ru
Feedback
؛

؛

Открыть в Telegram

صرفا برای احساس کردن🕯️. ݁₊ ⊹ . My dolls @momochbaft 📬| @imozhdebot

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
234
Подписчики
+424 часа
+127 дней
+1830 день
Архив постов
؛
233
photo content

؛
233
به هرحال، باید فکر خوشبختی را از سر به در کرد. خوشبختی‌ای وجود ندارد. من هرگز خوشبختی نداشته‌ام و احتمالا چنین چیزی اصولا وجود هم ندارد. فقط یک بار در زندگی، بی اندازه خوشبخت بودم، آن موقعی که تمام شب زیر چتر تو نشستم. - سه سال.

؛
233
photo content

؛
233
دلم تنگه پرتقال من.

؛
233
photo content

؛
233
5225566842_1.mp34.54 MB

؛
233
؛
+1
؛

؛
233
نه هیچی نیس فقط دارم گریه میکنمT-T

؛
233
𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘢𝘯..
𝘛𝘩𝘪𝘴 𝘮𝘢𝘯..

؛
233
When I am dead, my dearest / Christina Rossetti, 1862 When I am dead, my dearest, Sing no sad songs for me; Plant thou no roses at my head, Nor shady cypress tree: زمانی که من مرده‌ام، عزیزترینم، برای من آواز غمگینی نخوان؛ بر مزارم هیچ گل رز و درخت سرو سایه‌داری نکار؛ Be the green grass above me With showers and dewdrops wet; And if thou wilt, remember, And if thou wilt, forget. فقط بگذار چمن‌ بالای من سبز و با باران و شبنم صبح خیس باشد؛ و اگر مرا به یاد می‌سپاری، بسپار و اگر فراموشم کنی، فراموش کن. I shall not see the shadows, I shall not feel the rain; I shall not hear the nightingale Sing on, as if in pain: من سایه‌های غم را نمی‌بینم، من باران را حس نخواهم نکرد؛ صدای بلبل را، که گویی با درد آواز می‌خواند، نخواهم شنید And dreaming through the twilight That doth not rise nor set, Haply I may remember, And haply may forget. و زمانی که در گرگ و میش مرگ می‌آرامم که نه تاریک‌تر می‌شود و نه روشن‌تر، شاید به خاطر بیاورم، و شاید از یاد ببرم.

؛
233
؛
+1
؛

؛
233
بهم نگو دوسم داری، به جاش برام هیرونو بخر

؛
233
کیث شادیس تو اتک آن تایتان یه دیالوگی داشت که میگفت: میدونی چرا مردم زندگی میکنن و بدون اینکه هیچ غلطی بکنن میمیرن؟ چون قدرت تخیل ندارن! بدون هیچ هدفی زندگی میکنن اونا از زندگی‌ای که حاصلی جز تولید مدفوع نداره، خجالت زده هم نیستن. نمیتونن به کمال برسن حتی نمیتونن درکش کنن نه حتی نصفش رو، هیچوقت.

؛
233
؛
؛

؛
233
یه حسی شبیه نگاه کردن به ابرا رو داره برام

؛
233
فقط انگار لازمه که این کارو انجام بدم

؛
233
گاهی وقتا دوست دارم کتابامو بیارم پخش کنم دورم. ورق بزنم و صفحاتشون رو بو کنم، نگاهشون کنم و دوباره بچینم سرجاشون نمیدونم چرا هیچ دلیل خاصی هم براش ندارم

؛
233
منم همینطور آنه؛ منم همینطور.
منم همینطور آنه؛ منم همینطور.

؛
233
کتاب مسخ، همیشه برای من شبیه یه زخم باز باقی می‌مونه.

؛
233
؛
؛