ru
Feedback
کولیآنا🃏'

کولیآنا🃏'

Открыть в Telegram

اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 حرفی حدیثی نقدی

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
231
Подписчики
Нет данных24 часа
Нет данных7 дней
+130 дней
Архив постов
از جانم کراهت دارم

به پروردگار بگویید امشب هم به تماشا بنشیند بگویید یاری‌اش را به سر بکوبد بگویید سکوت را به لبانش بدوزد چرا که تک تک ما در این هنگام ابراهیم های خلیلی هستیم که تبر هایمان بُرنده تر از همیشه‌، بر سر و رویش فرود خواهد آمد.

شرمسار از زنده بودن

Shahyar Ghanbari - Nakhab Aroom.mp35.77 MB

دهقان همیشه چیزی نو در چنته داره

@RapRelease - Raftam Donbale Khoshbakhti - Farzad Ghadimi.mp37.21 MB

وقتی از نقد سازنده میگم

نمیدونید چقدر خوشحال شدم

‌ بر مزارِ من بکارید ، ای حریفان بیدِ مجنون تا که معشوقم نگردد لحظه ای غمگین و محزون تار مویم شاخه ی افتاده اش را برگ بخشد ریشه اش بر خواریِ تاریک جانم مرگ بخشد کاسه چشمم شود گلدان متروکی هراسان ترس هایم چون گلِ یخ ،سبز در اوجِ زمستان ای صبا از دوریِ تو بید مجنون شد پریشان پیکرِ او را برقصان گیسوانش را بی افشان یه هدیه ی کوچیک امیدوارم حمل بر جسارت بنده نکنی که دست بردم بر اثر زیبات

بر مزارم بکارید مجنون بیدی کان معشوق نپاید محزون دیری تار مویم شاخکش را برگ بخشد ریشه‌هایش خاریَم را مرگ بخشد کاسه‌ی چشمم گلدانش شود خُرد ز خاک من نهالِ ترس شود گُرد پریشان سازش ای باد صبا وش بکن عریان این زلفِ قبا وش
_کیآنا

4_5854692323174127708.mp32.94 MB

photo content

دست و پا شکسته

پسرم عمر می‌فروشی آیا؟ زمانم پیر شده مهلت می‌فروشی آیا؟ در مهلکه‌ی دهر کسی یاد بقا نیست این مه طوفنده دگر باد فنا نیست رقص بکن پای بکوب عقربه را کُش جراره‌ی ماتم، نفس زنجره را کُش دلکم پیر شده، کهولت زده جانم فلکم سیر شده نا کوک شده ساز وصالم پسرم طاقت این دار و دیار در نفسم نیست در بقیع قتل عامم کفنم نیست اگرم عمر نداری عقربه ای کند بده یا که نه نیم عمرم را بگیر دیروزم از نو بده گور ها نام مرا از بَر، تنها ساعتم را غسل تعمید بده پسرم دهر نیم جان می‌خری آیا؟ کاسبم پولم نقد مرگم می‌فروشی آیا؟
_کولیآنا

photo content

و بعد قرنی عاشقانه

این دخترمو دوسش دارم زیاد

زاده‌ی همین ساعت

تو را دانستم از دیباچه‌ی سوگ، از آخرین نطفه‌ی غرس از گلوی مردابیِ غوک، از اولین نقطه‌ی ترس بندناف واپسین بَدوَت گره کرده به دور گردن سازم منِ سرّ الغیوب را هویدا می‌کنی رازم و سوگند به همین قافیه های نیم جانم تو را زارم تو را خوارم ای قبله‌ی عالم، تو را کعبه به کعبه زائرم هم. از طواف نام تو آب در استخوان خاک می‌روید وضویم نیتِ مسحِ گونه‌هایت را می‌پوید و دلم هم دل دریایی‌ام دریازده‌ست از صید امواجت خلیج نیلگون مردمِ چشمت پوزخند ساحل پلکت روی مهتابت در پیاله‌ی حوضمان لک زد من اما در انعکاس تو غرق مغرب شدنت را چالاکم شبی بن‌بستم و قلندروار در خوابی دست هایت را کفن، دست هایم را بِدَم جانی آه ای رود شوریده! درد زلالت را جود وجودم کن، سنگ مردنِ ما سهل است. یاوه گوی شهر آدم ها اینبار ترک‌هایش زخم، بر تنِ دیوار مانندش. چو قمری فاتح یاس، بی‌واژه می‌سرودم تورا باید هزار دستان را انکار، سهرابِ توران، تورا باید. ای پیچک سرسبز بیفشانم تا خورشید بیفشانم تا حریم روزنه‌ی امید آه و آوخ پاک یادم رفت، تو خود خورشیدی و من، طفلک سبزه‌ای مطرود از باغم و ریشه هایم ریشه هایم سایه می‌نوشند...
_کیآنا

آزادتر از گله اسب‌های وحشی وحشی تر از گله اسب‌های آزاد