ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

مُطاٰب؛

مُطاٰب؛

Открыть в Telegram

از‌طُ‌چه‌پنهان...🪑 . ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=b69839a40c1e

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
209
Подписчики
Нет данных24 часа
-27 дней
-2530 дней
Архив постов
چون درون زهر قطعا پادزهرش آمده بعد از این نیش‌ زبانت مرحمت کن بوسه‌ای؛

برایت ده‌ دقیقه راه رفتن روی‌ جدول خیابان تجویز می‌کنم، تا بفهمی عاقل بودن‌ چیزخوبیست، اما دیوانگی‌ قشنگ‌تر است...🌱
برایت ده‌ دقیقه راه رفتن روی‌ جدول خیابان تجویز می‌کنم، تا بفهمی عاقل بودن‌ چیزخوبیست، اما دیوانگی‌ قشنگ‌تر است...🌱

دلم میتپد زِ شوق🫀/:

یه چیزایی نمی‌شه دیگه. ما هم ولش کردیم گذاشتیم که نشه. شاید بعدا شد یا شاید به جاش یه چیزای دیگه‌ای شد. نمی‌دونم. ولی کاش می‌شد.

«در دوست داشتن تو، خودم را خیلی رنجاندم.‌»

اگر خط خوشی دارم تمام علتش این است که خط چشم‌هایت را همیشه مشق میگیرم؛

ندانمت که چه گویم تو هر دو چشم منی که بی‌وجود شریفت جهان نمی بینم؛

از برف کوهستان فقط سوزش به آبادی رسید من غصه‌ات را خورده‌ام بخت رقیبم شد سفید؛

خوش به حال بوته‌ی یاسی که در ایوان توست می‌تواند هر زمان دلتنگ شد بویَت کند؛

تو را به جانِ عزیزت؛ به "حالم خوب است"های من شک کن شک کن به این "چیزی نیست" ها "درست می شود" ها... در آغوشم بگیر و بگذار تا م
تو را به جانِ عزیزت؛ به "حالم خوب است"های من شک کن شک کن به این "چیزی نیست" ها "درست می شود" ها... در آغوشم بگیر و بگذار تا می توانم با خیال راحت خوب نباشم...🌱 ‌

بہ‌نام دلبر🫀/:

«امن» من چرا ناپیداست...

گفتم به دعا که چشم بد دور از تو؛ ای دوست مگر چشم‌ بدَت من بودم؟

تا نشستم بکشم حسرت چشمانش را خون به رگ‌های من و مغز مدادم نرسید؛

روسری فهمیده دارد صبر من سر می‌رود نم‌نم و با ناز هی دارد عقب‌تر می‌رود؛

کودتایی شده در من غزلی گُل کرده؛ گره‌ی روسری‌اش را نکند شُل کرده؟

گفتم:یه وقت با خودت نگفتی ما تو این سیاهی موهات غرق میشیمُ دیگه راه نجاتی واسمون باقی نمیمونه؟! خندیدُ گفت:خب منم همینو میخام
گفتم:یه وقت با خودت نگفتی ما تو این سیاهی موهات غرق میشیمُ دیگه راه نجاتی واسمون باقی نمیمونه؟! خندیدُ گفت:خب منم همینو میخام دیگه.. میخام هیچ راه نجاتی نداشته باشی ازم، گفتم:کجای کاری بابا خیلی وقته دیگه راهی نداریم به جز تو، انگاری همه شکلِ تو شدن همه چیز شده تو تو صورتِ آدما دنبال شکل توام من خیلی وقته که دیگه از‌تو راه نجاتی ندارم جز آغوشت...🌱 ‌

بہ‌نامش‌🫀/:

این جهان‌بینی و این بینش است که نقش انسان را نشان می‌دهد. وقتی انسان دنیا را وسیع دید، دیگر در تنگنای یک مرحله نمی‌ماند! وقتی خودش را عظیم دید، به کم قانع نمی‌شود؛ وقتی دنیا را راه دید، سر راه نمی‌ماند. و در آخر؛ غم ها را نمیتوان کم کرد، باید خودت را زیاد کنی!

دل نیاز تو کند دل را اجابت میکنی...؟