ru
Feedback
Hᴇᴀʀᴛ 𝑏𝑒𝑎𝑡

Hᴇᴀʀᴛ 𝑏𝑒𝑎𝑡

Открыть в Telegram

𝗧𝗛𝗘𝗬 𝗖𝗔𝗟𝗟 𝗧𝗜𝗥𝗘𝗗                     ᴛɪʀᴇᴅ ᴘᴇᴏᴘʟᴇ sᴇʟғɪsʜ..! ‌       به ما خسته ها        همیشه تهمت مغرور بودن میزنن...!

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
1 162
Подписчики
-1224 часа
-517 дней
+11730 дней
Архив постов
‌ 🟢 ری اکشنها خیلی کمه حواستون هست؟☔️ ‌

گاهی باید سوخت، تا نوری باشی در تاریکی دیگری 🕯

Видеосообщение00:38

دنیا گاهی پشتِ سنگترین نگاهها قایم میشه… اما تو از پشتِ همین سنگها سبز میشی. 🌱

🌙 در پسِ این همه شکست، در پسِ این شبِ بی‌ستاره، من — با قامتی خمیده، اما ریشه‌هایی عمیق‌تر از ناامیدی... هنوز ایستاده‌ام. باد می‌وزد، باران می‌بارد، اما من — چراغی می‌سوزانم به وسعتِ تنهایی... و ادامه می‌دهم. چون زندگی، حتی در ساکت‌ترین لحظه‌ها، زمزمه می‌کند: "هنوز نفَس می‌کشی، پس جنگَت مقدس است."

Видеосообщение00:14

‏شب ها قوی نیستم، نمیخندم، نمیجنگم، فقط میپذیرم که شکستم، خستم، تنهام، ولی صبح نباید هیچکس بفهمه.

دچار افسردگی بعد از افسردگی های قبلی شدم.

من پروانه‌ام که شمعِ وجودش را با بال‌های شکسته قاب می‌گیرد — نه از ترسِ تاریکی، که از عشقِ سوختن. و می‌سوزم... اما هر بار خاکسترِ من به روییدن تکیه می‌زند. تو نیز چنینی آتشی در سکوت، رستنی در دلِ ویرانی. — همین که هستی، شعرِ ناتمامِ خداوند است. و من هرگز از خواندنَت خسته نمی‌شوم. 🌜🌌

منتظر یه مرد بمون. 🫵🏻

* گریه کن اگر لازم است — باران پس از هر طوفان، زمین را تازه می‌کند. *

Видеосообщение00:19

غم هم قشنگی‌هایی دارد،  مثل سکوتِ عمیق یک آهنگِ بی‌کلام،  یا نوشته‌های یک دفترِ قدیمی  که کسی ورق نمی‌زند.  ✨🌚

.......
.......

و من، که همیشه قوی بودم، ناگهان در نبودت... ضعیف‌ترین آیهٔ یک شعر شدم. 🌙🌑

Видеосообщение00:20

دلم تنگ شده برای حسی که هرگز تجربه نکردم، برای دستانی که هرگز در مشتم نبود. شاید عشق، همین باشد: «نیاز به کسی که نگهدارِ نفس‌هایت باشد، در شهری که همه تنها نفس می‌کشند.»

00:00 🫶❤️

هرچی سنم بیشتر میشه، بیشتر می‌فهمم که برد واقعی با ا‌وناییه که تمرین کردن و یاد گرفتن از چیزهای کوچک زندگیشون لذت ببرن و براش ذوق کنن: از هوای آفتابی، از ابرای توی آسمون، از یه پیاده‌روی ساده، از بوی صابون، از خرید میوه‌ی تازه، از یه لیوان چای داغ.

Видеосообщение00:25