ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Doug Rattmann

Doug Rattmann

Открыть в Telegram

cake is a lie. ‌ https://t.me/+NAEZFYN3dVY0YzVk

Больше
Иран204 109Категория не указана
323
Подписчики
+124 часа
+37 дней
-630 дней
Архив постов
سجاد جان چه میکشیدی از دست خانواده‌ات واقعا. فکر کنم جدیدا به مامورای سپاه پاسداران میگن «پیک اجل» رو سنگ قبر.
سجاد جان چه میکشیدی از دست خانواده‌ات واقعا. فکر کنم جدیدا به مامورای سپاه پاسداران میگن «پیک اجل» رو سنگ قبر.

• «Blessed are they that mourn: for they shall be comforted».
— Matthew 5:4

+1
در این مرز و بوم زیبا، هم مادر غم فرزند میبیند و هم فرزند غم مادر.

• «سیستم قضایی و حقوقی در ایران وجود ندارد». هرکسی جز این گفت میتونید بزنید تو دهنش. در پرونده پزشکی قانونی سیاوش به صراحت نوشته گلوله مستقیم به جمجمه‌ش خورده. خانوادش پیگیر پرونده قتل فرزندشون میشن. بازپرس دادسرا نامه میزنه به فراجا، و تا ۷۰ روز کلا این دستور رو به تخمشون میگیرن. بعدا دوباره بازپرس تلاش میکنه، و نتیجه‌ای حاصل نمیشه. حالا چی‌شده باشه خوبه؟ به توجیه اینکه «متوفی در اغتشاشات کشته شده و اقدامات عوامل امنیتی در آن ایام برای انجام وظایف نظامی و نه قضایی بوده» پرونده رو میده دادسرا نظامی تهران. حالا خانواده اصرار دارند ماموران بسیج پایگاه سپاه ثارالله نازی‌آباد متهم اصلی‌اند و ما ازشون شاکی هستیم، بعد دادسرا نظامی چیکار میکنه؟ پرونده رو میده دست فرماندهی سپاه محمدرسول الله! فکر کن از یه ارگان شکایت کنی، بعد اونی که متهم به قتله خودش مسئول رسیدگی به پرونده بشه! کجای دنیا چنین چیزی ممکنه؟ فرمانده سپاه هم در پاسخ به بازپرس پرونده، گزارشی از یکی از فرمانده‌هاش میاره که اصلا اون شب ما که پینت‌بال داشتیم، پس نمیتونه کار ما باشه. چندبار رفت و آمد میشه، پرونده دوباره عودت داده میشه به دادسرا ناحیه ۲۷، اونا چیکار کردن؟ بعد ۱۸ ماه تازه گفتن آقا پاشید برید اسناد بیمارستان بهارلو رو بیارید دوباره بررسی کنیم ببینیم جریان چیه. در صورتی که سیاوش منتقل شده بود به بیمارستان کاشانی. منظور؟ حتی بازپرس پرونده از جزئیات پرونده خبر نداشته. بعد ۱۸ ماه دستور میدن آقا برید فیلمای دوربین مداربسته اون محل رو چک کنید و استشهاد محلی بگیرید! یعنی یک سال و نیم گذشته، اینا فکر میکنن هرکی اون شب شاهد بوده هنوزم اونجاست، و یا مداربسته وصل به سرورای فضاییه که یک سال و نیم ویدیو آرشیو کنه. تو فیلمای کارآگاهی آمریکایی زمان طلایی تحقیقات ۴۸ ساعته، ولی خب اینجا کلا عزیزان هیچی به هیچ جاشون نیست. عملا متهم پرونده با قدرت مشروع، خودش مسئول پرونده خودش میشه و خودش خودش رو تبرئه میکنه! بعد بی اجازه تو شهریور۴۰۲ میریزن خونه مادر سیاوش، تفتیش میکنن و وسایل برمیدارن میرن. بارها بهش فشار آوردن که پرونده قضایی رو بیخیال بشه و دیگه پیگیری نکنه. چندین بارهم مزار سیاوش تخریب شده توسط افرادی ناشناس(!). اینم یه اتمام حجت دیگه، درباره علاقه‌مندان به وکیل‌بازی و مبارزه حقوقی.

👇
+1
👇

۱۶/۱۷ سال بیشتر نداشت و از همه ما مرد‌تر بود. سرکار میرفت تا کمک خرج خونه باشه، مثل بقیه درس میخوند و حرفه‌ای فوتبال بازی میک
۱۶/۱۷ سال بیشتر نداشت و از همه ما مرد‌تر بود. سرکار میرفت تا کمک خرج خونه باشه، مثل بقیه درس میخوند و حرفه‌ای فوتبال بازی میکرد. برای آینده‌اش برنامه میریخت. ولی گاهی یادمون میره زیر سایه داعش، حتی زنده موندن هم غیرقابل پیشبینیه، چه برسه به زندگی. روحت شاد و نامت جاویدان.

گفتم دوباره بهت سر میزنم، گفتم ایندفعه که دیدمت برات شمع میارم، دیدی سر حرفم موندم؟ شمع‌ها بیشتر از هرکسی میتونن از من خاطره
+1
گفتم دوباره بهت سر میزنم، گفتم ایندفعه که دیدمت برات شمع میارم، دیدی سر حرفم موندم؟ شمع‌ها بیشتر از هرکسی میتونن از من خاطره بگن، چون روزای بدم رو دیدند. دفعه بعد قول میدم خودم از روزهای خوبم بگم، البته اگه روز خوبی در پیش باشه. مصیبت دی‌ماه یادآور دوباره غم ۴۰۱ بود. تو فراموش نمیشی.

اگه دوماه پیش اتفاقی برات نمیوفتاد، همین امروز داشتی شمع تولد ۲۸ سالگیتو فوت میکردی تا وارد ۲۹ بشی. نوازنده‌ها یه جور دیگه بر
+1
اگه دوماه پیش اتفاقی برات نمیوفتاد، همین امروز داشتی شمع تولد ۲۸ سالگیتو فوت میکردی تا وارد ۲۹ بشی. نوازنده‌ها یه جور دیگه برام قابل احترامن، چون بنظرم هرکسی که سرشار از موسیقیه سرشار از زندگی هم هست. با کشتنت سازت هم سیاسی شد. ما حتی به زمین هفت‌حوض فحش میدیم که ای‌کاش اون شب نجاتت میداد. بیخیالش، خودتو ناراحت نکن. تولدت مبارک.

دانشجوی دانشگاه خوارزمی. تنها دختر خانواده، و مدرس زبان. پیگیر کارای مهاجرتت بودی... اینجا چیکار میکنی؟ چرا انقدر تنها؟ نوشته
دانشجوی دانشگاه خوارزمی. تنها دختر خانواده، و مدرس زبان. پیگیر کارای مهاجرتت بودی... اینجا چیکار میکنی؟ چرا انقدر تنها؟ نوشته بودی «نباید قلب را به زشتی سپرد»... همه دیدن مادرت پیکرت رو تا صبح به آغوش گرفت تا گم نشی، مگه میشه اینارو دید و باز قلب آروم بگیره و تاریک نشه؟ سحر با شلیک مستقیم گلوله به شقیقه، در فلکه سوم تهرانپارس، نامش جاودانه شد.

+1
چیزی نیست دوستان، اینا فقط «پروژه امت سازی» در پیش ندارند. همین.

کاش یه مارکتی مثل فارکس برا آدم‌ها وجود داشت میزدیم ۲۰ هزارتا استاد دانشگاه بمیره، ۱۰ تا اونلی‌فنزدار اضافه بشه به مملکت.
کاش یه مارکتی مثل فارکس برا آدم‌ها وجود داشت میزدیم ۲۰ هزارتا استاد دانشگاه بمیره، ۱۰ تا اونلی‌فنزدار اضافه بشه به مملکت.

انگار یادمون رفته قبل تمام این قضایا، تریبون آزاد و کرسی آزاد اندیشی گذاشته بودن دانشگاه تهران، بعد یارو رو وسط تریبون آزاد دستگیر کردن بردن. «دانشگاه محل گفتگو است» چه کس و شریه مادرقحبه؟ یکی نوشته بود اینا که اینطوری دهنتون رو سرویس کردن تازه قشر تحصیل کرده بودند، ببین بیوفتی دست من و رفیقای کسخلم دیگه چی میشه. تنها ضامن امنیتت اسلحه حکومته.

هربار مکعب باهام صحبت میکنه حالم بهتر میشه، ولی فقط وقتی که حالم بده مکعب باهام صحبت میکنه. گفتگوی بین ما یعنی حال من خوبه یا
هربار مکعب باهام صحبت میکنه حالم بهتر میشه، ولی فقط وقتی که حالم بده مکعب باهام صحبت میکنه. گفتگوی بین ما یعنی حال من خوبه یا بد؟ این تاکسیک‌ترین رابطه‌ایه که تاحالا وجود داشته...
#Companion_Cube

ایام میگذره، همتون میرید، نسل‌های جدید میان، نیکا میمونه و شما نه. از این تراژدی راه فراری نیست. با هیچ ژانگولربازی جاودانه ن
ایام میگذره، همتون میرید، نسل‌های جدید میان، نیکا میمونه و شما نه. از این تراژدی راه فراری نیست. با هیچ ژانگولربازی جاودانه نخواهید شد. و چه ناراحت کنندس این تقلای پوچ برای ماندگار شدن.

من خطاب به بسیجی‌های دانشگاه:
من خطاب به بسیجی‌های دانشگاه:

شما میتونی بگی سخت‌تر میشه بابت محدودیت‌های فیزیکی، اما نمیتونی بگی غیرممکن میشه. پس بازهم میرسیم به اینکه نباید مدارا کرد و اون شخص مسئولیت داره همچنان.

تو گیم‌ آو ترونز یه کاراکتر بود به نام تئون گریجوی، که تو زندان تشکیلات لای پاش رو کلا کندن انداختن دور. و این ازون به بعد نه تنها مردانگیش رو، بلکه اراده‌ش رو هم از دست داد، و در برابر همه‌چیز صامت بود. چون بلایی که سر بعضی‌ها میاد فراتر از ظرفیت روانی‌شونه، و این باعث میشه فکر کنند اوج مصیبت جهان هستی رو اون‌ها تجربه کردند و هر اتفاقی اون بیرون، چیزی کمتر از اون نقطه اوجه. بنابراین به همه‌چیز بی‌تفاوت میشن. وقتی فکر کنی همه دارند کمتر از تو رنج میکشن، و همه اتفاقات پیش پا افتاده‌تر از اتفاقیه که برای تو افتاده، نگاه «تحمل کنید سوسولا» پیدا می‌کنی، که به نوعی از سایکوپتی و اجتماع‌ستیزی تبدیل میشه. وقتی حتی صاحب قدرت از استحکام حکومتش مطمئن نیست، و طرف میپره میگه «فکر کردید این حکومت تکون میخوره کسخلا؟»، یک تحلیل سیاسی انجام نمیده. داره یه رفلکس روانی بروز میده. برای همینه که نمیتونه قول بده متن سیاسی ننویسه‌. چون نمیتونه جلوی رفلکس‌های خودش رو بگیره. تئون تا مدت‌ها شروری که بیضه‌هاش رو برید رو به شکل یک خدای قاهر متعال می‌دید.
- e

درباره آزمایش زیمباردو ظاهرا یک فیلم هم ساختند. البته من ندیدمش، سعی میکنم ببینم. چند نفر گفتند فیلمش از آزمایشش جالب‌تره.
+1
درباره آزمایش زیمباردو ظاهرا یک فیلم هم ساختند. البته من ندیدمش، سعی میکنم ببینم. چند نفر گفتند فیلمش از آزمایشش جالب‌تره.