Doug Rattmann
Открыть в Telegram
323
Подписчики
+124 часа
+37 дней
-630 дней
Архив постов
ماههای عمر من بیثمر میگذرد؛ شبهای من طولانی و خسته کننده است. 4شب که سر بر بالین میگذارم میگویم: «ای کاش زودتر صبح شود.» و تا سپیده دم از این پهلو به آن پهلو میغلتم.ایوب دارای فرزندان بسیار و دام های فراوان بود. همشون میمیرن، ثروتش رو از دست میده [در اون دوره دامداری یکی از مهمترین مشاغل بود، وقتی میگیم فلان شخص چوپانه به معنی چوپان امروزی نیست، بلکه در گذشته چوپان خودش طبقه بالای جامعه محسوب میشد]، سلامت جسمیشو از دست میده و جایگاه اجتماعیش از بین میره. مصائب و رنج های بسیاری میکشه. در زبان الهیات آخوند اون دوره، رنج مساوی با گناه بوده، و رفاه پاداش نیکوکاران. ایوب در باب سوم بعد هفت روز سکوت [عدد کامل در ادیان ابراهیمی] یهو قاطی میکنه و روز تولدش رو نفرین میکنه و شروع میکنه به زیرسوال بردن همه چیز. چون میگه من گناهی نکردم و خرد شدم، پس این معامله دروغه. اینجا ما متوجه میشیم آخوند اون دوره، اینو محکم کرده که هر رنجی معنا داره و منشا اون خود انسان و اعمالشه، داستان ایوب زیرسوال بردن این تصوره، چون با این تصور هیچکسی مسئولیتپذیر و پاسخگو نیست و همه باید مطیع باشند. حرف ایوب ساده است: «اگر این معناست پس من نمیپذیرم». اینجا سه دوست ایوب وارد قصه میشن، بلدد، الیفاز و صوفر استدلال میکنند که تو قطعا مرتکب گناه شدی وگرنه مجازات نمیشدی، هیچ کار خدا بی حکمت نیست. جلوتر الیهو میاد که نواندیش دینی محسوب میشه، تا حرف اونارو رد کنه و دلیل بهتری برای گناهکار بودن ایوب میاره. درواقع این چهارنفر نماینده کسانی هستند که به دنبال حقیقت نیستند، بلکه دنبال حفظ تصویر خدا هستند؛ چون اگه ایوب بیگناه باشه و مجازات بشه کل باورهاشون فرو میریزه. ایوب باید گناهکار باشه حتی اگه هیچ گناهی پیدا نشه. ایوب همه چیز رو به چالش میکشه، عدالت رو، حکمت رو، شریعت و دنیارو. ایوب شاکیه که چرا ظالمان در رفاه هستند و چرا کسی جلوی ستمگر رو نمیگیره تا بچههارو از ننههاشون جدا نکنه. ایوب دچار رنج بسیار میشه و اون رو در ورطه پوچی غرق میکنه، دنیارو پوچ میبینه. در مواجه با پوچی میشکنه و عصیان میکنه تا همه چیز رو به چالش میکشه. در پایان خدا در قالب طوفان میاد آبو میگیره روی همشون، و به اون پاچهخواران آخوند میگه «شما درباره من درست سخن نگفتید.» و اوناهم برای معذرتخواهی میرن دام میارن قربانی کنند و بعضیاشم بدن به ایوب. جریان اینه که روحانیت حاکم بر یهود، الهیات معاملهای داره و ایوب ضد این نوع از الهیاته. ایوب در عهدین داستان فروپاشی باورهای غلط و توجیههای دینیه. اون عصیان میکنه و خدا از عصیانش حمایت میکنه. ایوب جمله جالبی داره:
«بدانید که ترس از خداوند[هستی]، حکمت واقعی، و دوری نمودن از شرارت، فهم حقیقی میباشد.»یعنی تواضع دربرابر هستی و قوانینش، و پیرو اشرار نبودن حکمت واقعیه. چون اونا نه تنها متواضع نبودند و میخواستند دنیا طبق قاعده خودشون باشه، بلکه به شر کمک میکردند. بله این نکته مهمیه، که ناگهان وسط قصه یادآوری بشه شمایی که از حکمت و فهم حرف میزنی، با معناسازی از رنج داری به شرارت کمک میکنی. اما در اسلام این بخش کلا نیست. نه دوستان ایوب که نماینده الهیات رسمی جامعه هستند، نه خشم و عصیان علیه خدا یا هستی:
• «وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَىٰ رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ» • «و ایوب را [یاد کن] هنگامی که پروردگارش را ندا داد که مرا آسیب و سختی رسیده و تو مهربان ترین مهربانانی.»امم... همین؟ نه تنها شکایت نمیکنه بلکه واضحا میگه تو مهربانی. که مشخصا اشاره به عهدین میکنه که نه اون روایت جعلیه و ایوب خدارو مهربان میدونسته. در دوره اسلامی لازم بود «رنج = معنا» دوباره برگرده. چانهزنی جایی نداره، بلکه باید تسلیم بود. اما چرا؟ خب باید در نظر داشت اسلام از هوا یهو نیومد، و باید شرایط اون دوره رو بررسی کرد. اون منطقه پر از قبایل پراکنده و بدون دولت مرکزی بود. فرهنگ خشن و پر از کلیشههای انتقام و افتخار حکمفرمایی میکرد. پروژه اصلی اسلام امتسازیه. ساخت امت نیاز به اتحاد منسجم داره، پس باید مضامین فردی عهدین حذف بشه به نفع جامعه. دینی که پیامبرش بتونه بگه «ای ریدم تو این دنیا، عادلانه نیست»، مقدمه اینه که بعدا بقیه هم معترض بشن این خلیفه، این فقر، این جنگ ناعادلانست؛ ما نیستیم شو بخیر. در این سیستم اطاعتپذیری تضمین کننده بقاست و هرنوع اعتراضی یک شکاف در انسجام امت محسوب میشه. امت در اسلام والای فرده، برای همین ثواب نماز جماعت بالاتر از نماز فراداست. الهیاتی که بگه «پیامبر کسیه که به بیعدالتی و پوچی اعتراض کنه» برای امتسازی سمه. برای همین ما «اخلاق بندگی» داریم. بندگی یعنی حق اعتراضی نیست و حق دانستن شما محدوده. عصیان ایوب حذف شد چون امت نوپا تحملش رو نداشت و...
سالیان ساله که جاکشالدولهها از اسامی بیمعنی، ابزار پروپاگاندای حکومتی ساختند. انبیا سلاح در دستان وحشیترین قوم تاریخ شده، و خلع سلاحش کار مهمیه.
سال پیش که کتب عهدجدید رو تموم کردم، پروژهای بلندمدت و شخصی برای خودم گذاشتم برای خوانش متون دینی، و خلع سلاح مدعیان ایمان. به دلایل بسیار این قضیه توقف طولانی مدت خورد، و امروز میخوام دوباره استارتش رو بزنم، تا هر زمان که طول بکشه آروم آروم مطالب رو جمع کنم.
مطالبی که بشه تو کانال گذاشت رو اینجا میزارم، و اونایی که طولانی بشن رو آرشیو میکنم. مطالب قدیمی رو هم فعلا رفرنس میزنم تا در نسخه اصلی کمی بیشتر روشون کار کنم. اونایی که این اسامی براشون مهمه منو نمیخونند، و اونایی هم که براشون مهم نیست این متون شاید بیمعنی باشه؛ اما از اونجایی که اسطورهشناسی و این رویه جایگاه مهمی داره، من اینو به صورت شخصی پیش میبرم. شاید یک روز به درد کسی خورد.
گوزو ۴۹ هزارمیلیارد بودجه دادی به صداسیما، تازه خبرنگارات و خبرگزاریهات و بودجه سازمان تبلیغات و بودجه اکانتای سایبری هم ندید میگیریم. انقدر کسی نمیبینه که اسمس هم میدی جدیدا؟
ولم کن مشتی تو بیای زنگ خونمون رو هم بزنی آیفون رو برنمیدارم گوش بدم ببینم چیمیگی.
نوتیف میاد حس میکنم دوسپسر قاسم سلیمانیام انقدر پیگیرمه.
این پسران هاردی یه مجموعه کتابه که گنجینهی برج یک جلد از ابن مجموعهست. انقدر خط داستانیش و روایتگریش خسته کننده بود که به زور تونستم تا وسطاش ادامه بدم و ولش کردم. گیرا نبود برایم. پیشنهاد نمیکنم به شخصه.
چندبارم شماره تماس پیدا کردم تو کتابای کتابخانه، البته زنگ زدم کسی برنداشت. سابقه یادداشت خرید و فیش بانکی پیدا کردن رو هم دارم.
به شخصه دوست ندارم چیزی بکشم تو کتاب، به جز هایلایت (چه شخصی چه عمومی) ولی همیشه یادداشتهای دیگران برام جالبه. وقتی زیر یه جا خط میکشن آدم فکر میکنه اون موقع تو ذهنش داشته چی میگذشته که زیر این خط کشیده؟ (سهیل همین مشکل رو با انجیل هایلایتی بنده داره)
یکبار یه یادداشتی اول کتاب پیدا کردم، که مخاطبش خواننده بعدی کتاب بود، درباره دووم آوردن و امید و تنهایی. به عنوان کسی که در ارتفاع برجک مشغول خواندن بودم شکهام کرد و برایم قشنگ بود.
اول فکر کردم تاریخ تولدشو زده، بعد دیدم نه تاریخ خرید کتابه چون چاپ اول مال ۱۳۸۰عه. هانیه چاپ اول خریده. اگه فرض بگیریم اینو تو ۲۰ سالگی خونده، الان باید نوه داشته باشه.
+1
آگاصدرا و باران و چای از ترکیب های خوب روزگار است. از ایشان چند کتاب دزدیدم که بزودی خوانده و دربارش صوبت خواهیم کرد.
امروز هم گفتگوی خوبی داشتیم، موضوعات جالبی مطرح شد، تو مسیر هم همه پارادوکسهای مطرح شده توسط انسان را پاسخ دادیم. یحتمل کسی اگه به مکالمه گوش میداد، مارو روانه تیمارستان میکرد.
[از تابلوها، فردا رونمایی میکنم.]
#vie✨
• «متفکران مسلمان به سرعت قابلیتها و ارزشهای آثار ارسطو را دریافتند و در آنها چیزی که با ایمان دینی خودشان در تضاد باشد نیافتند. پس، از در تفسیر آرای ارسطو جهت مقاصد خویش درآمدند. چیزی نگذشت که آموزههای ارسطو آنچنان در تاروپود ایمان جدید رخنه کرد که تقریبا تمامی فلسفه اسلامی به طریقی برگرفته از تفسیرها و قرائتهای اندیشههای ارسطو شد.»
- ص۴۸
• «این هم از طنزهای روزگار است که ارسطوی عاری از لطافت شاعرانه در کتاب فن شعر، آنچنان شرح و تفسیر نافذی درباره ادبیات به دست داده است که تا آن زمان مانندی نداشته است، درحالی که افلاطون، که به مراتب شاعرترین فیلسوفان بوده است، حکم به ممنوعیت فعالیت شاعران میدهد.»
• «ارسطو عادت داشت درسها و سخنرانیهایش را در لیسئوم در حین راه رفتن به همراه دانشجویانش، در میان بگذارد، و از این رو پیروان مکتب او به مشایی معروف شدند (کسانی که قدم میزنند یا راه میروند.) با این حال، برخی دیگر معتقدند که آنها از آن جهت به این نام خوانده میشوند که استادشان در تاقگان یا گذرگاه سرپوشیده، ورزشگاه تدریس میکرد (که آن را پریپاتوس مینامیدند.)»
• «ارسطو منطق خود را «آنالوطیقا» نامید که به معنای تحلیل است.»
آثار ارسطو رو میشه به دو دسته تقسیم کرد، اونایی که خودش برا انتشار نوشته، و اونایی که دستنوشته های تدریسش در لیسیئوم بوده. از اولی متاسفانه چیزی در اختیار نداریم و هرچه هست دومیه، اونم گردآوری دیگران. تازه وقتی همین نسخههای قدیمی میخواست ترجمه بشه، مترجمین جای کلمات محو یا ناخوانا کلمهای که به ذهنشون میرسید مناسب اون جمله باشه رو میزاشتن که خیلیا میگن شاید علت بیشتر اختلافات و جدلها تو آثار ارسطو همین قضیه باشه.
به صورت کلی به شدت انسان مهمیه، هرچند نمیشه ازش خدا ساخت، چنین کاری ابلهانهست. طرف به صورت جدی درباره رابطه شکل دماغ و خلقیات روحی روانی متن نوشته. چون اندیشهاش تا ۲۰۰۰ سال حقانیت مطلق بود، بنابرین اشتباهاتش خیلی بشریت رو عقب انداخت. مثل پیشفرض منشا حیات از آب، خاک، آتش و باد [بعدم شد منبع طب سنتی]. خیلی طول کشید تا بالاخره نظریات ارسطو کم کم کنار بره و نظرات جدید هم بیاد، هرچند منطقی که تدوین کرد تا به امروز کاربرد داره؛ البته قبل اینکه اونو هم نیچه بیاد و بزنه زیرش. امروزه کاربرد منطق، اخلاقیه بیشتر.
در موخره کتاب درباره اینکه بعد ارسطو چه شد، دو نام ابنسینا و ابنرشد میدرخشد. ابنرشد به قدری آرا انقلابی داشت [عقل مرتبه بالاتری از ایمان دارد] که تا مدتها اروپای مسیحی آمادهاش نبود، تا اینکه آکویناس اومد صلح ایجاد کنه. آثار ابنرشد تو پاریس که اون موقع داشت تبدیل به قطب دانش میشد، منتشر شد. ابنرشدیها که این اسم رو برای پیروی از این مکتب انتخاب کرده بودند، قبل آکویناس دعواهای زیادی با کلیسا داشتند و به ارتداد و کفر محکوم میشدند. درواقع میشه گفت بیشتر پیشرفت هایی که داره هی به اسم «تمدن اسلامی» زده میشه مدیون چندنفر انگشت شماره، نه عمامهبهسرهایی که باید با تهدید شمشیر میبردیشون حموم. همون موقع علما و فقها حکم ارتداد و سنگسار این بزرگواران رو میدادند، و الان میخوان امتیازشو به نام خودشون بزنن. همین الانش بعد ۸۰۰ سال حرفای ابنرشد رو بزنی مستقیما میری اوین تا بین کوکاکولا و فانتا انتخاب کنی [میتونید خود ابنرشد رو تو کانال سرچ کنید].
عجیبه یه کارکتر انقدر مهم باشه، بعد یه نئاندرتال جهادی میاد میگه از کسایی مینویسی که یه بارم اسمشو نشنیده کسی. دو دقیقه سرتو از تو کون وحید خراسانی بکشی بیرون گوش تو هم میشنوه عزیزم.
• «هر فضیلتی حد وسط دو افراط و تفریط است که به آن حد اعتدال میگویند.»
خب، نه.
بین این مذهبیا هم «خیرالامور اوسطها» ورد زبان میچرخد. اخلاق در یونان به همین منوال پذیرفته شده بود. افراطکاری های اخلاقی وجود داشت، و همچنین از اون سمت هم کسانی بودند پیروان خدای دیونوسیوس که اهل عیاشی و خوشگذرونی بودند. حتی کلبیها که یهو وسط خیابون شلوارو میکشیدن پایین و استمنا میکردند.
«افراط مکن» قاعده یونانیه، و افلاطون دربارش صوبتیده و ارسطو هم تحت تاثیرش بوده. اما میشه گفت حد اعتدال برای جلوگیری از این افراطیگریها نوشته شده تا یک قاعده اخلاقی صحیح.
چون بهش نقد وارده.
راستگویی کار صحیحی است؟ آیا میتونیم بگیم بهترین کار حد وسط بین راستگویی و دروغگوییه؟ این حرف بیمعنیه. اگر کسی بگه تمام امور دنیا بهترین نحوش وسطشه، داره لفاظی میکنه تا اینکه قاعده اخلاقی تنظیم کنه. اعتدال حرف عوام پسندیه، درصورتی که در رفتار ما نسبت به مسئله تصمیم میگیریم. کسی هست که مطلق رو رد کنه؟ یعنی بگه تجاوز به دختر ۴ ساله هم بد مطلق نیست و بهترین کار حد وسط بین تجاوز کردن و نکردنه.
• «اینکه ما راستگویی را چیزی بدانیم که حد وسط دروغ گفتن از یک طرف و اصلاح دروغ از طرف دیگر است، ممکن است سخنی نبوغآمیز باشد، اما از منظر اخلاقی پوچ و بیمحتواست.»خط قرمز داشتن خوبه. قاعده داشتن باید کمک کنه که تو بهتر مسائل رو درک و تحلیل کنی تا تصمیم درستی بگیری. معمولا کسانی که بیش از حد دنبال قاعدهسازی هستند میخوان خودشون رو از دردسر تصمیم گرفتن لحظهای خلاص کنند، و یک پاسخ از پیش تعیین شده تو جیبشون داشته باشن. خب، دنیا اینطوری کار نمیکنه.
ص۱۱از همون اول شروع ماجرا به صورت هماهنگ مینوشتند بابت خوشگل نشون دادن قبل انقلاب، باید اموال کارگردان و عوامل سریال تاسیان توقیف بشه و باهاش هزینه بازسازی شهر رو بدن. بعد یهو الان خیلی کاملا اتفاقی یکی میاد میگه آره «من تحت تاثیر این سریال تو خیابون اومدم!». میخواید راهزنی کنید خب راهزنی کنید. دزد که این همه تشریفات و فیک نیوز لازم نداره. پول کم آوردید اموال عوامل فیلمای انقلابی رو هم توقیف کنید بابت بیعرضگی در خوشگل نشون دادن جمهوری اسلامی. عا، گیر مدرکید؟ خب شما که هیچوقت سند تخمتون نبوده؛ اشکالی نداره بیا من الان اعتراف میکنم تحت تاثیر فیلمای انقلابی و فضای تاریکشون اومدم خیابان. اینم اظهاریه شاهد. برید ببینم چه میکند کیریمقام های خایهمنصب.
به شخصه به شدت با ایده اسماعیل به فارسی موافقم. اینکه سالگردهارو سر مزار عزیزان از دست رفته بریم و تسلی خاطری برای خانوادههاشون باشیم. برخی تصاویرشو هم اینجا به اشتراک گذاشتم. مزار این عزیزان باید مرکز گردهمایی باشه، و مبارز تربیت کنه. باید بسطنشینی بشه، مثل زمانی که آخوند از دست حکومت پناه میبرد به مسجد و جاش تا مدتی امن بود. هرچند این حکومت برعکس قبلی هیچ حرمتی برای هیچ جایی قائل نیست.
به عنوان کسی که این باور رو دارم، توصیه میکنم فراخوان چهلم رو نادیده بگیرید. چون خود گوشت شدن دربرابر گلوله است. چهلم حدیث نجفی نباید تکرار بشه. هرچند که، توصیه است برای کسانی که میخوان اونجا باشن تا برای خودشون آرامشی باشه. اگه کسی هدفی یا برنامه دیگری دارد من کی باشم جلوشو بگیرم.
متنی دیدم و میخواستم دربارش بنویسم، گفتم چرا الکی اعصاب خودم و شمارو خرد کنم. حکومتی همینه دیگه.
برای حفظ آرامش نسبی خودتون هم دیلی این دقلکهارو دنبال نکنید و واکنش نشون ندید کلا. صحبت فایدهای نداره.
