es
Feedback
‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌vamp's all mine‌ ‌ ‌

‌‌ ‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌vamp's all mine‌ ‌ ‌

Ir al canal en Telegram

u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
549
Suscriptores
+624 horas
+147 días
+12230 días
Archivo de publicaciones
وای❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

اومدم شیرینی قندی🔥🔥🔥🔥

وقتم آزاده مگه چی‌ام)@]@*@<*@

دیدم نوتیفاتو الان میاممیام

اه هی قاطی میکنم از شیرینی قندی به ارام

از ارام به شبرینی قندی⭕️⭕️موضوع مهمی نیست ولی اگه وقتت ازاده پیویتوببین❤️‍🔥

خیلی خوشگله دوستم عاشقشم

‌    ‌ ‌  emo-boi : weblog setting ‌    ‌ ‌     ‌  ‌ ‌$WAG⎯ 💿リッキー

Repost from ㅤ flickér 🆕
تو حق نداری برای ساعتای طولانی من و دخترمو تنها بذاری، میدونی که میترسه و همش سراغتو میگیره...گناهش چیه که باباش یه ادم بی‌عر
تو حق نداری برای ساعتای طولانی من و دخترمو تنها بذاری، میدونی که میترسه و همش سراغتو میگیره...گناهش چیه که باباش یه ادم بی‌عرضست که نمیتونه روزشو با خانوادش شب کنه. Ready or not 2here i come #Heejake .  Angst,Psychological Thriller, Anti‑religion, Dark Erotica

Repost from N/a
‍𐙚  ꫂ❁ 𝒕𝒉𝒆 𝑳𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒏𝒆𝒙𝒕 𝒅𝒐𝒐𝒓 ꫂ❁  𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒: Hoonjay
پارک سونگهون، کاپیتان تیم هاکی، یک دفعه‌ای از تیم میره. دست بچشو میگیره، شهر رو ترک میکنه و تو جایی ساکت و آروم ساکن میشه که غمش رو فراموش کنه. اما چرا شبا وقتی از پنجرش به بیرون زل میزد، فقط اتاق خواب همسایه‌ی جذابش، جونگسونگ، به چشمش میومد؟
𝑁𝑜𝑤 𝑟𝑒𝑎𝑑→ Chapter TEN¹⁰ ‌⋆˚✿˖° 𝘢𝘯𝘰𝘯 #LND ───ʚ˚ɞ ─── @auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.

Repost from N/a
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم. 𓂃 𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟗 - 𝟏𝟎
هر دو به فراموشی پناه بردیم؛ تو نام دیگری را بر لب آوردی و من آغوش دیگری را پذیرفتم.
𓂃  𝐏𝖺𝗋𝗍 𝟗 - 𝟏𝟎

آخـرین نـت شـیفتگےام را نواخـتم اما حتی آن هم نتوانست تن تو را از هم آغوشے با "موجِ رفتن" نجات دهد.

نت هاے تاریکت را برایم بنواز، تمام وجودم را گوش شنواے تاریکے هایت میکنم.
+4
نت هاے تاریکت را برایم بنواز، تمام وجودم را گوش شنواے تاریکے هایت میکنم.

‌ ‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌ سونگهون فقط می‌خواست صبح آرومی داشته باشه؛ اما نیکی ظاهراً برنامه‌ی دیگه‌ای داشت.
‌𝗙𝗘𝗩𝗘𝗥‌
سونگهون فقط می‌خواست صبح آرومی داشته باشه؛ اما نیکی ظاهراً برنامه‌ی دیگه‌ای داشت.