ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

the 1380s

the 1380s

Открыть в Telegram

مهم‌نیست کی هستی؛ تو دوستِ‌خوب منی -الف

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
228
Подписчики
+124 часа
-207 дней
-1230 дней
Архив постов
ناشناس🧣 @zendemundanbot

خلاصه سرت رو درد نیارم عزیزم، منم دارم بالا میارم؛ هرآنچه که تو این مدت بلعیده بودم و به خوردم داده شد رو. حالا خسته ترینم. لطفا کوله‌ام رو سنگین تر از اینی که هست، پُر نکن. بذار جلوتر راه برم و فاصله بگیرم.

کاش متولد دهه هفتادی می‌بودم که ١۴٠١ تموم کرده بود. یا لااقل تا الان داشت تو ایتالیا برای شاگردای یه کلاس خصوصی‌ هنر و طراحی تدریس می‌کرد. #زندگی_بی_حاشیه #ایران

تقریبا غیرممکنه که بشه ولی دلم یه زندگی سبز و سالم می خواد.

photo content

photo content

photo content

عملا خیلی از محدودیت ها وجود نداشت برای ترس و سانسور.
سوال اصلی اینجاست..
.. بدون دخالت مذهب و سیاست چه آثاری از فرهنگ و هنر می‌تونست وجود داشته باشه ⁉️

🪑دوستم می‌گفت استادشون سوال پرسیده که -اگر دوره رنسانس ایران بودین، چه اثر هنری ثبت میکردین؟- و من یاد قضیه‌ای افتادم که همیشه مثل یک معمای حل نشده برام باقی میمونه. اونم اینکه.. "اگر ایران هیچوقت به‌دست جمهوری اسلامی نمیوفتاد، چه شکلی می‌شد؟"

از معدود دفعاتیه که دلم نمی‌خواد خونه رو ترک کنم و دوباره برگردم خوابگاه. ヘルプ !!

امشب بارونی بود. مخمل رو بغل گرفته بودم و از بالکن داشتیم بیرون رو دید میزدیم. واحد یکی از ساختمون‌های به نسبت دور، چراغشون از بقیه واحدها نارنجی تر میزد. داخل، دو نفر بودن که باهم تاب میخوردن و تانگو میرقصیدن. ناخودآگاه لبخندم جون گرفت. تو دلم گفتم ” کاش ما جای اونا بودیم.“ بااینکه نمیشناختمشون، عمیقا آرزو کردم خوشبخت باشن و زمانی هم برسه که یکی مارو ببینه و اونم با خودش بگه ”کاش ما جای اونا بودیم.“ - به همکاریِ e & N -

وای فقط اونی که ریکت angry زده. بامزه😭.

≈ 2 : 59 اگر چیزی برای به اشتراک گذاشتن وجود داشت
حتی برای دزدیدن موزیک‌های تک‌نسخهء هم:
@zendemundanbot

هیچوقت وجود مخمل برام عادی نمیشه. دقیقا مثل روز اولی که دیدمش ذوقشو دارم. ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌(از یک‌ماهگیش تا الان که دو سالشه) وقتی دراز کشیدی و یه موجود پشمالوی چهاردست و پا میاد از روت رد بشه، و یا گاها میشینه روی قفسه‌سینه‌ات، به معنای واقعی کلمه خیلی بامزست.

photo content
+1

مشکل اونجایی بود که بلد شدم سانسورچی باشم. هیچکس منِ واقعی رو نپرسید، ندید، نشناخت و نخواست.

پوک سنگینی از سیگارش گرفت. جمع دوستاش گرم صحبت و خنده بودن. اون زل زده بود به یه نقطه نامعلوم. تو فکر بود. به انعکاس نور نگاه
پوک سنگینی از سیگارش گرفت. جمع دوستاش گرم صحبت و خنده بودن. اون زل زده بود به یه نقطه نامعلوم. تو فکر بود. به انعکاس نور نگاه میکرد. "موبایل لعنتی. دوباره جا مونده تو اتاق...، تو گوشیتو میدی یه عکس بگیرم؟ راستش می‌خوام یادگاری بمونه!" ته‌مونده سیگار رو خاموش کرد. دلتنگ نوری بود که خیلی وقته دیگه نیست. 19oct، -از لابلای گلبرگ‌های آفتابگردان، نور دوباره متولد میشود-

این‌که با ذوق رفتم کتابخونه دانشگاه، کتاب‌هامو انتخاب کردم گذاشتم کنار و بعد خانومیِ اونجا گفت کتاب‌هارو نمی‌تونی ببری چون اسمت تو سامانه نیست، کل روزمو خراب کرد. ムカつく !

Repost from N/a
Everything Is Wrong (Ext.) LUNACYCL sleepcycl.m4a3.51 MB

با اولین دوستِ دانشگاهیم حرف می‌زدیم، یهو برگشت گفت: ‹ تو ادم مهربونی هستی امیدوارم ادمای مهربونم سر راهت قرار بگیرن ک اذیت نشی از ادما.. › خوشحال‌ و بغضی‌ترینم.