Doug Rattmann
Открыть в Telegram
322
Подписчики
Нет данных24 часа
+37 дней
-1030 дней
Архив постов
واضحترین پیام اینه که انسان محدودیت جسمی و ذهنیتی داره. درش دقیقتر بشی، داستان سایبرپانک، داستان امروزه. شاید بگی چه ربطی داره، اتفاقا اینجا مگه واقعا غلبه نکرده؟ انسان نمیپذیره که هرکاری هم کنه، باز انسانه، موجودی پر از ضعف و پر از نقض که تنها کارای که باید کنه اینه که دربرابر دنیای بزرگتر از خودش، متواضع باشه. اما تواضع نداشتن، باعث تفرعنه. فرعون کسیه که فکر میکنه خداست. کسی که فکر میکنه محدودیتی نداره، و میخواد عالم رو به سلطهخودش در بیاره، در نیل غرق خواهد شد. امروزه به شکل تلاش برای پیشرفتهتر کردن علم و ساخت داروهاست یا اتکا با یقین به ساینس، و در فردای فرضی که سایبرپانک باشه، ارتقای بدن. جالبه که حتی در این حالتم چیزی عوض نمیشهچ حتی اگه از آرنجت بازوکا دربیاد و از زانوهات کاتانا و از کمرت جت پک، حتی اگه پرواز کنی، سه تا دست کار بزاری، هنرهای رزمی رو بریزی رو رم مستقیم تو مغزت و سرعت و قدرتت رو ×۲۰۰ برابر کنی، باز ضعیفی. باز محدودیتی هست که نباید ازش بگذری. تو سایبرپانک همه دیوونه نمیشن، اونایی که این محدودیت رو قبول نمیکنند دیوانه خواهند شد و روانشان فروخواهد پاچید. حتی انسانی که عملا بر همه چیز غلبه کرده هم تحت سلطه و محدودیت دنیاست، و باید بپذیره، و وقتی تواضع نباشه، روان فرو میریزه. این واقعیترین بخش داستانه که در صورت بروز آینده احتمالی، محقق خواهد شد.
چند نکته موقع دیدنش به چشمم آمد:
۱. هزارتا مایع و جامد وجود داره که مغزتو از کار بندازه. یه روزی انقدر انسان در روزمره غرقش میشه چه با تکنولوژی چه با سبک زندگیش، که دنبال هزارتا جامد و مایع میگرده که دائم تزریق کنه، تا عقلش سرجاش بمونه. همین الان که بابتش چیزی مصرف نمیکنی، هرکی رو که فکر میکنی میشه شکر کرد شکر کن.
۲.فرض رو بر این بزار که نزدیکترین عزیزانت هم یک روز اگه شرایطش باشه، مستقیم به سرت شلیک خواهند کرد، اینطوری از خیانت بقیه تعجب نمیکنی، حتی اگه از قبل راحت اعتماد نکرده باشی.
۳. زیادهخواهی همواره همه رو به کشتن میده.
۴. بوسه از LSD قویتره.
۵. کسی میتونه همزمان چیزی باشه و متوجهش نباشد و در آرزوی آن باشد. مثل برگزیده بودن، و آرزوی برگزیده بودن. شخص برگزیده بودن اهرمیه که میتونه قانعت کنه از همه چیز بگذری، و هر آئینی زودتر اینو به مردم بده زودتر کنترلشون میکنه.
۶. هرچه چیزی سختتر به دست بیاد بادوامتره، مثل اعتماد و دوستداشتن. (البته به نظر شخص بنده، همواره اینطور نیست) همچنین اون دختری که فکر میکنی سرسخته، از نزدیک اونقدرام سرسخت نیست. بر اساس همون اصل «فاصله، خیال میسازد».
• ...کلیشه ای وجود داره تحت عنوان اینکه کسی که شطرنجبازه باهوشه یا مثلا سیاستمدار خفنی میتونه بشه.
زیادم از این سکانسا نشون میدن که نخبه گروه (مثلا شخصیت پروفسور در مانی هایست یا شخصیت فینچ در مظنون) درحال شطرنج بازیه و همزمان یک پلن خفن عملیات داره میریزه. یا شخصیت اصلی داستان بعد کیش و مات کردن، در یک فلش بک ساختمون دشمنش رو منفجر میکنه. انگار اینها به هم گره خوردند که شطرنج یعنی بازی افراد باهوش، درحالی که شطرنج نیاز به مهارت تخصصی و حافظه الگویی داره، نه هوش عمومی بالا. پس اون قاتل سریالی که ویلن سریاله خفن نیست چون میدونه چطور کیش و مات کنه. البته یک نکته مهم که این انتقاد به صنعت فیلمسازی نیست. در کارگردانی این اتفاقا یک میانبر بصری و نمادگراییه و رایجه. ازین حرکتا باید زد تو ساخت فیلم برای رسوندن مفهوم به بیننده، منتها مشکل جایی پیش میاد که این نمادگرایی تبدیل به یک اصل تردید ناپذیر در جامعه میشه. کار ما شکوندن این کلیشهست که بنیان علمی سستی داره، و توضیح بدیم که آیا واقعا میشه از شطرنج کمک گرفت برای زندگی؟ پاسخ، بله، و خیر است...
- مقدمه e4ia, ذهنیتهای حاکم بر شطرنج، بهزودی...
کلینیک ترک بیحجابی عنوان طرحی بود که توسط ستاد امر به معروف و نهی از منکر در ایران با هدف «درمان علمی و روان شناختی بیحجابی» در سال ۱۴۰۳ مطرح شد. طبق اعلام ستاد امر به معروف و نهی از منکر، با دستور قضات زنانی که فاقد حجاب اجباری هستند، به این مراکز معرفی میشوند.
جهان هر بلایی که بر سر یهودیان بیاره رو بر سر ملت ما هم خواهد آورد. همونجوری که هلوکاست رو میم کردن و با دلقک بازی کل قضیه رو زیر سوال بردن، چهار سال دیگه توی آلمان دو تا تینیجر سوسیس دستشون میگیرن و با لهجه دست و پا شکسته میگن "جاوئیدنام". نباید متعجب شد. ما به تخم دنیاییم و بهتره دنیا هم به تخم ملت ما باشه. همیشه همینطور بوده
عا راستی برای مخاطب جدید، من موزیکم قبلا میساختم. بعدا هم ادامش میدم اوضاع روال بشه.
به شخصه اونقدری در هدایت غرق نشدم که بتونم رد یا تایید کنم یا شناخت نسبی بدست بیارم از قلمش.
اما دلایلی که این دوپس خوب برای نقد میاره، مضحکه. اینکه اندیشه سرقته یعنی چی؟ هنر بر اساس سرقته. اینکه محیط اطرافش رو به قلم بیاره کار هنرمنده. تفکر واحد چیه؟ مگه فیلسوفه؟ خود فیلسوفشم در گذر زمان بالا پایین داره حرفاش، بعد نویسنده از ابتدای نوشتن تا مرگش باید فقط یک پیام منسجم و ثابت داشته باشد؟ بعد چندتا نویسنده اصلا چنین متدی داشتند این دومی باشه؟
مملکتی گیر کردیم بخدا. از طرفی تو همه چیز ریدیم حتی ادبیات، ولی یکی میاد به ادبیات یه گیری میده که باید آبو رو اونم گرفت.
