801
Подписчики
+2924 часа
+817 дней
+24030 дней
Архив постов
803
✘ ◟♯ Counting The Last Star .ᐟ
╰┈➤ smut, angest, hurt, drama, ᯓ. romance, slice of life,
𓏵‧₊˚ Summary┊
دنیا به سمتی میرفت که انگار قرار بود تمام چراغها یکییکی خاموش بشن. شاید به همین خاطر بود که یاد گرفته بودن وقتی همهچیز در حال فروپاشیه، فقط به یک ستاره خیره بشن. آنها «ماندن» را انتخاب کردن؛ نه چون راه جز این داشتن، بلکه چون میخواستن حتی وقتی جهانِ زیر پاشون ترک میخوره، یادشون نره چطور لبخند بزنن. اینجا قصهی زخمهاییست که در سکوت درمان میشن و فریادهایی که فقط در آغوشِ کسی که دوستش دارن شنیده میشن. آنها نمیجنگن که پیروز بشن؛ آنها میجنگن تا وقتی که «آخرین ستاره» هم خاموش شد، تنها نباشن
803
اهم خوشگلایی که جدید اومدین
خیلی خوشومدین فعلا این فیکشن چنل رو بخونین تا ایو جدید به چنل اضافه بشه ✨
803
اگه سوار بشی فردا صبح به این راحتیها نمیتونی راه بری
جالب ترین ترند wrong text هست که این چنل کلی ایو راجبش گذاشته، بیا و بخون همه اسماته🍑
803
Repost from 𝗢𝗿𝘀𝗮𝘆 𝗧𝗮𝗯 🧧
فول فیکشن اسمات💦 امگاورس از کدوم کاپل میخواین؟! فولدر مخصوصشو اد کن محدودیت سنی
803
Repost from 𝗢𝗿𝘀𝗮𝘆 𝗧𝗮𝗯 🧧
طرفدار کدوم بیشتره؟! چنلای محدودیت سنی رو میذارم هر کدوم بیشتر رای اورد کلی پست داریم ازش🔞
803
Repost from 𝗢𝗿𝘀𝗮𝘆 𝗧𝗮𝗯 🧧
❤️محدودیت سنی ترین ایو و وانشات هارو از این چنلا بخون🍌 استادی که تو کلاس شاگردشو تنبیه میکنه؟!
بوی #دردسر میدی و علاقه شدیدی دارم پسرای دردسرساز رو #ادب کنم عزیزم𝗦 𝗠 🔞 𝗨 𝗧
"تنها چیزی که میتونم بهت بدم #نگاهم روی #انگشتاته وقتی سعی داری خودت رو کام کنی."🔗 بزن رو لینک و بیا پیشمون https://t.me/addlist/E3N4NmxlJjI3YTg0 https://t.me/addlist/5SqrhXukCqA0OTFk تــــ𝘁𝗮𝗽ـــپ 💋 تــــ𝘁𝗮𝗽ــــپ
803
پاهای فلیکس رو برای دسترسی بیشتر فاصله داد؛ انگشت فاکش رو به ورودی نبض دارش کشید. پریکام چکه شده از عضوش رو لیس زد و اولین انگشتش رو به سختی وارد حفره تنگش کرد.
- شت... اخرین بار کی باهم بودیم...؟ - شش ماه یا قبلتر...؟ نمیدونم فا..اخ...از تنگی و حس نرمی حفره فلیکس دور انگشتهای بلندش، زیر دلش پیچ خوشایندی خورد و عضو هارد شدهاش داشت لباس زیرش رو پاره میکرد...🔞
803
پاهای فلیکس رو برای دسترسی بیشتر فاصله داد؛ انگشت فاکش رو به ورودی نبض دارش کشید. پریکام چکه شده از عضوش رو لیس زد و اولین انگشتش رو به سختی وارد حفره تنگش کرد.
- شت... اخرین بار کی باهم بودیم...؟ - شش ماه یا قبلتر...؟ نمیدونم فا..اخ...از تنگی و حس نرمی حفره فلیکس دور انگشتهای بلندش، زیر دلش پیچ خوشایندی خورد و عضو هارد شدهاش داشت لباس زیرش رو پاره میکرد...🔞
803
Repost from N/a
مینهو داشت به ناله های ضعیف پسر کوچکتر تو آغوشش گوش میداد و به این فکر میکرد که این جیسونگ نیدی که برای کام شدنش به اجازه مینهو نیاز داشت، چقدر پیش بقیه جدی و بی نیازه.
