vamp's all mine
Открыть в Telegram
470
Подписчики
+124 часа
+377 дней
+14130 день
Архив постов
Repost from N/a
«ما تماشاییترین تقابلِ اندوه و لبخندیم؛ خانههایی متروک و طوفانزده که بر سردرِ آنها، چراغانیِ عید آویختهاند. درد، مدتیست که از مرزهای صبوری گذشته، به خلوتِ مویرگهایمان دویده و در بندبندِ وجودمان ریشه دوانده است. با این حال، جهان ما را سرپا و پرفروغ میبیند.
> چه رازیست در این کالبدهای خاکی که زخمِ جان را در ژرفای خود پنهان میسازند و چشمان را به ضیافتِ تبسم میخوانند؟ گویا لبخند، آخرین سنگرِ روحهای خستهایست که نمیخواهند شکوهِ غمانهشان، به ترحمِ آینهها آلوده شود. ما در سکوتِ خویش میشکنیم، در شریاناتمان خونِ رنج جاریست، اما لب بر لب میفشاریم و به روزگار میخندیم؛ چرا که رسمِ پروانههای سوختهبال، همین مدارای بیصدا با آتش است.»
Repost from N/a
میان عاقلانِ شهر، عشقِ من به تو نامی جز بیراهه و آشفتگی ندارد؛ چرا که آنان روح را با ترازوی منطق میسنجند و از تپشهای بیمحابای قلبی که بندبندش به نام تو بسته است، وحشت میکنند. اگر طبیبی بر بالینِ این اشتیاقِ بیحد بنشیند، شاید برای این حجم از دلدادگی و بیخویشتنی، مرثیهی تیمارستان بسراید. او در هیاهوی این سینه، چیزی جز یک بیقراریِ بیمارگونه نخواهد یافت. اما در چشمِ یک شاعر، این همان شکوهِ نابی است که جهان سالهاست در انتظارش میسوزد. من تو را چنان دوست میدارم که واژهها در وصفش به لکنت میافتند؛ عشقی مفرط و بیپروا که عقل را به زانو درمیآورد و قلمِ اهلِ دل را به رقص وا میدارد. این شیدایی، اگرچه مایهی هراسِ مصلحتاندیشان است، اما غزلِ نابی است که جاودانگیاش را تنها در دیوانِ عاشقانِ بیدل میتوان یافت. بگذار جهان ما را مجنون بخواند؛ چرا که من بلندترین شعرِ روزگار را در چشمانِ تو خواندهام..
Repost from N/a
+4
# I love you in a way that would worry a therapist and thrill a poet.
Repost from N/a
𐙚
Couple: Heehoon
نیکی نالید: «هیونگ!! میشه محض رضای فاک اون نامه ی کوفتی رو بندازی تو لاکرش؟» سونگهون با نا امیدی گفت: « اگه هیسونگ ردم کنه چی؟...»✧ 𝘛𝘩𝘦 𝘭𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 —☆ ഒ 𝘢𝘯𝘰𝘯 ───ʚ˚ɞ ─── T.me/auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.
Repost from N/a
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳 ✤
° ᨳ 🍂 𝆹𝅥 𝆹𝅥 ෧ °、🧡 𓂃ᡴꪫ
𝘐𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵 𝘨𝘭𝘰𝘸 𝘰𝘧 𝘢𝘶𝘵𝘶𝘮𝘯, 𝘵𝘸𝘰 𝘴𝘵𝘳𝘢𝘯𝘨𝘦𝘳𝘴 𝘤𝘳𝘰𝘴𝘴 𝘱𝘢𝘵𝘩𝘴. 𝘖𝘯𝘦 𝘨𝘦𝘯𝘵𝘭𝘦, 𝘰𝘯𝘦 𝘴𝘩𝘺—𝘯𝘦𝘪𝘵𝘩𝘦𝘳 𝘬𝘯𝘰𝘸𝘴 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘦𝘯𝘤𝘰𝘶𝘯𝘵𝘦𝘳 𝘸𝘪𝘭𝘭 𝘣𝘦𝘤𝘰𝘮𝘦. 𝘚𝘰𝘮𝘦𝘵𝘪𝘮𝘦𝘴, 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘣𝘦𝘨𝘪𝘯𝘴 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘢 𝘴𝘪𝘯𝘨𝘭𝘦 𝘨𝘭𝘢𝘯𝘤𝘦.🍁
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘼 𝙜𝙚𝙣𝙩𝙡𝙚 & 𝙥𝙧𝙚𝙩𝙩𝙮 𝙖𝙘𝙦𝙪𝙖𝙞𝙣𝙩𝙖𝙣𝙘𝙚🍀
𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: @HhloveEn7Bot𐙚𐙚__ 𝓱𝓮𝓮𝓱𝓸𝓸𝓷 ° 𝜗𝜚 ☆、
Repost from Gravedıgger
𝖨 𝗌𝖾𝖾 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 ı𝗇 𝗒𝗈𝗎
کجا بودی؟ میدونی کِی برمیگردی؟ چون از وقتی رفتی، ظاهراً به زندگیم ادامه دادم، ولی غمگین بودم!
Repost from N/a
« مرا ببوس، نه برای لذت لحظه،
که برای آرامش ابدی روحم.
چرا که تنها با دستانِ توست
که تپشهایِ دیوانهام
به آهنگِ عشق مینشینند. »
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾
Nighttime love
So, you want to propose to both of us?
Of course, we have to do one more thing to make it
You miserable freeloaders—I'm your spouse too, Park!Heehoonki : Threesome🔞
