نمی‌ترسم و هيچ کس از آينده خود آگاه نيست. پس چرا از چيزی که نمی‌دانيم متوحش باشيم.
دزیره
https://t.me/Daybreakkkk

همه چيز دور سرم می‌چرخيد. نبايد با احدی صحبت می‌کردم حتی با خودم، مخصوصا با خودم...
دزیره
https://t.me/nagiii464

نوشتن واقعآ کار لذت‌بخشی است؛ همین‌که انسان خودش نباشد؛ ولی در تمام ماجرایی که از آن گفت‌وگو می‌شود جریان داشته باشد، از آن لذت‌بخش‌تر است.
مادام بوواری
https://t.me/Thedevouredstar

آن‌چه بیش‌تر رقت‌آور است این است که شخص مجبور باشد مثل من عمر به بیهودگی بگذراند. اگر رنج‌های ما به‌حال کسی مفید واقع می‌شد، می‌توانستیم به‌نام این‌که فداکاری می‌کنیم، خود را دلداری دهیم!
مادام بوواری
https://t.me/behind_wind

اگر «اما» مرده بود، مگر همه خبر می‌شدند؟ ولی نه! در صحرا چیز خارق‌العاده‌ای وجود نداشت. آسمان کماکان آبی بود و درختان تاب می‌خوردند.
مادام بوواری
https://t.me/Asteroid_P1023

«ترس گناه اصلی است. تقریبا تمام شرهای دنیا ریشه در این دارند که یک نفر از چیزی می‌ترسد. ترس یک افعی لغزان سرد است که به دور آدم چمبره می‌زند. زندگی با ترس وحشتناک و مهم‌تر از همه، خفت‌بار است.»
قصر ابی
https://t.me/AsubeNahan

اگه یبار دیگه چالش گذاشتم آفرینش رقیه صدام کنید مرسی